امیر سخن

نوع اصطلاح :
عنوان :
امیر سخن
شکیب ارسلان ملقب به امیرالبیان یکی از نویسندگان زبردست عرب در عصر حاضر است.
در جلسه‏ای که به افتخار او در مصر تشکیل شده بود، یکی از حضار می‏رود پشت تریبون، و ضمن سخنان خود می‏گوید:
دو نفر در تاریخ اسلام پیدا شده‏اند که به حق شایسته‏اند (امیر سخن نامیده شوند): یکی علی(ع) بن ابیطالب و دیگری شکیب.
شکیب ارسلان با ناراحتی برمی‏خیزد و پشت تریبون قرار می‏گیرد و از دوستش که چنین مقایسه‏ای کرده گله می‏کند و می‏گوید:
من کجا و علی(ع) بن ابیطالب کجا! من بند کفش علی(ع)به حساب نمی‏آیم. راستی حق هم همین است، زیرا پس از وحی و سخن خدا کلامی پر جلال‏تر و شیواتر از کلام علی(ع)نیامده است. و باید چنین باشد که او فرمانده سپاه سخن است و بر کلام او نشانه‏ای از دانش خدائی و بوئی از سخن نبوی موجود است.

هست عمری گشته از جان ثناخوان علی(ع)
ریزه خوار سفره اکرام و احسان علی(ع)‏

پای نگذارم براهی جز به راه مهر او
گر بود دستی مرا دارم بدامان علی(ع)‏

هستی از صبح ازل گردیده تا شام ابد
بر سر خوان کرم پیوسته مهمان علی(ع)‏

سر ندارد ارزشی تا پیش پایش افکنم
جان ندارد قدر تا گویم به قربان علی(ع)‏

دمبدم می‏ریخت گوهر هر زمان بهر سخن
باز می‏شد شکرین لعل درافشان علی(ع)‏

روبرو می‏گشت با شیر فلک گر روز جنگ
جان بدر هرگز نمی‏برد او زمیدان علی(ع)‏

منبع : کرامات العلویه، علی(ع) میر خلف زاده‏، نشر مهدی یار
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir