بر دوش پیامبر

نوع اصطلاح :
عنوان :
بر دوش پیامبر
یک شب که پیامبر خدا در منزل همسرش خدیجه به سر می‏برد، مرا نزد خویش فرا خواند. من (بدون فوت وقت) در محضر شریف او حاضر شدم. (وضع حضرت نشان می‏داد که در این دل شب آهنگ رفتن به جایی دارد. اما چیزی نگفت و مقصد خود را معین نکرد، بلکه همین قدر) فرمود:
علی! (آماده شو و) از پی من حرکت کن.
سپس خود جلو افتاد و من به دنبال او به راه افتادم. کوچه‏های مکه را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشتیم تا به خانه خدا، کعبه رسیدیم... در آن وقت شب که مردم همگی خفته بودند، رسول خدا(ص) (به آهستگی) صدایم زد و فرمود:
علی! بر دوش من بالا برو. [1] سپس خود خم شد و من بر کتف مبارک او بالا رفتم (و بر بام کعبه قرار گرفتم) و خر چه بت در آنجا بود به زیر افکندم. آنگه از کعبه خارج‏ شدیم و راهی منزل خدیجه رضی الله عنها گشتیم. (در بازگشت) رسول خدا(ص) به من فرمود:
نخستین کسی که بتها را درهم شکست جّد تو ابراهیم بود و آخرین کسی که بتها را شکست تو بودی.
بامداد روز بعد، هنگامی که اهل مکه به سراغ بتهای خود رفتند، دیدند که بتهایشان برخی شکسته و پاره‏ای وارونه بر زمین افتاده و... گفتند: این اعمال از کسی جز محمد و پسر عمویش علی سر نمی زند (حتماً کار آنهاست). از آن پس دیگر بتی بر بام کعبه نرفت.
عن علی قال: دعانی رسول الله (ص) و هو بمنزل خدیجه ذات لیله صرت الیه قال:اتبعنی یا علی!
فما زال سمشی و انا خلفه و نحن دروب مکه حتی اتینا الکعبه و قد انام الله کل عین.
فقال لی رسول الله (ص): یا علی!
قلت: لبیک یا رسول الله (ص). قال: اصعد علی کتفی یا علی!...
ثم انحنی النبی فصدت علی کتفه فالقیت الاصنام علی رووسها و خرجنا من الکعبه شرفها الله تعالی حتی اتینا منزل خدیجه، فقال لی:
ان اول من کسر الاصنام جدک ابراهیم ثم انت یا علی! اخر من کسر الاصنام.فلما اصبحوا اهل مکه وجدوا الاصنام منکوسه مکبوبه علی رووسها فقالوا: ما فعل هذا الا محمد و ابن عمه ثم لم یقم بعدها فی الکعبه صنم. [2] .

پی نوشت ها:
[1] محمد بن حرب والی مدینه از شجعت و توانایی علی آگاه بود. او شنیده بو که علی در جنگ خیبر یک تنه در قلعه‏ای را که چهل تن قادر به جابجایی آن نبودند از جا کنده و به کناری انداخته است. اما اکنون می‏شنود که این قهرمان بزرگ از تحمل سنگینی رسول خدا(ص) بر دوش د خود عاجز است و پیامبر می‏نشیند و علی بالا می‏رود!
برای دریافت پاسخ شبهه‏ای که در ذهن خلجان کرد، به خدمت امام صادق شرفیاب شد اما پاره‏ای از اسرار و رموز آن را بیان کرد تا آنجا که فرمود: اگر قضیه به عکس می‏شد و به فرض علی طاقت می‏آورد و سنگینی پیامبر را بر دوش خود تحمل می‏کرد، این جهت افتخاری برای علی محسوب نمی‏شد، چرا که پیامبر بر پشت اسب و شتر هم سوار شده بود.... (غایه المرام، ج 1، ص 26).
[2] کشف الغمه، ج 1، ص 79؛ بحار، ج 38، ص 84؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص 155.علامه مجلسی ره نظیر همین روایت را در بحار، (ج 59، ص 138) آورده و در پایان آن افزده است: این شکستن بتها به وسیله امیرالمومنان قبل از هجرت (و فتح مکه) بوده است. و گرنه کسر الاصنام که در روز فتح مکه از آن حضرت به وقوع پیوست، روز قوت و شوکنت اسلام و روز خواری و شکست مشرکان بوده است. بنابر این، ترس و نگرانی در بین نبوده تا اقدامی مخفیانه و حرکتی شبانه را طلب کند.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir