منشأ بلاها

نوع اصطلاح :
عنوان :
منشأ بلاها
انسان معمولا به منشأ گرفتاري‏ها اهميتي نمي‏دهد و زماني که بلايي به سرش مي‏آيد نمي‏داند چرا در اين مخمصه گرفتار آمده است. حال آن که هيچ يک از اين امور بي‏سبب نيست و چه بسا در لحظات حساس استقامت نکرده است. اگر در کتاب‏هاي روايي جست و جو کنيم و رواياتي را که در اين زمينه آمده است کنار هم بگذاريم، حجمي به اندازه يک کتاب پيدا مي‏کند.
انبيا و اوليا و صديقين هنگامي که بلايي بر سرشان مي‏آمد از خداوند مي‏پرسيدند: خدايا، آيا خطايي از ما سر زده که به اين روز افتاده‏ايم؟ پاسخ چنين پرسشي گاهي مثبت و گاهي منفي است. بيشتر بلاهايي که بر سر مؤمنان مي‏آيد نتيجه کوتاهي آنها است. گم شدن حضرت يوسف عليه‏السلام براي حضرت يعقوب بسيار سخت و دردناک بود؛ چرا که يوسف را بسيار دوست مي‏داشت. او در فراغ يوسف آن قدر گريه کرد که ديدگانش را از دست داد. اين عذاب فقط بدان سبب بود که حضرت يعقوب عليه‏السلام گرسنه‏اي را رد کرده بود. تشخيص پروردگار بسيار دقيق است و هيچ چيز از يادش نمي‏رود. همه کارهاي ايزد منان از روي دقت است. خوب است ديگران نيز بدانند بلاهايي که سرشان مي‏آيد، نتيجه اعمال خودشان است. فقط فرق انسان‏هاي معمولي با پيامبران در اين است که آنها علم انبيا را ندارند و نمي‏دانند از چه رو اين بلاها به سرشان آمده است. البته در روايات متواتر، ذکر شده است که چه چيزهايي از جانب خداوند و چه بلاهايي از جانب خود انسان‏ها است. خداي متعال مي‏فرمايد: «مآ أصابک من حسنة فمن الله و مآ أصابک من سيئة فمن نفسک [1] ؛ هر چه خوبي به تو مي‏رسد از جانب خدا است و هر بدي که به تو مي‏رسد از خود تو است». بر حسب روايات و احاديث ملاک اين است که اگر انسان به وظايف خود عمل کرد و با اين حال به فقر و گرفتاري مبتلا گرديد، اين گرفتاري‏ها امتحان الهي است، اما اگر در اداي وظايف خويش کوتاهي کرد، بلاهايي که بر سرش مي‏آيد نتيجه اعمال خود اوست.
در روايت آمده است که خداوند دعاي دو نفر را مستجاب نمي‏کند: يکي آن که دنبال کسب و کار و تحصيل روزي نمي‏رود و اهل کار و زحمت نيست و با اين حال مي‏گويد خدايا، تو رزاقي، پس روزي مرا برسان، ديگري مريضي که دنبال مداوا نمي‏رود، اما از خدا مي‏خواهد که او را شفا دهد. حضرت موسي عليه‏السلام به خداوند عرض کرد: خدايا، علاجم کن. خطاب آمد که نزد طبيب برو و با دارو و درمان معالجه کن. اگر در حد توان و امکان به دنبال طبيب و دارو و درمان رفتيم، اما شفا پيدا نکرديم، اين جا ديگر بايد از خداي متعال شفا بخواهيم. قانون الهي اين است. شخصي که توان دفاع از خويشتن در برابر ظلم را دارد، اما از خود دفاع نمي‏کند، دعايش مستجاب نمي‏شود. ماجراي مظلوميت اميرمؤمنان عليه‏السلام و حضرت زهرا عليهاالسلام استثنا است و دليل خاصي داشت. آن حضرت به منظور بقاي اسلام و اداي وظيفه‏ي خاصي که بر عهده داشتند، اين مصايب را تحمل نمودند و گرنه حضرت علي عليه‏السلام مي‏توانست عکس‏العمل نشان دهد. کساني که با اميرمؤمنان عليه‏السلام بيعت کرده بودند مي‏بايست امتحان پس مي‏دادند. روايت‏هاي متعددي از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم از طريق شيعه و سني نقل شده است که در آنها پيامبر اسلام حضرت علي عليه‏السلام را محک اسلام خوانده‏اند. در صحاح سته اهل سنت و کتب اربعه شيعه نيز آمده است که اگر حضرت امير عليه‏السلام در آن زمان دست به شمشير مي‏بردند امت پيامبر امتحان پس نمي‏داد. سکوت ايشان وظيفه‏اي خاص، و براي بقاي اسلام لازم بود.

پی نوشت ها:
[1] نساء، آيه 79.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir