ارزش اولیای خدا

نوع اصطلاح :
عنوان :
ارزش اولیای خدا
عبدالملک مروان خلیفه‏ی ناپاک و باطل در دوران خلافت خویش، یک سال در مراسم حج مشغول طواف بود و امام زین‏العابدین علیه‏السلام نیز پیشاپیش او سرگرم طواف بود و ابدا توجه و اعتنایی به او نداشت. عبدالملک که تا آن زمان حضرت را از نزدیک ندیده بود و او را به قیافه نمی‏شناخت، به اطرافیانش گفت: - این مرد کیست که جلوتر از ما طواف می‏کند و ابدا احترام مقام ما را لحاظ نمی‏کند؟! گفتند: «او علی بن الحسین است.» عبدالملک مغرورانه گفت: «او را نزد من بیاورید و خود در کناری نشست.» هنگامی که حضرت را نزد او آوردند گفت:
- ای علی بن الحسین! من که قاتل پدر تو نیستم! چرا به ما کم توجهی می‏کنی و نزد ما نمی‏آیی؟! امام علیه‏السلام فرمود:
- قاتل پدرم دنیای پدرم را گرفت ولی پدرم آخرت او را تباه کرد و تا ابد او را جهنمی نمود. اینک اگر تو هم دوست داری مثل قاتل پدرم باشی، باش!
عبدالملک که دانست با مردی محکم و استوار مقابل شده است، دست و پای خود را جمع کرد و گفت: - نه مقصودم این است که نزد ما آیی و از امکاناتی که در دست ماست بهرمند شوی. ما می‏توانیم از نظر ثروت و مال تو را بی‏نیاز کنیم. در این هنگام امام علیه‏السلام روی زمین نشست و دامن لباس خود را پهن کرد و فرمود: - خدایا قدر و ارزش اولیای خود را به کوردلان نشان بده.
ناگهان دیدند که دامن امام علیه‏السلام پر از جواهرات و گهرهای درخشان و گران‏بها شده که همه‏ی چشم‏ها را خیره می‏کند.- خداوندا! اینها را از من بگیر که مرا نیازی به این‏ها نیست!
ناگهان تمامی اموال و جواهرات از دیدگان غائب شد. عبدالملک از مشاهده‏ی این کرامت باهره و مقام امام علیه‏السلام سر به خجلت فرود آورد. [1] .

پی نوشت ها:
[1] قطب راوندی، الخرایج و الجرایح، ص 232 - مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعه، ص 517 - مجلسی، بحارالانوار، ج 46، ص 120.

منبع: کرامات و مقامات عرفانی امام سجاد؛ سید علی حسینی قمی؛ نبوغ؛ چاپ دوم 1381 .
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir