نفرین مستجاب

نوع اصطلاح :
عنوان :
نفرین مستجاب
«منهال بن عمرو» یکی از اهالی کوفه می‏گوید:
برای انجام حج به مکه رفتم و در آن جا به محضر امام سجاد علیه‏السلام شرفیاب شدم. آن حضرت چون مرا دید و از محل اقامتم پرسید و فرمود: «از حرملة بن کاهل اسدی (قاتل برادر شیرخوارم علی‏اصغر) چه خبر؟»گفتم: «او زنده است و در کوفه سکونت دارد.» امام علیه‏السلام با چشمانی اشکبار دست به آسمان بلند کرد و سه مرتبه فرمود: «اللهم اذقه حر الحدید، اللهم اذقه حر النار.» «پروردگارا! داغی آهن را به او بچشان. پروردگارا او را به آتش دوزخ بسوزان.»
من از سفر حج بازگشتم و چون باخبر شدم که(مختار) در کوفه به خونخواهی امام حسین علیه‏السلام قیام کرده است با یکی از دوستانم به قصد دیدار او حرکت کردیم.
چون به محضر مختار رسیدیم، دیدیم مختار اسب خود را طلبید و با سپاهیانش به محله‏ی کناسه‏ی کوفه حرکت نمود. ما نیز با مختار همراه شدیم و دانستیم که او مأمورانی را برای دستگیری «حرمله» فرستاده است. مدتی نگذشت که مأموران مختار، حرمله را دست بسته آوردند. مختار چون نگاهش به حرمله‏ی جنایتکار افتاد فرمود: «حمد و سپاس خدایی را که مرا بر تو مسلط نمود.» آن‏گاه دستور داد تا دست‏های حرمله را قطع کنند. این فرمان فورا اجرا شد. مختار دستور داد تا پاهای او را نیز قطع کنند. و مأموران اجرای حدود، این فرمان را نیز به اجرا درآوردند. آن‏گاه مختار دستور داد تا آتش روشن کنند و حرمله را در میان آتش سوزان بسوزانند.
منهال بن عمرو گوید: چون حرمله را در میان آتش سوزان دیدم، ناخود آگاه به یاد دعای امام سجاد علیه‏السلام در مکه افتادم و از روی تعجب چند بار گفتم: «سبحان الله، سبحان الله...»
مختار متوجه من شد و فرمود: «چرا تسبیح گفتی؟» من داستان خود و دعای امام علیه‏السلام را نقل کردم و گفتم اینک از مشاهده‏ی اجرای نفرین امام علیه‏السلام به دست تو متعجب شدم و خدای را تسبیح گفتم. مختار از شنیدن این خبر بسیار شادمان و هیجان‏زده شد و گفت: «الله، الله. آیا به راستی ابوالحسن در مورد حرمله این چنین نفرین فرمود.»
گفتم: «آری به خدا سوگند.» مختار فورا از اسب پیاده شد و دو رکعت نماز خواند و سجده‏ای طولانی به جا آورد و خدا را به سبب افتخاری که نصیبش شده بود شکر گفت.
سپاه مختار پس از سوزاندن حرمله به طرف کوفه بازگشت. چون به مقابل خانه‏ام رسیدیم به مختار گفتم: «ای امیر! مرا سرافراز کن و امروز ناهار میهمان من باش.» مختار فرمود: «ای منهال! تو به من خبر می‏دهی که ابوالحسن سه بار حرمله را نفرین نمود و آن‏گاه دیدی که نفرین ابوالحسن به دست من اجرا شد و با این وجود مرا برای صرف غذا دعوت می‏کنی؟ امروز روز غذا خوردن نیست بلکه روزی است که باید به شکرانه‏ی اجرای خواسته‏ی ابوالحسن به دست من روزه گرفت.» [1] .

پی نوشت ها:
[1] کشف الغمه، ج 2، ص 312 - بحارالانوار، ج 45، ص 332.

منبع: کرامات و مقامات عرفانی امام سجاد؛ سید علی حسینی قمی؛ نبوغ؛ چاپ دوم 1381 .
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir