دعای رفع کید و مکر دشمنان

نوع اصطلاح :
عنوان :
دعای رفع کید و مکر دشمنان
از جمله دعاهای امام علیه‏السلام درباره رفع کید و مکر دشمنان و بازگرداندن خطر ایشان این دعای شریف است که مشهور به دعای جوشن صغیر است، و شایان ذکر است که این دعا غیر از دعای جوشن صغیری است که از پیامبر- صلی الله علیه و آله - نقل شده است:
«الهی هدیتنی فلهوت و وعظت فقسوت و ابلیت الجمیل فعصیت ثم عرفت ما اصدرت اذ عرفتنیه فاستغفرت فاقلت فعدت فسترت فلک الحمد الهی تقحمت اودیة الهلاک و حللت شعاب تلف تعرضت فیها لسطواتک و بحلولها عقوباتک و وسیلتی الیک التوحید و ذریعتی انی لم اشرک بک شیئا و لم اتخذ معک الها و قد فررت الیک بنفسی و الیک مفر المسیی‏ء و مفزع المضیع لحظ نفسه الملتجی‏ء فکم من عدو انتضی علی سیف عداوته و شحذ لی ظبة مدیته و ارهف لی شبا حده و داف لی قواتل سمومه و سدد نحوی صوائب سهامه و لم تنم عنی عین حراسته و اضمر ان یسومنی المکروه و یجرعنی زعاف مرارته فنظرت یا الهی الی ضعفی عن احتمال الفوادح و عجزی عن الانتصار ممن قصدنی بمحاربته و وحدتی فی کثیر عدد من ناوانی و ارصد لی بالبلآء فی ما لم اعمل فیه فکری فابتداتنی بنصرک و شددت ازری بقوتک ثم فللت لی حده و صیرته من بعد جمع عدید وحده و اعلیت کعبی علیه و جعلت ما سدده مردودا علیه فرددته لم یشف غیظه و لم یسکن غلیله قد عض علی شواه و ادبر مولیا قد اخلفت سرایاه و کم من باغ بغانی بمکائده و نصب لی شرک مصائده و وکل بی تفقد رعایته و اضبأ الی اضبآء السبع لطریدته انتظارا لانتهاز الفرصة لفریسته و هو یظهر لی بشاشة الملق و ینظرنی علی شدة الحنق فلما رایت یا الهی تبارکت و تعالیت دغل سریرته و قبح ما انطوی علیه ارکسته لأم راسه فی زبیته و رددته فی مهوی حفرته فانقمع بعد استطالته ذلیلا فی ربق حبالته التی کان یقدر ان یرانی فیها و قد کاد ان یحل بی لولا رحمتک ما حل بساحته و کم من حاسد قد شرق بی بغصته و شجی منی بغیظه و سلقنی بحد لسانه و وحرنی بقرف عیوبه و جعل عرضی غرضا لمرامیه و قلدنی خلالا لم تزل فیه و وحرنی بکیده و قصدنی بمکیدته فنادیتک یا الهی مستغیثا بک واثقا بسرعة اجابتک عالما انه لا یضطهد من آوی الی ظل کنفک و لا یفزع من لجا الی معقل انتصارک فحصنتنی من باسه بقدرتک و کم من سحائب مکروه جلیتها عنی و سحائب نعم امطرتها علی و جداول رحمة نشرتها و عافیة البستها و اعین احداث طمستها و غواشی کربات کشفتها و کم من ظن حسن حققت و عدم جبرت و صرعة انعشت و مسکنة حولت کل ذلک انعاما و تطولا منک و فی جمیعه انهماکا منی علی معاصیک لم تمنعک اساءتی عن اتمام احسانک و لا حجرنی ذلک عن ارتکاب مساخطک لا تسال عما تفعل و لقد سئلت فاعطیت و لم تسال فابتدات و استمیح فضلک فما اکدیت ابیت یا مولای الا احسانا و امتنانا و تطولا و انعاما و ابیت الا تقحما بحرماتک و تعدیا لحدودک و غفلة عن وعیدک فلک الحمد الهی من مقتدر لا یغلب و ذی اناة لا یعجل هذا مقام من اعترف بسبوغ النعم و قابلها بالتقصیر و شهد علی نفسه بالتضییع.
اللهم فانی اتقرب الیک بالمحمدیة الرفیعة و العلویة البیضآء و اتوجه الیک بهما ان تعیذنی من شر [کذا و کذا] فان ذلک لا یضیق علیک فی وجدک و لا یتکأدوک فی قدرتک و انت علی کل شی‏ء قدیر فهب لی یا الهی من رحمتک و دوام توفیقک ما اتخذه سلما اعرج به الی رضوانک و آمن به من عقابک یا ارحم الراحمین.» [1] .
«خداوندا تو مرا به لطف خویش هدایت کردی و من از روی غفلت به لهو و لعب پرداختم و تو مرا پند دادی و من از روی سنگدلی نپذیرفتم، و به من کرم و نیکی کردی باز هم نافرمانی کردم و پس از اینها آنچه را به من شناساندی شناختم و به درگاهت برگشتم و استغفار کردم و تو مرا مورد عفو قرار دادی و باز دوباره به حال اول برگشتم و تو پرده پوشی کردی. پس تو را حمد و سپاس می‏گویم ای خداوند مهربان و اعتراف می‏کنم که خود را در وادیهای هلاکت افکندم و به پرتگاه نابودی افتادم و در معرض قهر و سطوتهای تو قرار دادم و خود را مورد عقوبتهای تو ساختم، اما با وجود اینها تنها وسیله من به درگاهت یکتا پرستی تو و دستاویزم این بود که چیزی را شریک تو قرار نداده و کسی را با تو خدای خود نگیرم و از تمام مهلکه‏ها و گناهان به سوی تو فرار کردم؛ تو که پناه گنهکاران و کسانی هستی که در معرض تباهی نفس خود قرار دارند. خداوندا چه بسیار دشمنی که شمشیر ستیزش را بروی من کشیده و خنجر کین خود را تیز کرده و نیزه و سنانش را به جانب من روان کرده است و چشمانش از مراقبت من به خواب نرفته و در دل می‏خواست مرا هدف شکنجه خود قرار دهد و زهر کشنده خود را بر من بچشاند و تو ای خدا از راه تفضل به ناتوانی من، از تحمل بار گران ستمهای دشمن، نگریستی و مرا از غلبه بر آن کسی که با من در ستیز است عاجز یافتی و دیدی در برابر نیروهای زیاد دشمن کمین کرده، من تنهایم و فکر و تدبیر من در مقابل آنها به جایی نمی‏رسد، پس تو با لطف و قدرت بی‏پایانت مرا یاری کردی و در برابر دشمن پشت مرا محکم نمودی و تیغ تیز دشمن را بر ضد من کند ساختی و او را با آن همه سپاه تنها گذاردی و مرا بر او برتری بخشیدی و مکر و حیله او را درباره من، به خودش بازگرداندی، باز هم آتش کین او بر من خاموش نشد و شراره خشمش فرونشست، و کینه باطنیش آرام نگرفت، در حالی که سپاهش بر غنیمتی دست نیافت و به پشت سر خود بازگشت، خداوندا چه بسیار ستمگرانی که با نقشه‏های شیطانی خود در صدد آزار من برآمده و دامهایی برای شکار کردن من گسترده و برای دست یافتن به من مراقبان خویش را بر انگیخت و چون درنده‏ای که در کمین شکار خود است در کمین من نشست تا مرا بدرد و برای فریفتن من سیمای بشاش نشان داد، و در دل با خشم و کین به من نگریست، اما تو ای خدای تبارک و تعالی چون بد باطنی و زشتی نیت او را دیدی، از مغز سر به چاه هلاکت افکندی و به گودال عمیقش سرنگون کردی و با خواری و ذلت در داخل تارهای مکر و حیله‏ای که انتظار داشت مرا گرفتار ببیند، خود اسیر و گرفتار آمد، و اگر لطف تو شامل حالم نمی‏شد نزدیک بود آن بلایی که به وی رسد بر من وارد شود، و چه بسیار حسودانی که از شدت کینه قلبی حسدش را بر من آشکار کرد، و غضبش نسبت به من به جوش آمد و زبانش مانند تیر زهر آلوده مرا هدف بد گویی و زخم زبان می‏کرد و با گوشه چشم خشم آلوده به من خیره گشت و آبرویم را هدف تهمتها قرار داد و نقصهای خود را به گردن من انداخته و از راه مکر و کینه به من طعنه می‏زد و از راه فریب قصد کشتن مرا داشت خداوندا همواره من در برابر ایشان تو را به یاری طلبیدم و از دست دشمنانم به تو پناهنده شدم، زیرا که به سرعت اجابت و یاری تو اطمینان داشتم و می‏دانستم کسی که در سایه حمایت تو درآید هرگز مغلوب نمی‏شود و هر که در سنگر یاری تو قرار گیرد سنگ حوادث سرش را نمی‏شکند، پس خداوندا مرا به قدرت خود از شر جور و ستم دشمن پناه ده، خدایا چه بسیار ابر تیره‏ای را که از من بر طرف کردی و از ابر نعمت خویش باران رحمتت را بر من نازل کردی و در جویبار کرم خویش آب رحمت روان ساختی و لباس عافیت پوشاندی و حوادث و مصایب سخت را بر طرف کردی و رنج و غمهایی را که از میان بردی و چه بسیار حسن ظنی را که به تو داشتم محقق ساختی و کم بودیم را جبران کردی و از لغزشهایم محافظت نمودی و بیچارگیم را بر طرف ساختی، همه اینها را از راه انعام و احسان به من عطا کردی در حالی که من در برابر این همه محبت تو در نافرمانی تو فرورفته بودم، با وجود این اعمال ناروایم تو را از تمام احسانت بازنداشت و مرا از ارتکاب عملی که باعث خشم توست مانع نشد. خداوندا کسی از آنچه تو به جا آوری حق سؤال ندارد و تو هر چه را که بندگانت درخواست کردند عطا نمودی و اگر درخواست هم نکردند باز هم به لطف خود بدون سابقه درخواست عطا می‏فرمایی و همواره راه فضل و کرمت به روی مردمان باز است، ای مولای من!تو بر کسی بخل نکردی و در حق بندگانت جز احسان و نیکی چیز دیگری روا نمی‏داری و من بنده ناتوان از آن بیم دارم که از روی غفلت اوامرت را بشکنم و به نافرمانی و تجاوز از حدود فرمانت پا فشاری کنم و از وعده عذابت غفلت بورزم، خداوندا تو را حمد و سپاس می‏گویم که تو آن خدای توانایی که هیچ کس توان غلبه بر تو را ندارد، و تو آن شکیبایی که شتاب در عذاب بد کاران نورزی، و این جا که من هستم مقام کسی است که اقرار دارد بر این که نعمتهایت را بر او کامل ساخته‏ای و او در برابر لطف تو، قصور ورزیده و گواهی می‏دهد که در حق خویش ستم روا داشته و نفس خود را با معصیت تباه کرده است.
خداوندا من با توسل به آیین پاک محمدی و تمسک به ولایت پر نور علوی به درگاهت تقرب می‏جویم، و به وسیله آنان رو به سوی تو می‏آورم تا مرا از شری چنین و چنان در امان داری و پناهم دهی چون پناه دادن من بر تو آسان و در برابر قدرت کامل تو و توانایی ذات مقدست مشکل نیست، تو بر همه چیز قادر و توانایی. خداوندا از رحمت بی‏انتهایت و توفیقات همیشگیت عطا فرما تا بتوانم آن را نردبانی برای عروج به مقام رضوانت قرار داده و از قهر و عقاب ایمن گردم. ای بخشنده‏ترین بخشایندگان...» براستی که امام علیه‏السلام مشکلات سیاسی سخت و دشواری را پشت سر گذاشته و در روزگار حکومت اموی در معرض شکنجه‏های سهمگینی بوده است زیرا که سلطه وقت امام سجاد علیه‏السلام را به شدت تحت مراقبت سختی گرفته و لحظه به لحظه او را از نظر دور نمی‏داشت و با شدت و سنگدلی فوق العاده‏ای با آن حضرت رفتار می‏کرد. این دعای شریف سند مطمئنی از انواع مصایب و گرفتاریهای امام است که از طرف دشمنان سیاسی خود مشاهده کرده، و بیانگر آن نقشه‏های شومی است که طرح کرده بودند تا به زندگی آن حضرت خاتمه دهند و همچنین دامهایی که بر سر راه آن بزرگوار گسترده و در آشکار و نهان مکر و حیله‏هایی که برای نابودی آن امام بزرگوار به کار می‏بردند، آری دامهای خود را برای آشکار کردن او گسترده بودند و دلهایشان مملو از کینه آن حضرت بوده است اما خدای تعالی از روی لطف و تفضل خود نسبت به آن بزرگوار تیرهای مکر و کین ایشان را به گلوگاههای خودشان بازگرداند و آنان را گرفتار فتنه و بلا کرد و عذاب دردناکی بر ایشان فروریخت و امام علیه‏السلام را از شر آنان نجات داد.

پی نوشت ها:
[1] صحیفه سجادیه: دعای چهل و نهم.

منبع: تحلیلی از زندگانی امام سجاد (جلد 2)؛ باقر شریف قرشی؛ ترجمه محمد رضا عطائی؛ کنگره جهانی حضرت رضا علیه السلام 1372.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir