امتیازات صحیفه‏ سجادیه

نوع اصطلاح :
عنوان :
امتیازات صحیفه‏ سجادیه
صحیفه سجادیه و دیگر دعاهای امام سجاد علیه‏السلام از امتیازات فوق العاده‏ای برخوردار است، از جمله:
اولا - این صحیفه مبارکه تجسم بخش تجرد کامل از عالم ماده و انقطاع از خلق و ارتباط با خدای تعالی و اعتصام به اوست که گرانقدرترین سرمایه زندگی است و اینک به سخنان امام علیه‏السلام در این باره گوش فرامی‏دهیم: «اللهم انی اخلصت بانقطاعی الیک، و اقبلت بکلی علیک، و صرفت وجهی عمن یحتاج الی رفدک، و قلبت مسالتی عمن لم یستغن عن فضلک، و رایت ان طلب المحتاج الی المحتاج سفه من رایه، و ضلة من عقله، فکم قد رایت یا الهی من اناس طلبوا العز بغیرک فذلوا، و راموا الثروة من سواک فافتقروا، و حاولوا الارتفاع فاتضعوا، فصح بمعاینة امثالهم حازم، وفقه اعتباره، و ارشده الی طریق صوابه اختباره، فانت یا مولای دون کل مسؤل موضع مسالتی، و دون کل مطلوب الیه ولی حاجتی، انت المخصوص قبل کل مدعو بدعوتی،لا یشرکک احد فی رجائی، و لا یتفق احد معک فی دعائی، و لا ینظمه و ایاک ندائی، لک یا الهی وحدانیة العدد، و ملکة القدرة الصمد، و فضیلة الحول و لا قوة، و درجة العلو و الرفعة، و من سواک مرحوم فی عمره، مغلوب علی امره، مقهور علی شانه، مختلف الحالات، متنقل فی الصفات، فتعالیت عن الأشباه و الأضداد، و تکبرت عن الأمثال و الأنداد، فسبحانک لا اله الا انت.» [1] . «خداوندا من به خاطر اخلاص خود از همه کس بریده و رو به سوی تو آورده‏ام، اینک تمام وجودم متوجه به لطف و کرم توست. و من از کسانی که خود دست نیاز به سوی تو دارند رو برگردانیدم و چون دریافتم که اظهار حاجت به کسانی که خود نیازمندند دلیل بر بی‏خردی و کج اندیشی است. پس چه بسیار مردمانی را دیدم ای خداوند بزرگ! که از غیر تو عزت خواستند در حالی که ذلیل شدند و از دیگری ثروت خواستند، همگی فقیر شدند و خواستند به وسیله دیگران به مقامات بالا برسند، پست و حقیر شدند، این بود که با مشاهده این آثار دریافتم دور اندیشی سزاوار عقل و عبرت گرفتن راه پیروزی و اختیار چنین راهی راه هدایت می‏باشد.
پس ای مولای من از همه اهل عالم تنها از تو درخواست می‏کنم و حاجتم را می‏طلبم و غیر از هر مطلوبی تو خود ولی حاجتم می‏باشی و قبل از هر مدعوی تو خود مخصوص دعوت منی، و در امیدواریم به درگاه احدیتت هرگز شریکی برای تو قائل نیستم و هیچ کس را در دعای خود شریک تو نمی‏دانم و ندا و روی دعای من فقط به سوی توست، خداوندا همان گونه که در خداوندیت یکتایی، ملک قدرت و توانایی در هر کاری نیز مخصوص توست، و تو بی‏نیاز از همه، بلکه تکیه‏گاه همه قدرتهایی و تو در حول و قوه‏ات بالاتر از همه و در علو درجه و مقام، یگانه و بی‏همتایی. و جز تو همه موجودات در هستی خود به رحمت تو نیازمندند و مغلوب اراده تو می‏باشند و مقهور نوامیس خلقت هستند. همه موجودات غیر از تو حال و صفاتشان در تحول و دگرگونی است و همین دگرگونی خود دلیل بر عجز و ناتوانی آنهاست. پس تنها تو هستی که از هر شبیه و ضد و مثل و مانند مبرایی پس تو ای که شایسته تسبیح و تقدیسی چون جز تو خدایی نیست.» این صفحه زرین از صحیفه، میزان توجه امام علیه‏السلام به خدا و پیوستگی به او را و انصراف آن حضرت و پارسایی او را نسبت به غیر خدا تجسم می‏بخشد، و امام علیه‏السلام برای این حالات خود، دلایلی به شرح زیر آورده است:
الف- براستی که از نادانی و کج اندیشی است که انسان به غیر آفریدگار خود چشم امید داشته باشد، زیرا که آن غیر، هر چه مقامش بالا باشد باز هم ناتوان و محتاج به لطف و عنایت خداست، پس چگونه انسان به او امیدوار باشد و از او آرزوی خیر داشته باشد؟
ب- تجربه‏ها خود رهنمود امام علیه‏السلام براینند که گروهی از مردم، شرف و عزت و مقام را از غیر خدای تعالی خواستند اما آرزوهای ایشان نقش بر آب شد و به زیان آشکاری دچار شدند همچنان که بخش عظیمی از مردم، از غیر خدا ثروت و مال خواستند، دچار تنگدستی و محرومیت شدند، این امور بود که باعث شد امام علیه‏السلام آگاهی و یقین بیشتری پیدا کند که دلبستگی به غیر خدا بیهودگی و سرابی بیش نیست.
ج- همانا حول و قوت تنها به دست خداست و اما جز او در تمام دوران عمرش از رحمت خدا برخوردار و مغلوب فرمان او و مقهور قدرت اوست، همگی در حال تغییر و دگرگونی و سرانجام دستخوش فنا و زوالند... این امور هستند که امام علیه‏السلام را از غیر خدا به دور ساخته‏اند.
ثانیا - صحیفه امام بیانگر کمال معرفت و ایمان عمیق آن حضرت نسبت به خدای متعال است و این حالت ناشی از احساسات و یا تقلید از دیگری نیست بلکه بر اساس علم و آگاهی استوار می‏باشد. امام علیه‏السلام در صحیفه خود بسیاری از مباحث کلامی را مطرح کرده است که دانشمندان علم کلام و فلاسفه اسلامی در کتابهای خود آنچه راجع به واجب الوجود نوشته‏اند از آن حضرت استفاده کرده‏اند، و اینک به قسمتی از دعای آن بزرگوار که بر عظمت خالق دانا اشاره دارد، گوش فرامی‏دهیم:
«الحمد لله الأول بلا أول کان قبله، و الآخر بلا آخر یکون بعده، الذی قصرت عن رؤیته ابصار الناظرین، و عجزت عن نعته اوهام الواصفین... ابتدع بقدرته الخلق ابتداعا، و اخترعهم علی مشیته اختراعا...» [2] . «همه سپاسها از آن خداوندی است که او مبدأ و سرآغاز جهان هستی است و برای ذات مقدس او آغازی نیست، خداوندی که پایان همه چیز به او منتهی می‏شود ولی او را نهایتی نیست، خداوندی که چشمان بینندگان از دیدن او قاصر و اندیشه و اوهام توصیف کنندگان از بیان صفاتش ناتوانند، خداوندی که جهان هستی را از مرحله عدم به وجود آورد و بدون هیچ سابقه‏ای با خواست و اراده خویش آنها را آفرید...»
این جهاتی که امام علیه‏السلام درباره آفریدگار بزرگ بیان کرده، از مهمترین مباحث کلامی است:
الف- سرآغاز و مبدئی که او را آغازی نیست.
ب- پایانی که پس از آن پایانی نباشد. در علم کلام برای این دو جهت (یعنی ازلیت و ابدیت خدا) برهان آورده‏اند.
ج- نارسایی چشمها از دیدن او، زیرا چگونه ممکن است ممکن الوجود، توانایی دیدار و مشاهده آن نیروی نامتناهی و به وجود آورنده و هستی بخش این عالم را داشته باشد!
د- ناتوانی از توصیف و بیان وصفش، زیرا که تمام عبارات و الفاظ توانایی آن را ندارند که بعضی از اوصاف و نعوت او برسند.
ه- آفرینش خلق از عدم و ایجاد موجودات بدون آن که شریکی در آفرینش و یا شبیهی در عظمتش باشد. و اینک به بخش دیگری از دعای آن حضرت در وصف عظمت آفریدگار بزرگ گوش فرامی‏دهیم: «الحمد لله الذی خلق اللیل و النهار بقوته و میز بینهما بقدرته و جعل لکل واحد منهما حدا محدودا و امدا ممدودا یولج کل واحد منهما فی صاحبه و یولج صاحبه فیه بتقدیر منه للعباد فی ما یغذوهم به و ینشئهم علیه فخلق لهم اللیل لیسکنوا فیه من حرکات التعب و نهضات النصب و جعله لباسا لیلبسوا من راحته و منامه فیکون ذلک جماما و قوة و لینالوا به لذة و شهوة و خلق لهم النهار مبصرا لیبتغوا فیه من فضله و لیتسببوا الی رزقه و یسرحوا فی ارضه...» [3] .
«سپاس خداوندی را که شب و روز را به قدرت خود آفرید و به وسیله قدرت خویش میان آن دو فرق گذاشت و باری هر کدام از آنها حد معین و امتداد محدودی تعیین کرد. خداوندی که هر یک از شب و روز را در دیگری داخل کرده است تا زندگی انسانها آسانتر باشد و بندگان بتوانند برای تهیه غذا و زندگی کوشش کنند. و شب را آفرید، تا به هنگام فرارسیدن شب به وسیله استراحت و خواب از رنج کار و زحمت روزانه آسوده شوند و شب را به منزله لباس و پوششی قرار داد تا با نشستن کنار خانواده و لذت بردن از حلال خویش به بقای نسل کمک کنند، و روز را آفرید و به وسیله نور آفتاب روشن گردانید تا در طلب روزی و با اتکای به فضل الهی در راه سعادت خویش گام بردارند و در روی زمین گردش کنند.» امام حکیم، برای عظمت پروردگار متعال به آفرینش شب و روز و درهم شدن هر کدام از آنها در دیگری و به حرکت آرام آنها استدلال کرده است حرکتی که نه کسی می‏تواند نگه دارد و نه می‏تواند ضبط کند و نه قادر بر تقسیم و تحدید آن است، براستی داخل شدن شب در روز و یا داخل شدن روز در شب به طوری تدریجی انجام می‏گیرد و تداخل می‏شود که جدا کردن لحظه‏ها و تمیز و تشخیص دگرگونیها امکان پذیر نیست. اندک اندک تاریکی شب به قلمرو روشنایی روز وارد می‏شود و کم به کم سفیده صبح در میان انبوه تاریکیها پدیدار می‏شود و هر دوی اینها بارها مشهود بوده و دیده شده است. همچنان که امام علیه‏السلام حکمت آفرینش شب و روز را بیان فرموده است؛ خدای تعالی شب را آفریده تا انسان از رنج کارهای روزانه و تلاشهای خسته کننده آن آرامشی پیدا کند و در حقیقت تمام نیروهایی را که انسان در اثنای کار روزانه‏اش از دست داده دوباره با خواب و استراحت بازیابد و خداوند روز را آفریده است و آن را روشن قرار داده تا از لطف او برخوردار گشته و روزی خود را به دست آورد و برای زندگی خود و خانواده‏اش کار کند.
براستی دعاهای امام علیه‏السلام مشتمل بر مجموعه‏ای از دلایل توحید است و این دعاها خود دلیل بر آنند که امام سجاد علیه‏السلام از سران و پیشاهنگان عارفان و شیفتگان خداست.
ثالثا- صحیفه سجادیه بیانگر کمال خضوع و تذلل در پیشگاه خدای تعالی است و بدین وسیله از بقیه دعاهای ائمه طاهرین علیهم‏السلام متفاوت است. فاضل اصفهانی در مقدمه خود بر صحیفه می‏گوید: «براستی که دعاهای مولایمان زین العابدین علیه‏السلام با وجود کثرتش از دعاهای دیگر معصومین علیهم‏السلام به خاطر انواع تضرعاتش و اظهار تذلل و بیچارگی در پیشگاه خدای تعالی که در دیگر دعاها نظیر ندارد، متمایز و متفاوت است... و اضافه می‏کند و می‏گوید: خدای تعالی هر یک از ائمه علیهم‏السلام را به مزیت و خصوصیتی اختصاص داده که در دیگری نیست بطور مثال شجاعت را به امیرالمؤمنین علیه‏السلام و پسرش امام حسین علیه‏السلام داده و رقت قلب و سوز و گداز را در دعاهای زین العابدین علیه‏السلام بویژه در صحیفه کامله قرار داده است که در بین علمای شیعه امامیه گاهی به زبور آل محمد (ص) و گاهی به انجیل اهل بیت علیهم‏السلام معروف است.
و اینک به بخش دیگری از بعضی از دعاهای امام سجاد علیه‏السلام که بدان وسیله در پیشگاه خدای متعال می‏نالد، گوش فرامی‏دهیم، امام علیه‏السلام عرض می‏کند:
«رب افحمتنی ذنوبی، و انقطعت مقالتی، فلا حجة لی، فانا الأسیر ببلیتی، المرتهن بعملی، المتردد فی خطیئتی، المتحیر عن قصدی، المنقطع بی، قد اوقفت نفسی موقف الأذلاء المذنبین، موقف الأشقیاء المتجرین علیک، المستخفین بوعدک، سبحانک ای جرأة اجترات علیک، و ای تغریر غررت بنفسی؟! مولای ارحم کبوتی لحر وجهی، و زلة قدمی، وعد بحلمک علی جهلی، و باحسانک علی اسآءتی، فانا المقر بذنبی، المعترف بخطیئتی، و هذه یدی و ناصیتی استکین بالقود من نفسی، ارحم شیبتی، و نفاد ایامی، و اقتراب اجلی، و ضعفی، و مسکنتی، و قلة حیلتی، مولای: و ارحمنی اذا انقطع من الدنیا اثری، و امحی من المخلوقین ذکری، و کنت فی المنسیین کمن قد نسی، مولای و ارحمنی عند تغیر صورتی و حالی اذا بلی جسمی، و تفرقت اعضائی، و تقطعت اوصالی، یا غفلتی عما یراد بی، مولای و ارحمنی فی حشری و نشری و اجعل فی ذلک الیوم مع اولیائک موقفی، و فی احبائک مصدری، و فی جوارک مسکنی یا رب العالمین.» [4] .
«ای خداوند مهربان گناهانم مرا خاموش کرده و سخنم را بریده است از این رو برای من حجت و برهانی نمانده است، پس من به رنج و سختی خود گرفتار و در گرو عمل خویشتن هستم و درباره گناهم سرگردانم و از این که از راه راست منحرف گشته‏ام درمانده و در راه خود وامانده‏ام. نفس خویش را در موضع خوارترین گنهکاران واداشته‏ام، در جایگاه بدبختانی هستم که بر تو گستاخی کرده‏اند، آنان که وعده تو را سبک شمرده‏اند. خداوندا منزهی تو، به کدام جرأت نسبت به تو گستاخی کردم، و به کدام تباهی خود را مبتلا ساختم؟! مولای من بر افتادن بر تمام رخسارم و بر لغزیدن پایم ترحم کن، و به حلم و بردباریت بر نادانی من و به احسان و نیکوکاریت بر بدی من رحم کن زیرا من به گناه خود اقرار و به خطای خویش اعتراف دارم و این دست و موهای جلو سر من است در اختیار تو، زاری می‏کنم و خود را برای مجازات عملم تسلیم می‏دارم، بر پیریم و پایان رسیدن عمر و نزدیک شدن اجلم و ناتوانی و بیچارگیم ترحم فرما! مولای من به من رحم کن، چون نشان من از دنیا بریده و یادم از میان مخلوقات رخت بر بسته و همچون کسی که فراموش شده و در ردیف فراموش شدگان در آمده باشم. مولای من به من در هنگام دگرگونی شکلم و حالم رحم کن آن هنگامی که جسم پوسیده شود و اندامم از هم پراکنده و بند از بندم جدا شود، ای وای از غفلت و بی‏خبری من از وظایفی که دارم!
مولای من! به من در برانگیخته شدنم و دوباره زنده شدنم رحم کن، و مرا در آن روز در میان اولیایت و جایگاهم را در میان دوستانت و منزل و جایم را در جوار رحمت خودت قرار ده ای پروردگار جهانیان.» از این دعای شریف فزع و بی‏تابی و ترس از خدای تعالی و پیوستن به او استفاده می‏شود، آری این امام بزرگوار در برابر آفریدگار حکیم ذوب شده و شیفته او گشته است و آنچه باعث تقرب به اوست به خاطر آمرزش و کسب رضای او انجام داده است.
رابعا- صحیفه امام علیه‏السلام درهای آرزو و امید به رحمت پروردگار را گشوده؛ آن رحمتی که همه چیز را فراگرفته است، زیرا که انسان هر چه پر گناه و خطاکار باشد سزاوار نیست که از رحمت و عفو و کرم خدای تعالی ناامید شود، امام علیه‏السلام در یکی از دعاهای خود عرض می‏کند:
«الهی و عزتک و جلالک، لئن طالبتنی بذنوبی لأطالبنک بعفوک، و لئن طالبتنی بلؤمی لأطالبنک بکرمک...» «خداوندا به عزت و جلالت سوگند که اگر تو مرا به گناهانم مؤاخذه کنی، من هم بیقین از عفوت مطالبه خواهم کرد، و اگر به فرومایگی و خستم مؤاخذه کنی، هر آینه از کرم و بزرگواریت مطالبه خواهم کرد.» و بسیاری دیگر از دعاهای امام علیه‏السلام، امیدواری زیادی را نوید می‏دهد که باعث آکنده شدن دل از اشراق، طمع و امید به عفو و گذشت خدای متعال می‏گردد.خامسا - صحیفه سجادیه باب مناظرات تازه‏ای را با خدای تعالی به روی انسان می‏گشاید در حالی که پر از برهانهای رسا در زمینه طلب عفو و بخشش از درگاه خداست، اینک به بخشی از آنها گوش فرامی‏دهیم که عرض می‏کند:
«الهی ان کنت لا تغفر الا لأولیائک و أهل طاعتک، فالی من یفزع المذنبون؟ و ان کنت لا تکرم الا أهل الوفاء لک فبمن یستغیث المسیئون؟ الهی انک أنزلت فی کتابک العفو، و أمرتنا أن نعفو عمن ظلمنا، و قد ظلمنا أنفسنا فاعف عنا، فانک أولی بذلک منا، و أمرتنا أن لا نرد سائلا عن أبوابنا، و قد جئتک سائلا فلا تردنی عن بابک، و أمرتنا بالاحسان الی ما ملکت أیماننا، و نحن أرقاؤک فاعتق رقابنا من النار...» «خداوندا اگر بناست که جز دوستان و اهل طاعتت را نیامرزی پس گنهکاران به چه کسی پناه ببرند؟ و اگر جز بر وفاداران به خود بر دیگران بخشش و کرم روا نداری پس بدکاران از چه کسی کمک و یاری بطلبند؟ خداوندا تو در کتاب آسمانی خود عفو و بخشش را نازل کرده و به ما دستور داده‏ای تا از کسانی که بر ما ستم کرده‏اند در گذریم و ما به خود ستم کرده‏ایم، از ما درگذر، زیرا که تو از ما به عفو و بخشش سزاوارتری. الهی تو خود به ما دستور داده‏ای تا سائل را از در خانه‏مان دست خالی رد نکنیم در حالی که ما به گدایی در خانه تو آمده‏ایم پس ما را از در خانه‏ات ناامید برمگردان، و ما را به احسان و نیکی نسبت به بردگانمان امر فرموده‏ای در حالی که ما مملوک و بردگان توایم، ما را از آتش دوزخ آزاد کن.»
امام علیه‏السلام در دعای دیگری عرض می‏کند: «الهی انک امرؤ حقیر، و خطری یسیر، و لیس عذابی مما یزید فی ملکک مثقال ذرة و لو أن عذابی مما یزید فی ملکک لأحببت أن یکون ذلک لک، و لکن سلطانک أعظم، و ملکک أدوم من أن تزیده طاعة المطیعین أو تنقصه معصیة المذنبین...» [5] . «خداوندا من فردی ناچیزم و قدر و منزلتم اندک است و عذاب و کیفر من چیزی نیست که به قدر ذره‏ای در قدرت تو بیفزاید و اگر عذاب من چیزی بود که در سلطنت تو می‏افزود هر آینه دوست داشتم که آن فزونی برای تو باشد، ولی سلطنت تو بالاتر و قدرت تو جاودانه‏تر از آن است که اطاعت اطاعت کنندگان و یا نافرمانی گنهکاران از آن بکاهد.»
مرحوم علامه شیخ محمد جواد مغنیه بر این بخش از دعای امام علیه‏السلام پی‏نوشتی دارد، می‏گوید: «آیا دفاعی بالاتر از این دیده‏ای؟ و یا برهانی استوارتر از این برهان مشاهده کرده‏ای؟ خدای متعال مادامی که از قدرت او چیزی کاسته نمی‏شود و عذاب کردن بندگان چیزی بر سلطنت او نمی‏افزاید، مجازات و کیفر مردم را چه می‏کند؟ امام علیه‏السلام از متن شریعت استدلال کرده است که خدای تعالی خود بر خویشتن و بر همه مردم مقرر داشته است آن جا که می‏فرماید: «کتب ربکم علی نفسه الرحمة... [6] یا عبادی الذین أسرفوا علی أنفسهم لا تقنطوا من رحمة الله. ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه غفور رحیم.» [7] .
«(خداوند رحمت را بر خود مقرر داشته است... (و می‏گوید:) ای بندگان من که بر خودتان اسراف روا داشته‏اید از رحمت خدا ناامید نشوید به یقین خداوند همه گناهان را می‏آمرزد، همانا او آمرزنده مهربان است.)» براستی که امام زین العابدین علیه‏السلام انگشت روی نکته‏های حساس کلام خدا گذاشته و ارقامی را با ستایش و تقدیس ذات مقدس پروردگار به پیشگاه داور بزرگ تقدیم داشته است و چون سخن خدا حق است و درست پس احتجاج امام علیه‏السلام موافق با آن حق و صحیح است...» [8] .
سادسا - بیشتر دعاهای صحیفه، برنامه‏هایی برای اخلاق و کمالات روحی وضع کرده است که بدان بوسیله مقام انسانی بالا می‏رود و آدمی ارتقاء مرتبه پیدا می‏کند،همچنان که آداب سلوک و اصول فضائل نفسانی را ترسیم فرموده است، از جمله دعاهای آن حضرت است که می‏گوید:
«اللهم صل علی محمد و آله و بلغ بایمانی اکمل الایمان و اجعل یقینی افضل الیقین و انته بنیتی الی احسن النیات و بعملی الی احسن الأعمال اللهم وفر بلطفک نیتی و صحح بما عندک یقینی و استصلح بقدرتک ما فسد منی.
اللهم صل علی محمد و آله و اکفنی ما یشغلنی الاهتمام به و استعملنی بما تسألنی غدا عنه و استفرغ ایامی فی ما خلقتنی له و اغننی و اوسع علی فی رزقک و لا تفتنی بالنظر و اعزنی و لا تبتلینی بالکبر و عبدنی لک و لا تفسد عبادتی بالعجب و اجر للناس علی یدی الخیر و لا تمحقه بالمن وهب لی معالی الأخلاق و اعصمنی من الفخر.
اللهم صل علی محمد و آله و لا ترفعنی فی الناس درجة الا حططتنی عند نفسی مثلها و لا تحدث لی عزا ظاهرا الا احدثت لی ذلة باطنة عند نفسی بقدرها اللهم صل علی محمد و آل محمد و متعنی بهدی صالح لا استبدل به و طریقة حق لا ازیغ عنها و نیة رشد لا اشک فیها و عمرنی ما کان عمری بذلة فی طاعتک فاذا کان عمری مرتعا للشیطان فاقبضنی الیک قبل ان یسبق مقتک الی او یستحکم غضبک علی.
اللهم لا تدع خصلة تعاب منی الا اصلحتها و لا عائبة اؤنب بها الا حسنتها و لا اکرومة فی ناقصة الا اتممتها...» «خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست و ایمان مرا به آخرین مرتبه کمال برسان و یقینم را برتر از همه یقینها قرار ده، و نیتهای خیر مرا به نیکوترین نیات تبدیل کن، و اعمالم را بهترین اعمال قرار ده، بار خدایا علاقه و نیت مرا به انجام امور خیر بیشتر گردان، و یقینم را به آنچه در نزد تو (از صفات باری و معاد و بهشت و دوزخ) است صحیح‏تر قرار ده، و اعمال فاسدی را که از من سر زده است اصلاح کن.
خداوندا بر محمد و آلش درود و رحمت فرست، و مرا از سعی و کوشش در امور دنیوی که از توجه به آخرت بازمی‏دارد بر حذر بدار، و به انجام کارهایی که فردای قیامت درباره آنها از من سؤال خواهی کرد، وادارم کن. و روزهای فراغتم را با انجام کارهایی به سر آر که به خاطر آنها مرا آفریده‏ای و مرا با احسان و کرم خودت بی‏نیاز کن و به روزیهایی که مرحمت می‏کنی وسعت ده. و مرا به خودخواهی مبتلا مکن و عزتم ده و دچار کبر و خودبینیم مگردان، و به من توفیق بندگی خودت را مرحمت کن و عبادتهایم را به وسیله عجب و خودپسندی باطل مکن و به دست من کارهای خیر را برای مردم جاری کن و چنان کن که با منت گذاردن به مردم، آن کمکها و کارهای خیرم باطل نشود، به من عالیترین اخلاق را مرحمت کن و از فخر فروشی نسبت به دیگران بازدار. خداوندا بر محمد و آل محمد درود و رحمت فرست، و هر درجه و مرتبه‏ای که در بین مردم به من می‏دهی به همان اندازه مرا در نزد خودم کوچک جلوه‏گر ساز و به هر اندازه عزت ظاهری در بین مردم مرحمت می‏کنی همان قدر در باطنم به خواری و حقارتم متوجه کن. خداوندا بر محمد و آلش درود و رحمت بفرست و مرا از رشد و هدایت شایسته‏ای بهره‏مند ساز بطوری که با چیز دیگری عوض نکنم و راه راست را به من نشان ده، به گونه‏ای که از آن منحرف نشوم و به من نیت خیر کاملی بده که هیچ گاه در آن تردیدی به خود راه ندهم اگر عمر من در طاعت تو صرف می‏شود، به من عمری طولانی مرحمت کن و اگر بناست که عمرم چراگاه شیطان باشد، پیش از آن که مشمول خشم و غضب تو گردم آن را قطع کن. خداوندا به لطف خود همه صفات زشت مرا اصلاح کن و وجود مرا از هر عیب و نقصی که باعث سرزنش و ملامت تو گردد پاک گردان و همه خصلتهای ناقصی که دارم به حد کمال برسان.»
امام علیه‏السلام از آفریدگار بزرگ درخواست می‏کند تا هر فضیلتی را که باعث کمال این انسان است به او مرحمت کند؛ از پیشگاه خدای تعالی مسألت نموده تا کاملترین ایمان و بالاترین مرتبه یقین را به او عنایت کند و او را در راه طاعت و رضا و خشنودی خویش به کار گمارد و در روزی او گشایشی بدهد و دچار تنگدستی و محرومیت نفرماید و به خود بزرگ بینی و کبر مبتلا نکند و او را بنده‏ای فرمانبردار و فروتن در پیشگاه خودش قرار دهد و امور خیر را به دست او برای مردم جاری کند و احسان و نیکوکاریش را با منت گذاری بر مردم باطل نسازد و اخلاق فاضله و صفات نیک را به او مرحمت کند و هر درجه و مرتبه‏ای که در بین مردم به او می‏دهد به همان اندازه در پیش خودش کوچک جلوه دهد تا این که خود را بربندگان دیگر برتر نپندارد... آنگاه امام علیه‏السلام چنین افزوده و عرضه می‏دارد: اللهم صل علی محمد و آله و سددنی لأن اعارض من غشنی بالنصح و اجزی من هجرنی بالبر و اثیب من حرمنی بالبذل و أکافی من قطعنی بالصلة و أخالف من اغتابنی الی حسن الذکر و ان أشکر الحسنة و أغضی عن السیئة.اللهم صل علی محمد و آله و حلنی بحلیة الصالحین و البسنی زینة المتقین فی بسط العدل و کظم الغیظ و اطفآء النائرة و ضم اهل الفرقة و اصلاح ذات البین و افشآء العارفة و ستر العائبة و لین العریکة و خفض الجناح و حسن السیرة و سکون الریح و طیب المخالقة و السبق الی الفضیلة و ایثار التفضل و ترک التعییر و الافضال علی غیر المستحق و القول بالحق و ان عز و استقلال الخیر و ان کثر من قولی و فعلی و استکثار الشر و ان قل من قولی و فعلی و اکمل ذلک لی بدوام الطاعة و لزوم الجماعة و رفض اهل البدع و مستعمل الرأی المخترع. «پروردگارا بر محمد و آلش درود فرست و به من توفیق ده تا هر کس به من خیانت کند در عوض به او مهربانی کنم و هر کس از من دوری جوید با محبت تلافی کنم و به کسی که از محبت و احسانش محرومم ساخته، به او عطا و بخشش کنم و کسی که از من قطع دوستی می‏کند من با او ارتباط پیدا کنم و با محبت خود او را جلب کنم. و کسانی که از من عیبجویی می‏کنند من آنها را به نیکی یاد کنم و محبت دیگران را سپاسگزاری کنم و از کارهای بد مردمان چشم پوشی نمایم.خداوندا بر محمد و آلش درود و رحمت فرست، و جان مرا به زیور بندگان شایسته‏ات آراسته کن و بر من لباس تقوا بپوشان تا بتوانم در گسترش عدالت نقشی داشته باشم و بر خشم خویش غالب آیم و آتش فتنه را در میان مردم خاموش سازم، و امت را از تفرقه بازدارم و میان مردمی که با هم اختلاف دارند، صلح برقرار کنم و نیکوکاری دیگران را افشا کنم و کارهای زشت دیگران را پنهان سازم و با مردم خوشرفتار، متواضع خوش اخلاق و بی‏تکبر و خوش برخورد باشم و در راه فضل و کمال از دیگران پیشی بگیرم و زیادی مالم را به مستمندان بدهم و دیگران را بی‏جا سرزنش و ملامت نکنم و همیشه حرف حق را بگویم اگرچه گران باشد و کارهای خیر خود را - چه در گفتار و چه در رفتار - اگر چه زیاد باشد اندک و ناچیز ببینم، و گفتار و رفتار بد مرا هر چند کوچک باشد در نظرم بزرگ جلوه بده، همه این اوصاف نیک را که از تو درخواست کردم با توفیق ادامه عبادت و بندگیت کامل گردان و به من توفیق بده تا با جمع مسلمین بوده و از اهل بدعت و ریا کاران باطل گرا به دور باشم.»
امام علیه‏السلام در این فرازهای از دعایش از خدای تعالی خواسته است تا صفات نیکو و اخلاق والا و آنچه را که باعث تقرب او به درگاه خود شود به وی مرحمت کند تا با کرامتی افزون زندگی کند و بتواند مردم را به راه حق و درست هدایت و راهنمایی فرماید.
سابعا - صحیفه سجادیه مشتمل بر یک سلسله حقایق علمی است که هنوز در عصر امام علیه‏السلام شناخته نشده بود، بطور مثال آن بخش از سخنان امام را که در مورد نفرین بر دشمنان اسلام می‏گوید، در این جا خاطرنشان می‏کنیم:
«اللهم و امزج میاههم بالوبا، و أطعمتهم بالأدواء...» «خداوندا آبهای ایشان را به وبا و خوراکیهای ایشان را به بیماریها درآمیز.» امام سجاد علیه‏السلام به یک حقیقت علمی اشاره کرده است که در قرنهای اخیر کشف شده و آن میکرب وبا معروف به «کلرا» [9] است که تنها از طریق آب خوردن منتقل می‏شود، ابتدا آب به میکرب وبا آلوده می‏شود و بعد از طریق آب آشامیدنی، هر که از آن آب بنوشد مبتلا می‏شود، همچنان که همین میکرب وبا، به خوراکیها منتقل می‏شود، همین که انسان آنها را می‏خورد بطور حتم از طریق خوردنیهای آلوده، به این بیماری مبتلا می‏شود پس بطور کلی این بیماری خطرناک از راه آب و غذا وارد بدن می‏شود، و کسی تا قرن اخیر از این حقیقت آگاهی نداشت. از جمله حقایق علمی که صحیفه سجادیه مشتمل بر آن است این سخن امام علیه‏السلام است: «و الحمد لله الذی رکب فینا الات البسط و جعل لنا ادوات القبض.» [10] . «سپاس خدا را که ابزار بسط و گسترش و وسایل قبض و درهم کشیدن را در بدن ما قرار داده است.» امام علیه‏السلام به دستها و پاها توجه کرده است که از عجیب‏ترین دستگاههای بدن انسان است زیرا که اینها جمع می‏شوند و بازمی‏گردند مطابق فرمانهایی که از مغز آدمی به آنها می‏رسد. مجله علوم انگلستان می‏نویسد: «دست آدمی در رأس عجایب مسلم طبیعی است، براستی که بسیار مشکل و بلکه محال است که ابزاری از جهت پیچیدگی و توانایی و سرعت شکل گیری نظیر دست بشر ساخته شود؛ موقعی که می‏خواهید کتابی را بخوانید آن را با دست بر می‏دارید سپس در وضع مناسب با خواندن نگاه می‏دارید و همین دست است که کتاب را مطابق دلخواه شما روبرویتان نگاه می‏دارد و چون یکی از صفحات کتاب را بر می‏گردانید انگشتها را زیر آن ورق قرار می‏دهید و روی آن ورق به مقداری که باید برگردانید فشار وارد می‏کنید، و بعد فشار به خود آن برگ منتقل می‏شود و با دست قلم را می‏گیرد و با آن می‏نویسد و همه وسایلی را که انسان لازم دارد از یک قاشق تا یک کارد تا وسیله نوشتن از دست استفاده می‏کند، در و پنجره را باز می‏کنی و آنها را می‏بندی و هر چه انسان بخواهد بر می‏دارد. دو دست آدمی بیست و هفت استخوان و هر دستی نوزده مجموعه از عضلات را داراست. [11] . طب جدید به صورت موضوعی و فراگیر، از ویژگیهای دستها و عجایبی که در آنهاست بحث و گفتگو کرده است که خود دلیل بر وجود آفریدگار بزرگ می‏باشد.
ثامنا- صحیفه سجادیه از مهمترین رصدهای روحی و اخلاقی در تفکر اسلامی است و دارویی شفابخش برای نفوس سرگردان و سرچشمه‏ای گواراست که بندگان خالص خدا و پرهیزگاران از آن سیراب می‏شوند. صحیفه، تجسم بخش فلسفه دعاست؛ دعایی که معراج مؤمن و وسیله عروج به پیشگاه خداست و باعث رسیدن او به بالاترین مراتب کمال می‏باشد زیرا که چیزی در این زندگی بالاتر از پیوستن به خداوند و آفریدگار جهان و هستی بخش نمی‏باشد زیرا که نفوس سرگردان گم شده خود را در دعا میابند برای آن که پس از نگرانی و اضطراب احساس آرامش و بعد از نومیدی و یأس احساس امیدواری می‏کنند... براستی که دعای خالصانه آدمی را تا عالم ملکوت بالا می‏برد و او را از پلیدیهای مادی و نتایج بد هوا و هوسی که انسان را تا سطح نگونبختی و نابسامانی می‏کشاند، رهایی می‏بخشد، آری این فلسفه درخشان دعا به روشنی در صحیفه سجادیه جاودانه به چشم می‏خورد.
تاسعا- صحیفه سجادیه در حقیقت نهضتی در برابر فساد و بی‏بندباری و افسار گسیختگی بود که در آن عصر به وسیله سیاست اموی اعمال می‏گردید که فساد و هرزگی و بی‏بندباری را در میان مسلمین ترویج می‏کردند و نیروهای اسلامی منجمد گشته و هیچ شبحی از واقعیت حیات در آنها دیده نمی‏شد. براستی که صحیفه سجادیه با آن فرازهای پر نور خود در عالم اندیشه و زندگی نهضتی بود در مقابل جمود و انحطاط فکری و عقب افتادگیهایی که از پیامدهای حکومت اموی بود.عاشرا- صحیفه امام سجاد علیه‏السلام در بالاترین مراتب بلاغت و فصاحت قرار گرفته است و من پس از قرآن مجید و نهج‏البلاغه، سخنی را در جهان عرب سراغ ندارم که بلیغ تر و فصیح تر از دعاهای امام زین العابدین علیه‏السلام باشد، از ویژگیهای این دعاها اسلوب زیبا و چهره بدیع و ظرافت الفاظ است و امام علیه‏السلام هیچ کلمه‏ای را به کار نبرده مگر آن که تمام معیارهای زیبایی در آن کلمه جمع آمده باشد.
براستی که صحیفه سجادیه از نمونه‏های بلاغی و معیارهای ادبی است که متخصصان از علمای بلاغت آنها را شناخته و بها می‏دهند. دکتر حسین علی محفوظ برای صحیفه و سایر دعاهای ائمه اهل بیت علیهم‏السلام مقاله‏ای دارد، می‏گوید: «علی رغم این که دعاهای مأثور از ائمه علیهم‏السلام نثر فنی دلپسند و سبک روشنی از نوع سخن منثور است و اسلوب تازه‏ای از فنون بیان و طریقه برجسته‏ای از انواع بیان را دارد و دارای سبک شگفتی از فنون کلام می‏باشد، حقیقت این است که چنین سبک برجسته معجزآسا از بلاغتهای پیامبر (ص) و اهل بیت علیهم‏السلام است که جز شاهین بیان ایشان تا بدان جا پرواز نکند و جز قلمهای ایشان به آن بلندا نرسد. بنابراین دعا خود، ادبی زیبا و سخنی میمون و زبانی پسندیده و روشی ارزنده و بلاغتی برجسته، نشانی از خدا و رنگ و بویی از نبوت است...» [12] .
از جمله آثار زیبایی و بلاغت در دعاهای امام علیه‏السلام، اطناب [13] و تفصیل در وصف بهشت و نعمتها و آسایش موجود در آن و کاخهای زیبای آن است، علت این امر، تشویق و ترغیب مردم به اعمال نیک و امور خیریه است تا بدان وسیله به بهشت نایل شوند و از نعمتهای آن بهره‏مند گردند، همچنان که امام علیه‏السلام در بیم دادن از عمل آتش دوزخ و سختی عذاب الهی اطناب فرموده و سخن را به درازا کشانده است و این نیز برای بر حذر داشتن مردم از ارتکاب گناهان و دور ساختن آنان از انجام جرایم و زشتیهاست امام سجاد علیه‏السلام در این امور با قرآن کریم همدم شده است که در بسیاری از آیات خود راجع به توصیف بهشت و دوزخ اطناب به کار برده است و این عمل قرآن مجید به دلایلی است که ما بدانها اشاره کردیم و دانشمندان علم بلاغت تصریح کرده‏اند بر این که اطناب در آن، از بلندترین مراتب بلاغت و از زیباترین اشکال آن است.
این بود برخی از جهاتی که صحیفه سجادیه بدان وسیله از دیگر سخنان ممتاز و متفاوت است و چنان که گفتیم از ذخائر میراث اسلامی و از برجسته‏ترین کتابهای تربیتی و اخلاقی است.

پی نوشت ها:
[1] صحیفه سجادیه دعای بیست و هفتم.
[2] بخشی از دعای اول صحیفه.
[3] صحیفه سجادیه، قسمتی از دعای ششم.
[4] صحیفه سجادیه: دعای پنجاه و دوم.
[5] بخشی از دعای پنجاهم صحیفه. در بعضی نسخه‏ها قبل از جمله و احببت... «لسألتک الصبر علیه» آمده است. م.
[6] سوره انعام / 55.
[7] سوره زمر / 55.
[8] معالم الفلسفة الاسلامیه: ص 191 - 190. این کتاب تحت عنوان «خطوط برجسته‏ای از فلسفه و کلام» توسط این جانب ترجمه و مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی تاکنون دوبار آن را چاپ و منتشر کرده است. م.
[9] در فرهنگ عمید، ص 1222 آمده است: و با به فتح واو، کلرا مرضی است واگیر و خطرناک که هر وقت بروز کند، عده کثیری را مبتلا می‏سازد. سرایت آن به وسیله میکروب مخصوصی است که در آب و مأکولات تولید می‏شود و عوارض آن قی و اسهال شدید و پیدا شدن دانه‏های سفید شبیه برنج خیس خورده در مدفوع مریض، کبود شدن لبها و گونه‏ها،انقطاع بول، احساس برودت شدید و عطش مفرط، کند شدن نبض و فرورفتگی چشمها و گونه‏ها و گرفتگی صدا می‏باشد. م.
[10] صحیفه سجادیه: از دعای اول.
[11] الله و العلم الحدیث.
[12] مجلة البلاغ: شماره ششم از سال اول: ص 56.
[13] اطناب یکی از صنایع ادبی و محسنات بلاغت است در علم معانی آمده است که هر گاه لفظ به خاطر هدفی بیش از معنی منظور بیاید آن را اطناب گویند، ولی اگر بدون فایده باشد تطویل و یا حشو است که این دو ناپسند و نکوهیده‏اند. م.

منبع: تحلیلی از زندگانی امام سجاد (جلد 2)؛ باقر شریف قرشی؛ ترجمه محمد رضا عطائی؛ کنگره جهانی حضرت رضا علیه السلام 1372.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir