بهتر از خدمتگزار

نوع اصطلاح :
عنوان :
بهتر از خدمتگزار
فاطمه محبوبترین کس نزد پدر بود. او در خانه من آنقدر با مشک آب کشید که بند مشک در سینه اش اثر گذاشت. آنقدر دستاس کرد که دست او پینه بست. به قدری خانه ار جارو کرد که لباسهایش رنگ خاک گرفت و چندان هیزم زیر دیگ روشن کرد که جامه اش سیاه شد. او از این جهت در زحمت و مشقت بسیار بود.
روزی به او گفتم: ای کاش از پدرت خادمی درخواست می‏نمودی تا اندکی در برداشتن بار سنگین زندگی تو را یاری دهد؟! [1] .
فاطمه نزد پدر رفت دید جماعتی گرد او به صحبت نشسته اند. شرم مانع شد که از وی چیزی بخواهد (بدون اظهار حاجت) به خانه بازگشت.
پیغمبر دانست که دخترش به منظور کاری نزد او آمده بود. بامداد دیگر به خانه ما آمد. آواز سلام او را شنیدیم اما از آنجا که بستر خواب هنوز پهن بود، از شرم خاموش ماندیم و پاسخ نگفتیم. بار دو سلام کرد. و ما همچنان خاموش بودیم. باز سوم که صدای او به سلام برخاست، ترسیدیم اگر پاسخ نگوییم باز گردد چون عادت او چنین بو که سه بار سلام می‏گفت و اگر رخصت ورود نمی‏یافت باز می‏گشت من سلام او را پاسخ گفتم و از او خواستم که به خانه در آید. چیزی‏ نگذشت که حضرت بالای سر ما نشست و آنگاه گفت: فاطمه! دیروز از من چه می‏خواستی؟
من ترسیدم اگر پاسخ او را نگویم برخیزد و بازگردد... گفتم: ای فرستاده خدا... من به شما خواهم گفت. (داستان دیروز فاطمه چنین بود که او از کار دشوار خانه رنج می‏برد). مشکل آب و دستاس نان و رفت و روی خانه و... او را از پای درآورده، من به او گفتم تا نزد شما آید و (در صورت امکان) خدمتکاری از شما بخواهد، شاید اندکی از بار سنگین او کاسته گردد.
پیامبر خدا(ص) فرمود: آیا به شما چیزی نیاموزم که از خدمتگزار بهتر باشد؟ سپس فرمود: هنگامی که در بستر خواب رفتید، سی و سه بار خدا را تسبیح و سی و سه بار حمد و سی و چهار بار تکبیر بگویید....
قال علی (ع): انها (فاطمه) کانت عندی و کانت من احب اهله الیه و انها استقت بالقربه حتی اثر فی صدرها و طحنت بالرحی حتی مجلت یداها و کسحت البیت حتی اغبرت ثیابها و اوقدت النار تحت القدر حتی تدخنت ثیابها فاصابها من ذلک ضرر شدید فقلت لها: لو اتیت اباک فسالتیه خادما یکفیک ضرما انت فیه من هذا العمل؟!
فاتت النبی فوجدت عنده حداثا فاستحیت فانصرفت فعلم النبی انها جاءت لحاجه فغدا علینا رسول الله و نحن فی لفاعنا فقال:السلام علیکم فسکتنا و استحیینا لمکاننا ثم قال:السلام علیکم فسکتنا ثم قال:السلام علیکم فخشینا ان لم نرد علیه ان ینصرف و قد کان یفعل ذلک یسلم ثلاثا فان اذن له و الا انصرف فقلت: و علیک‏السلام یا رسول الله! ادخل فدخل و جلس عند رؤوسنا فقال:یا فاطمه ما کانت حاجتک امس عند محمد فخشیت ان لم نحبه ان یقوم فاخرجت راسی فقلت: امال والله اخبرک یا رسول الله انها استقت بالقربه حتی اثرت فی صدرها و جرت بالرحی حتی مجلت یداها و کسحت البیت حتی اغبرت ثیابها و اوفدت تحت القدر حتی‏ تدخنت ثیابها. فقلت لها: لو اتیت اباک فسالتیه خادما یکفیک ضرما انت فیه من هذا العمل، فقال: افلا اعلمکا ما هو خیر لکما من الخادم؟ اذا اخذتما منامکما فسبحا ثلاثا و ثالثینو احمد ثالثا و کبرا اربعا و ثلاثین.... [2] .

پی نوشت ها:
[1] بنا به نقل مسند فاطمه علیهاالسلام (ص 65) این در خواست در شرایطی بوده که فاطمه علیهاالسلام باردار است.
[2] علل الشرایع، ج 2، ص 65؛ مکارم الاخلاق، ص 296؛ بحار، ج 85، ص 329 و ج 76، ص 193 و ج 43، ص 82.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir