ارتباط و برخورد با حیوانات‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
ارتباط و برخورد با حیوانات‏
حضرت علی بن الحسین امام زین العابدین علیه‏السلام نه تنها جامعه اسلامی را از محبت و گذشت و بزرگواری خود بهره‏مند نموده و همگان را مشمول چشمه فیاض کمالات و بی‏انتهای وجود اقدس خود قرار می‏دادند، که در سطح «جامعه حیوانی» نیز کمالات خود را نسبت به حیوانات هم آشکار نموده، این بخش از موجودات را مشمول لطف و عنایت و صفات عالیه انسانی و الهی خود می‏ساختند. در قسمت «اطلاع حضرت از لغات حیوانات و احوال آنها» روایات متعددی از برخورد حضرت سجاد علیه‏السلام با حیواناتی نظیر «روباه»، «آهو» و «گرگ» نقل گردید که چگونه حضرت از آنها مشکل گشایی نموده و به آنها محبت ورزیدند. آنها را به سر سفره خود دعوت کردند و به آنها ایمنی و امنیت بخشیدند و آنها نیز برای حضرت و اصحابشان دعا کردند.
اما آنچه در مجموعه زندگانی حضرت سجاد علیه‏السلام در این ارتباط بسیار حائز اهمیت است و جلب توجه می‏کند برخورد حضرت با ناقه‏ای (شتر ماده) است که بارها با او حج گزارده بودند و در طول این سفرهای مکرر حتی یک تازیانه هم به او نزده و ابدا او را تنبیه نکرده بودند و اینکه در پایان عمر حضرت، سفارش آن «شتر» را به فرزندشان می‏نمایند و بالاخره قدرشناسی آن حیوان از صاحب و مولای خود که چگونه پس از ارتحال حضرت، به سر قبر آن بزرگوار آمده و اشک می‏ریزد و بی‏تابی‏ها می‏کند تا اینکه با اقامتی سه روزه بر سر آن قبر مطهر، در فراق مولای خود جان می‏سپارد. این امور حقیقتا قابل دقت می‏باشد و باید برای جامعه انسانی مایه پند باشد که ارتباط حیوانات با ذات اقدس «ولی خدا» چگونه است و آنها چگونه به امام معصوم عشق می‏ورزند، ولی بعضی از انسانها چگونه با کمال جهل و بی‏معرفتی با آن ذوات مقدس مواجه شده و نه تنها خود استفاده نمی‏برند که جلوی استفاده دیگران را نیز سد می‏کنند.
اینک بعضی از روایات در زمینه ارتباط و برخورد حضرت با مرکب سواری خود را مرور می‏کنیم.
1- در بین کوههای «رضوی» ناقه حضرت درنگ نموده و در راه رفتن سستی کرد حضرت او را خوابانیده وسپس تازیانه‏ای و چوبی را به او نشان دادند و فرمودند: «به خوبی و راحتی سیر می‏کنی و یا اینکه هر آینه انجام خواهم داد!!»
آن «ناقه» در پی این کلام حضرت، به خوبی شروع به راه رفتن کرد و دیگر بعد از آن در راه رفتن سستی به خرج نداد و درنگ ننمود. [1] .
2- امام صادق علیه‏السلام فرمودند: علی بن الحسین علیه‏السلام بر مرکبی ده حج به جا آورد ولی حتی یک تازیانه به او نزد، آن مرکب در سالی از سالها حضرت را در راه رفتن متوقف کرد (یعنی خود خوابید و مانع از رفتن حضرت شد) اما باز او را با تازیانه نزدند. [2] .
3- یکی از اصحاب حضرت می‏گوید: من با علی بن الحسین علیه‏السلام به حج مشرف شدم در بین راه ناقه حضرت در راه رفتن کندی به خرج داد. حضرت با چوبی بر او اشاره نمودند و سپس فرمودند: آه!! اگر قصاص نبود. و بعد دستشان را از جلوی آن ناقه به عقب کشیدند. [3] .
4- «زرارة بن اعین» می‏گوید: حضرت علی بن الحسین -علیه‏السلام- با ناقه‏ای بیست مرتبه به حج مشرف شدند ولی حتی یک تازیانه به او نزدند. [4] .
5- حضرت علی بن الحسین علیه‏السلام شتر خود را در راه از «مدینه» به «مکه» هرگز نمی‏زدند. [5] .
6- امام صادق علیه‏السلام فرمودند: حضرت علی بن الحسین علیه‏السلام هنگامی که موقع وفاتشان شد به فرزندشان حضرت محمد بن علی علیه‏السلام فرمودند: «من با این ناقه‏ام بیست مرتبه حج بجا آورده‏ام و حتی یک تازیانه به او نزده‏ام پس هرگاه مرد او را دفن کن تا گوشت او را درنده‏ها نخورند، هر آینه رسول الله - صلی الله علیه و آله وسلم - فرمودند: «هیچ شتری نیست که برای هفت سال در موقف «عرفه» بر روی او وقوف انجام گرفته باشد (یعنی هفت بار به سرزمین عرفه آمده باشد) مگر اینکه خداوند او را از نعمتهای بهشت قرار داده و در نسلش برکت قرار می‏دهد.
در پرتو سفارش حضرت سجاد علیه‏السلام، چون آن ناقه مرد حضرت باقر -علیه‏السلام-برای او حفره‏ای کنده و او را در آن دفن نمودند. [6] .
7- زرارة می‏گوید: از حضرت امام باقر -علیه‏السلام- شنیدم که می‏فرمود: «حضرت علی بن الحسین -علیه‏السلام- ناقه‏ای داشتند که با او بیست و دو مرتبه حج گزارده بودند و در طول این مدت هرگز یک تازیانه هم به او نزده بودند. این شتر بعد از رحلت حضرت پس از مدت اندکی متوجه آن حادثه شد. ولی یکدفعه بعضی از موالیان من نزد من آمده و گفت: «ناقه» از جایگاهش خارج شده و به سر قبر حضرت علی بن الحسین -علیه‏السلام- رفته و بر روی آن خوابیده است و با گردن خود به آن می‏مالد و می‏خروشد و از دهانش کف بیرون می‏آید. حضرت فرمود: «من گفتم او را به چراگاه خود برگردانید.» و او هرگز قبر را ندیده بود. [7] .
8- امام صادق علیه‏السلام می‏فرمایند: در شبی که حضرت علی بن الحسین علیه‏السلام وفات یافتند به فرزندشان در مورد «ناقه» خود سفارش فرمودند تا در موقع گذاشتن محمل بر پشت او حتما بند محمل را که بر تنگ او می‏بندند تا عقب نرود، برای او گذاشته شود و علف او را مرتب به او بدهند.» این کار انجام گرفت ولی چیزی نگذشت که آن ناقه به سمت قبر حضرت بیرون رفت و همینکه به قبر رسید گردن خود را بر آن کوبید و از دهانش کف آمده و چشمش اشک ریزان شد.
در این حال خدمت محمد بن علی -علیه‏السلام- آمدند و مطلب را به حضرت گفتند. حضرت به سراغ این ناقه آمدند و فرمود: «صبر کن!! الآن بلند شو، خداوند تو را مبارک گرداند.»
شتر اطاعت کرده و به سلامت بلند شد و در محل خود وارد گردید، اما باز چیزی نگذشت که از آنجا خارج شده و به سوی قبر آمد و گردن خود را بر آن کوبیده و با دو چشم خود اشک ریخت. باز به حضرت محمد بن علی علیه‏السلام مطلب را گزارش دادند و ایشان نزد او آمده و فرمودند: «صبر کن!! الآن بلند شو» ولی این دفعه انجام نداد و اطاعت نکرد. حضرت فرمود: «او را رها کنید چرا که در حال وداع است» و فقط سه روز گذشت که او مرد.
و این همان ناقه‏ای بود که حضرت سجاد -علیه‏السلام- با او به سوی «مکه» می‏رفتند و تازیانه را به کجاوه آویزان می‏کردند ولی حتی یک دفعه هم او را نمی‏زدند تا دوباره به «مدینه» وارد می‏شدند. [8] .

پی نوشت ها:
[1] بحارالانوار ج 46، ص 44 (به نقل از کشف الغمه).
[2] بحارالانوار ج 46، ص 71، ح 51 (به نقل از محاسن).
[3] بحارالانوار ج 46، ص 76، ح 69 (به نقل از ارشاد).
[4] بحارالانوار ج 46، ص 91 (به نقل از کشف الغمه).
[5] بحارالانوار ج 46، ص 91، پاورقی (به نقل از حلیة الاولیاء).
[6] بحارالانوار ج 46، ص 70، ح 49 (به نقل از ثواب الاعمال و محاسن).
[7] بحارالانوار ج 46، ص 147، ح 2 (به نقل از بصائر، ارشاد، اختصاص).
[8] بحارالانوار ج 46، ص 148، ح 4 (به نقل از اختصاص).

منبع: اسوه کامل‏؛ محمد محسن دعایی؛ اطلاعات چاپ اول 1380.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir