حسن و حسین‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
حسن و حسین‏

1- از رسول خدا(ص) شنیدم که می‏گفت: محبت این دو پسر (حسن و حسین) چندان مرا شیفته کرده است که محبت دیگران را فراموش د کرده ام.پروردگارم، مرا به دوستی آنان و مهر هر که به ایشان علاقه مند است فرمان داده است.
2- یک روز که دست حسن و حسین را به کف گرفته بود و آنان را به مردم می‏نمایاند، فرمود:هر کس این دو پسر و ماد رو پدرشان را دوست بدارد او پیرو من و پوینده راه من است و چنین کسی در بهشت برین همنشین من خواهد بود.
3- شباهت حسن به جدش رسول خدا(ص) از قسمت بالا تنه و سر و سینه است و شباهت حسین با رسول خدا(ص) از قسمنت پایین تنه و پاهاست.
4- روزی در برابر دیدگان جدشان با هم کشتی می‏گرفتند (پیامبر داور آنان شده بود، اما نه یک داور بی طرف) مرتب حسن را تشویق می‏کرد و او ار علیه حسین می‏شوراند.
دخترش فاطمه بر جانبداری پدر خرده گرفت و گفت: پدر! آیا از بزرگتر حمایت می‏کنی و او را علیه کوچکتر می‏شورانی؟
پیامبر خدا(ص) فرمود: (دخترم، نمی‏شنوی آواز جبرئیل را که چگونه) حسین را تشویق می‏کند؟ من نیز حسن را تشجیع می‏کنم.
5- در بسترم خفته بودم و پیامبر خدا(ص) به منزل ما تشریف آورد. در این بین حسن و حسین اظهار تشنگی کردند و از جدشان آب خواستند.
گوسفندی داشتیم که از شیر بهره چندانی نداشت. پیغمبر برخاست و از گوسفند شیر دوشید. به برکت آن حضرت گوسفند، شیرا شد و ظرف شیر آماده گشت. ابتدا حسن پیش آم د و از آن نوشید و سپس حسین نوشید فاطمه به سخن آمد و گفت: ای پدر! گویا به حسن مهر بیشتری دارید؟ فرمود: این طور نیست، بلکه فقط رعایت نوبت و حق تقدم حسن در میان بود و گرنه، من و تو و دو کودکت و آن که در اینجا خفته است، در روز قیامت همه در یک رتبه و پایه هستیم.
6- بسیار می‏شد که حسن و حسین تا پاسی از شب را نزد جدشان می‏ماندند.یک شب که بچه‏ها به عادت همیشه نزد پیامبر خدا(ص) سرگرم بازی بودند متوجه می‏شوند که پاسی از شب گذشته است.
رسول خدا(ص) به آنان فرمود: (دیر وقت است برخیزید) و نزد مادرتان شوید. (هر چند فاصله میان خانه پدر و دختر زیاد نبود، اما تاریکی شب و خردسالی کودکان می‏توانست نگران کننده باشد).
در این بین برقی در آسمان ظاهر شد و بچه‏ها در پرتو تابش آن روانه منزل شدند.این روشناتی تا رسیدن بچه‏ها به خانه، همچنان ادامه داشت.
رسول خدا(ص) به آن روشنایی چشم دوخته بود و می‏فرمود:
سپاس خدایی را که ما اهل بیت را گرامی داشت.
7- حسن و حسین نور دیدگان ین امت و فرزندان پیامبرند. آن دو برای رسول خدا(ص)همچون چشم برای سر بودند و من همچون دست بای بدن و فاطمه به منزله قلب برای پیکر.
داستان ما داستان کشتی نوح است؛ هر کس به کشتی نشست نجات یافت هر کس از آن بازماند، دچار طوفان و بلا گشت.
1- قال علی: سمعت رسول الله (ص) یقول: یا علی! لقد اذهلنی هذان الغلامان یعنی الحسن و الحسین ان احبت بعدهما حدا ان ربی امرنی ان احبهما و احب من یحبهما.[1] .
2- اخذ بید الحسن و الحسین یوما و قال: من احب تهذین و اباهما و امهما مات متبعا سنتی و کان معی فی الجنه. [2] .
3- ان الحسن و الحسین کانا یلعبان عند النبی حتی مضی عامه اللیل، ثم قال لهما: انصرفا الی امکما، فبرقت برقه فما زالت تضی لهما حتی دخلا علی فاطمه و النبی ینظر الی البرقه و قال: الحمدالله الذی اکرمنا اهل البیت. [3] .
4- کان الحسن اشبه برسول الله ما بین الصدر الی الراس و الحسین اشبه فیما کان اسفل من ذلک. [4] .
5- دخل علی رسول الله (ص) و انا نائم علی المنامه، فاستسقی الحسن و الحسین فقام النبی الی شاه لنا بکی فدرت فجا الحسن فسقاه النبی فقالت فاطمه: یا رسول الله (ص)! کانه احبهما الیک. قال: لا ولکنه استسقی قبله. ثم قال: انی و ایاک و انبیک و هذا الراقد فیم مکان واحد یوم القیامه. [5] .
6- بینما الحسن و الحسین یصطر عان عند النبی فقال النبی هی یا حسن! فقالت فاطمه: یا رسول الله (ص)! تعین الکبیر علی الصغیر؟ فقال رسول الله (ص) جبرئیل یقول: هی یا حسین و انا اقول هی یا حسن. [6] .
7- ان الحسن و الحسین سبطا هذه الامه و هما من محمد کمکان العینین من الراس و اما انا فکمکان الید من البدن و ام افاطمه فکمکان القلب من الجسد، مثلنا مثل سفینه نوح من رکبها نجا و من تخلف عنها غرق. [7] .

پی نوشت ها:
[1] بحار، ج 43، ص 269.
[2] العمده، ص 345.
[3] بحار، ج 43، ص 266 و 288.
[4] بحار، ج 43، ص 301.
[5] بحار، ج 37، ص 72.
[6] قرب الاسناد، ص 101؛ ج 43، ص 262.
[7] کتاب سلیم بن قیس، ص 212.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir