کفاره

نوع اصطلاح :
عنوان :
کفاره
کفاره خوردن تخم شترمرغ در حال احرام
مردی اعرابی در حال احرام حج به لانه‏ی شترمرغی رسید، تخم‏های آن را شکست و پخت و خورد بعدا بیادش آمد که این کار بر محرم حرام است. به مدینه آمد، پرسید: خلیفه‏ی پیامبر کیست؟. گفتند: ابابکر.
به مجلس او رفت و مسئله را از او پرسید، او و تمامی کسانی که در مجلس او بودند از جواب عاجز ماندند. زبیر او را به خانه‏ی علی هدایت کرد. علی علیه‏السلام قبل از پرسش، او را از شرح ماجرا خبر داد و فرمود: از این طفل (امام حسن علیه‏السلام) در حال آموختن خط بپرس او با ناراحتی گفت کار دین به کجا کشید که خلیفه‏ی پیامبر و یاران او جواب مسئله‏ای را نمی‏دانند و مرا به کودکی حواله می‏دهند پس دین محمد از بین رفت.
امام علی علیه‏السلام به او فرمود: دین از بین نرفت و نمی‏رود تو پرسش خود را مطرح نما. وقتی مسئله را از امام حسن علیه‏السلام پرسید جهت امتحان آن حضرت گفت: من از روی عمد و فراموشی این کار را کردم.
قال علیه‏السلام:
زدت فی القول یا اعرابی؟ قولک عامدا لم یکن هذا من مسألتک، هذا عبث.
قال الأعرابی: صدقت ما کنت الا ناسیا. فقال له الحسن علیه‏السلام: و هو یخط فی صحیفته: [یا أعرابی] خذ بعدد البیض نوقا فاحمل علیها فنیقا فما نتجت من قابل فاجعله هدیا بالغ الکعبة فانه کفارة فعلک.
فقال الاعرابی: فدیتک یا حسن (ان) من النیق من یزلقن. فقال الحسن علیه‏السلام: یا اعرابی ان من البیض ما یمرقن. فقال الاعرابی: ان هذا الصبی محدق فی علم الله مغرق و لو جاز ان یکون ما قلته لقلت انک خلیفة رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم. فقال له الحسن علیه‏السلام: یا اعرابی أنا الخلف من رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و أبی أمیرالمؤمنین علیه‏السلام الخلیفة. فقال الاعرابی: و أبوبکر ماذا؟. فقال الحسن علیه‏السلام: سلهم یا اعرابی. [1] .
امام حسن علیه‏السلام فرمود:
(ای بادیه‏نشین بر سؤالت اضافه کردی، این سخنت که گفتی: «از روی عمد» از سؤال‏هایت نبود، این حرف بیهوده‏ای بود. بادیه‏نشین گفت: راست گفتی، من از روی فراموشی این کار را کرده بودم. امام حسن علیه‏السلام در حالی که در حال نوشتن روی کاغذ بود، به او فرمود: به تعداد تخم‏ها ماده شتران آماده کن و بگذار «تا در فصل باروری حیوانات» شتران نر با آن شتران ماده آمیزش کنند و هر چه در سال آینده زاییدند، قربانی به سوی کعبه بفرست و همان کفاره کارت می‏باشد.
بادیه‏نشین گفت: قربانت گردم ای حسن برخی از نران لایی داده [و در نتیجه بارور نمی‏توانند بکنند] حسن علیه‏السلام فرمود: برخی از تخم‏ها هم ممکن بود، فاسد باشند و قابل جوجه شدن نباشند.
بادیه‏نشین گفت: این بچه در علم خدا دقیق و در آن شناور است و اگر سخنم مجاز بود، می‏گفتم که تو خلیفه‏ی رسول الله هستی.
حسن علیه‏السلام فرمود: ای اعرابی من فرزند رسول خدایم و پدرم امیرمؤمنان و خلیفه است. بادیه‏نشین گفت: پس ابوبکر چه کاره است؟. حسن علیه‏السلام فرمود: از خودشان بپرس.)

پی نوشت ها:
[1] 1- اثبات الهداة، ج 5، ص 128، ح 15، ب 12، فصل 2، نقل از تهذیب.
2- تهذیب الأحکام، ج 5، ص 354، ح 144 / 1231، ب 25.
3- حلیة الأبرار، ج 3، ص 37، ح 3، ب 6، نقل از تهذیب.
4- مدینة المعاجز، ج 3، ص 400 و 401، ذیل ح 106 / 944. ط. جدید، و موسوعة المصطفی و العترة، ج 5، ص 103 نقل از شرح الأخبار.
5- مسند الامام المجتبی علیه‏السلام، ص 98، ح 7، و ص 704، ح 1.
6- مناقب آل أبی‏طالب، ج 4، ص 10، نقل از شرح الأخبار.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir