حضور قلب در نماز

نوع اصطلاح :
عنوان :
حضور قلب در نماز
«نماز» برترین «عبادت» در مجموعه عبادات اسلامی است که به عنوان عمود و ستون خیمه دین معرفی شده است. نماز زیباترین مجموعه‏ای است که حضرت حق برای «ذکر» خود در اختیار بندگان قرار داده که «اقم الصلوة لذکری» [1] «نماز» معجون با برکت و کامل و نمونه‏ای از تمام مراحل «سیر الی الله» و یاد حضرت حق می‏باشد که اگر انجام آن در درگاه حضرت ربوبی، قبول واقع شود، ماسوای آن از سایر اشکال عبودیت نیز قبول شده و الا بقیه اعمال همه رد خواهد شد: «ان قبلت قبل سائر عمله و ان ردت رد علیه سائر عمله» [2] و اول عبادتی است که در روز قیامت مورد سؤال قرار می‏گیرد. [3] آری نماز «خیر العمل» یعنی بهترین کار در مجموعه اعمال صالح است که «حی علی خیر العمل». (البته روح نماز و قبولی آن به ولایت اهل بیت علیهم‏السلام وابسته است و از این رو برترین عمل «ولایت» نیز بیان شده است.) [4] .
حال باید توجه داشت مغز و روح نماز همان «حضور قلب» در حال انجام این عمل شریف است.
«حضور قلب» یعنی توجه به حضور در محضر ربوبی و غفلت از ماسوای او به هنگام انجام این عمل و درک واقعیت آنچه می‏خوانیم و مکالمه و معاشقه با حضرت الله. و همین میزان قبول و معیار برای مقدار پذیرش این عمل می‏باشد.
اولیاء الهی و حضرات معصومین علیهم‏السلام نمونه‏های کامل و بی‏نظیری از «حضور قلب» را در نمازهای خود به نمایش گذاشته‏اند که گزارش آن به صورت مفصل در اسناد تاریخی آمده است.
حضرت زین العابدین علیه‏السلام نیز در حال نماز آنچنان مستغرق یاد حق و مشاهده جلال و جمال ربوبی می‏شدند که به طور کلی از غیر خدا منصرف شده و ابدا به آنچه در اطراف و پیرامون ایشان می‏گذشت، متوجه نبودند. «حمران بن اعین» از امام باقر علیه‏السلام نقل می‏کند که حضرت فرمود: «روزی علی بن الحسین علیه‏السلام نماز می‏خواند. پس «رداء» از یکی از دوش‏های حضرت ساقط گردید ولی حضرت آن را درست نکرده تا اینکه از نماز خود فارغ شد. یکی از اصحاب حضرت راجع به این موضوع از حضرت پرسید. حضرت پاسخ داد: «وای بر تو!! آیا می‏دانی در مقابل چه کسی بودم؟ هر آینه از نماز بنده، قبول درگاه الهی نمی‏شود مگر آنچه را که در آن حال با قلبش به خداوند اقبال داشته باشد.» آن مرد گفت: «ما همه هلاک شدیم. حضرت فرمود: «هرگز؛ خداوند عزوجل این مسأله را با نوافل تتمیم می‏نماید.» [5] .
عین همین تعابیر و همین واقعه از زبان جناب «ابوحمزه ثمالی» نیز نقل شده است. [6]
همچنین در حالات حضرت در موقع نماز نقل شده است که «هرگاه ایشان به نماز می‏ایستاد به هیچ چیز غیر از نماز، مشغول نمی‏شد و هیچ چیزی نمی‏شنید چرا که به نماز اشتغال داشت.» [7] . در این رابطه در کتاب کشف الغمه آمده است که فرزندی از حضرت سجاد علیه‏السلام در چاه افتاد و اهل مدینه مشغول نجات او شدند. تا بالاخره او را از چاه بیرون آوردند. در این حال حضرت به «نماز» ایستاده و پیوسته در محرابشان بودند. بعد از فراغت از «نماز» موضوع را به اطلاع حضرت رساندند و ایشان فرمودند: «ابدا متوجه نشدم!! من مشغول مناجات با «رب عظیم» بودم.» [8] . اما آنچه در رابطه با «حضور قلب» بی‏نظیر حضرت سجاد علیه‏السلام در «نماز» قابل توجه است «دو واقعه عجیب» در این زمینه است که باید مورد دقت و تأمل قرار گیرد.

دو واقعه بسیار جالب و عجیب در زمینه «حضور قلب» امام سجاد در نماز
1- حضرت علی بن الحسین زین العابدین علیه‏السلام به «نماز» ایستاده بودند، در اثناء نماز فرزندشان حضرت محمد (امام باقر علیه‏السلام) در حالی که طفل بودند به راه افتاده و به کنار چاهی بسیار ژرف آمدند. این چاه در منزل حضرت در «مدینه» بود، آنگاه به داخل چاه سقوط نمودند. مادر ایشان که به ایشان نظاره می‏کرد، با دیدن این منظره فریاد کشید و بر سرزنان، به سمت چاه جلو آمد و در کنار آن مشغول فریاد کشیدن و کمک خواستن شد. آن خانم می‏گفت: «یا ابن‏رسول الله فرزند شما محمد در چاه افتاد و غرق شد.» اما حضرت به هیچ وجه از «نماز» خود منصرف نمی‏شدند و این در حالی بود که صدای اضطراب بچه‏شان از قعر چاه به گوش حضرت می‏رسید. پس چون این مسأله برای آن خانم مدتی مدید گذشت در حالی که به شدت بر فرزندش محزون بود، گفت: «چقدر قلوب شما اهل بیت رسول الله قسی و سخت است!!!» اما حضرت بر «نماز» خود اقبال داشته و از آن خارج نشدند مگر بعد از اتمام و اکمال آن.
آنگاه به سوی آن خانم رو نموده و به سمت چاه آمدند و در کنار آن به روی زمین نشستند و دستشان را به قعر چاه دراز نمودند. و این در حالی بود که جز با طناب بلند نمی‏شد به قعر چاه دست یافت. پس فرزندشان حضرت محمد علیه‏السلام را در حالی که زبان کودکانه گشوده و سخن می‏گفتند و می‏خندیدند، با دستشان از چاه بیرون آوردند و هرگز جسم و لباس ایشان به آب مرطوب نشده بود. حضرت سجاد علیه‏السلام آن گاه رو به همسر خود نمودند و فرمودند: «بگیر او را ای «ضعیف الیقین» به خداوند.» آن خانم به خاطر سلامت فرزندشان شروع به خنده کرد و از سوی دیگر به خاطر آن سخنی که حضرت به او گفته بودند (یا ضعیفة الیقین) گریست. حضرت به او فرمودند: «امروز ملامت و نکوهشی بر تو نیست، البته اگر می‏دانستی که من در مقابل جباری ایستاده بودم که اگر من رویم را از او می‏گرداندم او نیز رویش را از من می‏گرداند. چه کسی بعد از او می‏تواند شخص راحم و مهربانی را سراغ بگیرد؟ (در نسخه دیگری هم آمده است: آیا مهربانتر از او برای بنده‏اش چه کسی را سراغ داری؟) [9] .
2- «ابلیس» به صورت یک «افعی» دارای ده سر و دندانهای بسیار تیز برای حضرت علی بن الحسین علیه‏السلام در حالی که مشغول نماز بودند، تجسم یافت و خودنمایی کرد و چشمان خود را برافروخته و سرخ فام جلوه‏گر ساخت.
آن ملعون از موضع سجده حضرت از دل زمین بر حضرت نمایان شد، بعد مدتی مدیدی در محراب حضرت مکث نمود ولی حضرت ابدا از او ترسیدند و برای لحظه‏ای هم گوشه چشمشان را به سوی او نینداختند. با مشاهده این وضعیت، «شیطان» ناگهان به سر انگشتان حضرت هجوم آورده و با دندانهای جلوی خود، شروع به گاز گرفتن آن نمود، و از آتش درون خود بر آن می‏دمید و در تمام طول این مدت حضرت حتی گوشه چشمی هم به او نمی‏کردند و قدم خود را از جایش تکان نمی‏دادند، و هرگز شک و وهمی در «نماز» و قرائتشان به دل شریفشان عارض نمی‏گردید.
«ابلیس» در این حال به سر می‏برد که به ناگاه شهاب آتشینی از آسمان بر او هجوم آورد پس چون به او نزدیک شده و آن را احساس نمود فریاد برکشید و در صورت سیمای اولیه خود در آمده و در کنار حضرت علی بن الحسین علیه‏السلام ایستاد. سپس گفت: «ای علی تو «سیدالعابدین» هستی همچنانکه به آن نامیده شده‏ای و من ابلیسم. قسم به خدا عبادت تمامی انبیاء از پدر تو حضرت «آدم» تا خود تو را مشاهده نموده‏ام ولی هرگز به مانند تو و عبادت تو ندیدم!!! بعد هم حضرت را ترک کرد و پشت نمود و این در حالی بود که حضرت هنوز در نماز بود هرگز چیزی او را از کلامش مشغول نکرده بود تا اینکه نمازش را با تمامیت آن به پایان رسانید.» [10] . در همین رابطه روایت دیگری نیز تحت عنوان «لقب زین العابدین» نقل گردیده که قابل توجه است.

پی نوشت ها:
[1] بخشی از آیه 14، از سوره 20: طه.
[2] بحارالانوار، ج 79، ص 236، ح 64 (به نقل از کتاب الحسین بن عثمان).
[3] بحارالانوار، ج 79، ص 202، ح 1 (به نقل از جامع الاخبار) و ص 207، ح 15 (به نقل از عیون اخبار الرضا).
[4] بحارالانوار، ج 43، ص 44، ح 44 (به نقل از مناقب، و ج 81، ص 134).
[5] بحارالانوار، ج 46، ص 61 و 62، ح 19 (به نقل از خصال).
[6] بحارالانوار، ج 46، ص 66، ح 28 (به نقل از علل الشرایع).
[7] بحارالانوار، ج 46، ص 80 (به نقل از کشف الغمه).
[8] بحارالانوار، ج 46، ص 100 (به نقل از کشف الغمه).
[9] بحارالانوار، ج 46، ص 34 و 35، ح 29 و 30 (به نقل از مناقب و عدد).
[10] بحارالانوار، ج 46، ص 58، ح 11 (به نقل از مناقب).

منبع: اسوه کامل‏؛ محمد محسن دعایی؛ اطلاعات چاپ اول 1380.

اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir