فضل‏ الله بن روزبهان خنجي اصفهاني

نوع اصطلاح :
عنوان :
فضل‏ الله بن روزبهان خنجي اصفهاني
خنجی اصفهانی (م 927) در شرح صلوات بر حضرت امام جعفر صادق عليه‏السلام مي‏نويسد:
«اللهم صل و سلم علي الإمام السادس، المقرب السابق؛ المؤدب الموافق و المغيث للملهوفين عند الطوارق، الملتجي بحرز الله عند نزول کل طارق».
«بار خدايا درود و صلوات فرست بر امام ششم. نزديک گردانيده شده به حضرت حق تعالي و پيشي گيرنده در اعمال نيک (و اين اشاره بر اين که آن حضرت از مقربان حق تعالي و از سابقان است) او تربيت شده به آداب الهي است و آن حضرت فريادرس و ياري کننده‏ي ضعيفان و ناتوانان به هنگام نزول حوادث و بليات است (و اين اشاره است به رحم و عطوفت آن حضرت بر عاجزان چنانچه روايت کرده‏اند که هر کس را حادثه يا فقري در مدينه پيش آمدي، پناه به جوار لطف و احسان آن حضرت نمودي و از خوان کردم آن حضرت بهره‏ي وافي يافتي، چنانچه شيوه‏ي کريمه‏ي اهل‏بيت عليهم‏السلام) بوده. پناه جوينده به حرز و حفظ اللهي به هنگام فرود آمدن هر بلا. (و اين اشاره است به اين که ابوجعفر دوانيقي قصد آن حضرت کرد و او پناه به حرز الهي برد و بر آن دشمن غدار غالب و فائق آمد) و حرز مشهور آن حضرت که به «حرز امام جعفر صادق عليه‏السلام» معروف است، اول آن اين است: «ماشاءالله توجها الي الله، ما شاءالله تقربا الي الله ما شاءالله تلطفا الي الله ما شاءالله لا حول و لا قوة الا بالله...».
«ابن‏روزبهان» بعد از نقل اين فقره از آن حرز، مي‏نويسد:
«و بحمدالله تعالي اين فقير ضعيف آن را ياد دارم و از اوراد فقير است که سالهاست بدان مواظبت مي‏نمايم و تمام عمر در پناه آن حرز بحمدالله و حوله و قوته از شر اعداء مصون و محروسم».
«الذي بين الحق و الباطل فارق؛ حجةالله القائمة علي کل زنديق و منافق؛ المعتصم بحول الله و قوته في قتل کل خارجي مارق؛ المطلع علي اسرار الغيوب بتعليم الله الخالق؛ العطوف علي کل محبوب مصادق أبي‏عبدالله جعفر بن محمد الصادق السيد الزکي الصالح؛ صاحب السمع السميع من الله البديع المقبور مع أبويه و عمه بالبقيع».
«آن حضرت جدا کننده‏ي حق از باطل است. او حجت خدا و برهان حق تعالي است که بر هر ملحد و منافق قائم شده است. آن حضرت چنگ زننده به حول و قوه‏ي الهي در کشتن هر خارجي که از دين بيرون رفته.
(و اين اشاره است بدانچه روايت کرده‏اند که نوبتي يکي از خوارج نزد «مهدي عباسي» غيبت آن حضرت کرد و با مهدي گفت که جعفر بن محمد داعيه‏ي خروج دارد، نامه‏ها به اهل کوفه نوشته و با او بيعت کرده‏اند، مهدي گفت: تو در مقابل او اين سخن مي‏گوئي؟ گفت: بلي؛ و سوگند بر آن مي‏خورم. «مهدي عباسي» امام را حاضر گردانيد و آن خارجي را در مقابل آورد و خارجي در حضور امام آن تهمت را تکرار کرد. امام به او فرمود: سوگند مي‏خوري که اين سخن راست است؟ خارجي گفت: بلي؛! امام فرمود: بدان نوع که من سوگند مي‏دهم تو را، سوگند ياد کن. فرمود: بگو از حول و قوه‏ي حضرت حق سبحانه و تعالي بيرون آمدم و به حول و قوت خود رفتم اگر اين سخن که مي‏گويم دروغ است، آن خارجي به همين عبارت سوگند ياد کرد في الحال بيفتاد و به دروخ رفت. «مهدي» دستور داد از پاي مردار آن خارجي بکشيدند و بيرون بردند و از امام عذرخواهي کرد و او را روانه گردانيد و چنين اثري غريب و کرامتي عجيب از آن حضرت ظاهر شد).
آن حضرت بر اسرار غيبي به تعليم خداوند آگاه است.
(و اين اشاره است به اطلاع آن حضرت بر اسرار غيبي که ائمه‏ي هدي عليهم‏السلام هم به الهام و تعليم الهي اين علم را داشته‏اند چنانچه روايت کرده‏اند که يکي از محبان امام جعفر صادق عليه‏السلام گفت: من در بغداد بودم و «منصور» خليفه‏ي عباسي قصد کرده بود که به حج برود. من به مکه آمدم به امام صادق عليه‏السلام عرض کردم که منصور امسال قصد حج دارد آن حضرت فرمود: منصور کعبه را نمي‏بيند، چون موسم حج شد، منصور به عزم حج از بغداد بيرون آمد. من به امام جريان را عرض کردم فرمود: منصور کعبه را نمي‏بيند. چون به مدينه رسيد، رفتم و ديگر بار تکرار کردم، همان سخن فرمود. چون از مدينه متوجه مکه شد، و نزديک مکه رسيد، مرا شکي پيدا شد چون به محل چاه ميمون رسيد که از آنجا تا مکه يک دو فرسخ است، شب در آنجا وفات کرد، صبح با عده‏اي به استقبال منصور رفتم و من درباره‏ي امام به ترديد افتاده بودم. عده‏اي آمدند و خبر دادند که منصور ديشب فوت کرد. من بازگشتم و آن خبر را به اطلاع امام رساندم و درخواست کردم که براي من استغفار کند چون آن حضرت بر دسوتان خود رؤف و مهربان بود جهت من استغفار نمود).
آن حضرت به غايت مهربان بود بر هر دوستي که مصادقت آن حضرت اختيار کرده بود.
(و اين اشاره است بدانچه روايت کرده‏اند که آن حضرت شمل شيعه‏ي اهل‏بيت عليهم‏السلام را جمع فرمود و جهت ايشان مجلس درس دائر نمود و قبل از آن حضرت هرگز جماعت مواليان اهل‏بيت چنان نبوده‏اند که در زمان آن حضرت ايشان را جميعت بوده).
کنيت آن حضرت «ابوعبدالله» است. و او از طرف خداوند صاحب گوش شنونده است.
و سرانجام در مدينه‏ي منوره به درود حيات گفت و در قبرستان بقيع در کنار قبر عم بزرگوارش امام حسن عليه‏السلام و جد و پدرش مدفون گرديد و تمامي در يک قبه مدفونند.
اللهم صل علي سيدنا محمد و آل سيدنا محمد سيما الإمام السادس جعفر الصادق عليه‏السلام [1] .

پی نوشت ها:
[1] وسيلة الخادم الي المخدوم، در شرح صلوات جهارده معصوم از 195 تا 204.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir