در واپسین لحظات‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
در واپسین لحظات‏
به من فرمود: علی! به دخترم فاطمه، اموری را توصیه کرده ام و از او خواسته ام تا آنها را به تو گوشزد کند.(از او بپذیر و) به آنچه می‏گوید عمل کن، که وی بسیار راستگو و پایدار است.
سپس دخترش را در آغوش گرفت و او را به سینه چسبانید و در حالی که او را می‏بوسید فرمود: پدرت به قربانت ای فاطمه!.
از شنیدن این سخن صدای گریه و شیون فاطمه بلند شد. باز پیامبز وی را در آغوش گرفت و افزود: آری به خدا سوگند که انتقامت گرفته خواهد شد. بی شک خدا از خشم تو خشمگین خواهد شد سپس سه مرتبه فرمود: وای بر ستمکاران... آنگاه خود بشدت گریست.
به خدا قسم هنگامی که رسول خدا به گریه افتاد، خود را در حالی یافتم که گویا پاره‏ای از گوشت تنم جدا شده باشد! قطرات اشک از چشمان پیامبر چونان باران بر چهره و محاسنش جاری بود. و این در حالی بود که از فاطمه جدا نمی‏شد و پیوسته او را در آغوش خود می‏فشرد. (لحظات بسیار تلخ و سختی بود) پیامبر در دامن من و سر بر سینه ام نهاده بود و حسن و حسین پاهای جدشان را به بوسه گرفته بودند و با اشک چشم و سوز درون، صدا به گریه و شیون بلند کرده بودند و با صدای بلند می‏گریستند.
فاطمه نیز چنان می‏گریست که من گمان کردم گویا آسمانها و زمین به گریه نشسته اند.
(ساکت کردن او کار آسانی نبود) عاقبت پدر به تسلیت وی پرداخت و گفت: دخترم خدا جانشین من بر شما است. اگر من از میان شما می‏روم خدا باقی است و او بهترین جانشین است. قسم به آنکه مرا به نبوت برانگیخت، اشک تو، عرش الهی و فرشتگان آن را به گریه انداخت و آسمانها و زمین‏ها و آنچه را که درون آنهاست به ماتم نشاند....
... من اگر بگویم جبرئیل هم در آن ساعت حساس حضور داشت، گزاف نگفته ام؛ چه اینکه من صدای ناله و گریه‏ای می‏شنیدم اما بدرستی صاحب آن را نمی‏شناختم.ولی در این تردید ندارم که آن صداها و همهمه‏ها از فرشتگان بوده است. و با توجه به دوستی و صداقت دیرینه‏ای که بین او و جبرئیل بود، گمان ندارم که مثل چنین شبی پیامبر را تنها گذاشته باشد.
قال علی (ع):... قال رسول الله (ص):... یا علی انی قد اوصیت فاطمه ابنتی باشیا و امرتها ان تلقیها الیک فانفدها فهی الصادقه الصدوقه.
ثم ضمها الیه قبل راسها و قال: فداک ابوک یا فاطمه، فعلا صوتها بالبکا ثم ضمها الیه و قال: اما و الله لینتقمن الله ربی و لیغضبن لغضبک. فالویل ثم الویل ثم الویل للظالمین، ثم بکی رسول الله (ص).
قال علی (ع ): فو الله لقد حسبت بضعه منی قد ذهبت لبکائه حتی هملت عیناه مثل المطر حتی بلت دموعه لحیته و ملاءه کانت علیه و هو یلتزم فاطمه لایفارقها و راسه علی صدری و انا مسنده و الحسن و الحسین یقبلان قدمیه و یبکیان باعلی اصواتهما....
و لقد رایت بکا منها احسب ان السماوات و الارضین قد بکت لها. ثم قال لها یا بنیه! الله خلیفتی علیکم و هو خیر خلقه و الذی بعثنی بالحق لقد بکی لبکائک عرش الله و ما حوله من الملائکه و السماوات و الارضون و ما فیهما....
و لو قلت ان جبرئیل فی البیت لصرقت لانی کنت اسمع بکا و نغمه لا اعرفها و کنت اعلم اَنها اصوات الملائکه لا اشک فیها لان جبرئیل لم یکن فی مثل تلک اللیله یفارق النبی (ص). [1] .

پی نوشت ها:
[1] بحار ج 22، ص 491.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir