ارتباط و برخورد با واعظ نمایان

نوع اصطلاح :
عنوان :
ارتباط و برخورد با واعظ نمایان
در قسمت بررسی «بعد فرهنگی» وجود مبارک حضرت زین العابدین، نامه بلند و جامع و هدایتگر حضرت به یکی از آخوندهای درباری تحت عنوان «متن نامه حضرت سجاد علیه‏السلام به محمد بن مسلم بن شهاب زهری» مورد بررسی قرار گرفت که حاوی نکات بسیار ارزنده بود و از آن بخوبی شهامت فوق العاده حضرت در ارشاد «واعظ نمایان» استفاده می‏شود. چه اینکه حضرت آن شخص را از آلت دست نظام سیاسی فاسد قرار گرفتن و سوء استفاده از علوم او بر حذر داشته و او را به خودسازی و رسیدن به معرفت و کمال دعوت کرده‏اند.
برخورد دیگری که از حضرت سجاد علیه‏السلام با یکی دیگر از واعظ نمایان معاصر خود گزارش شده مربوط به شخصی است به نام «حسن بصری» [1] که در این قسمت آن را مرور می‏کنیم:
روزی حضرت زین العابدین علیه‏السلام به «حسن بصری» گذر نمودند که او در «منی» ایستاده بود و مردم را موعظه می‏کرد. حضرت روبروی او ایستاد و فرمود: «دست نگه دار!! من از تو سؤال می‏کنم راجع به حالی که تو هم اینک در آن مقیم هستی، آیا برای خودت و در آنچه بین تو و بین خداوند است می‏پسندی که در همین حال بمیری؟ مرگی که ممکن است فردا به سراغ تو آید؟!!» او گفت: نه. حضرت فرمودند: «آیا با خود حدیث نمی‏کنی راجع به انتقال و تحول از حالی که برای خود نمی‏پسندی به حالی که آن را بپسندی؟!!»
او برای مدتی به زمین خیره شد و سپس گفت: «من این مواعظ را بدون حقیقت می‏گویم.»
حضرت فرمود: «آیا بعد از حضرت محمد - صلی الله علیه و آله وسلم - پیامبری را آرزو می‏کنی که با او دارای سابقه‏ای باشی؟»
گفت: نه. حضرت فرمود: «آیا منزلی غیر از منزلی که به آنجا بر خواهی گشت آرزو داری تا در آن به کار مشغول شوی؟!!» گفت: نه. حضرت فرمود: «آیا تا به حال هیچ کس را دیدی که دارای عقل وافری باشد و برای خودش از خودش چنین وضعی و حالی را بپسندد؟ تو بر حالی هستی که آن را نمی‏پسندی برای خودت این خیال را نداری که نفست را به حالی که حقیقتا آن را می‏پسندی منتقل نمایی!! و پیامبری هم بعد از حضرت محمد - صلی الله علیه و آله وسلم - امید نداری و به منزلی غیر از منزلی که تو در آن هستی و به آن رجوع می‏کنی نمی‏شناسی و امید نداری که در آن به کار مشغول شوی و با همه این احوال باز تو مردم را موعظه می‏کنی؟!!»
چونکه حضرت علیه‏السلام پشت کرده و رفتند، «حسن بصری» گفت: «این چه کسی است؟» به او گفتند: «علی بن الحسین است». او گفت: «اهل بیت علم!!!» و بعد از آن دیگر دیده نشد که حسن بصری برای مردم موعظه کند. [2] . شبیه همین موضوع و برخورد نیز برای حضرت سجاد علیه‏السلام نقل شده که روزی «حسن بصری» را کنار «حجرالاسود» دیدند که قصه می‏گفت. حضرت فرمودند: «ای آقا که اینجا هستی آیا برای خودت مرگ را می‏پسندی؟» گفت: نه، فرمودند: «آیا عمل تو برای حساب صلاحیت دارد؟» گفت: نه، فرمودند: «آیا در آنجا منزل دیگری برای عمل و کار وجود دارد؟» گفت: خیر، حضرت فرمود: «آیا برای خود در روی زمین پناهگاهی جز این خانه سراغ داری؟» گفت: خیر، حضرت فرمود: «پس چرا مردم را از طواف بازمی‏داری و مشغول می‏سازی؟» و سپس رفتند. آنگاه «حسن» گفت: هرگز در گوشهای من به مانند این کلمات از هیچ کس وارد نشده است، آیا این مرد را می‏شناسید؟ گفتند: این «زین العابدین» است او گفت: «ذریه‏ای که بعضی از بعض دیگرند.» [3] .

پی نوشت ها:
[1] «حسن بصری» چنانکه «کشی» فرموده است یکی از افرادی است که به عنوان «زهاد هشتگانه» معروف شده‏اند. ولی او با هر گروهی که برخورد می‏کرد بر اساس هوا و خواهش آنان با آنها مواجه می‏شد و برای ریاست، بسیار ظاهر سازی می‏کرد و رئیس «قدریه» به شمار می‏آمد. با توجه به آنچه از کتب تراجم به دست می‏آید «حسن بصری» یک عالم سنی مذهب بوده و نزد سنیان از شخصیت موجهی برخوردار بوده است ولی چنانکه روشن است واعظی غیر متعظ و زاهدی ریا کار بیش نبوده که برای ریاست خود بسیار اهل فریب و ظاهر سازی بوده است.
[2] بحارالانوار، ج 46، ص 116، ح 2 (به نقل از احتجاج طبرسی).
[3] بحارالانوار، ج 46، ص 132، ح 22 (به نقل از مناقب).

منبع: اسوه کامل‏؛ محمد محسن دعایی؛ اطلاعات چاپ اول 1380.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir