شورش‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
شورش‏
در جریان فتنه و شورش مردم علیه ابن عفّان، من کاملاً خاموش بودم و از نفی و اثبات هیچ نگفتم و این بدان جهت بود که وی را آزموده بودم و می‏دانستم که در وی صفاتی ریشه دوانده و سر تا پای وجودش را فراگرفته (و به گونه‏ای حاد و گزنده گشته است) که حتی کسانی که دور از او به سر می‏برند به تنگ خواهند آمد، چه رسد به نزدیکان، اخلاق (و رفتار زشت) او سبب خلع و قتل او گردید. و خدا می‏داند که من از این قضایا برکنار بودم و از آن پیشامد ناخرسندم.
سرنوشت عثمان گویی از قرنها نخستین معلوم بوده است و علم آن نزد خدا در کتاب سرنوشت به ثبت رسیده بود و خدا نه گم می‏کند و نه فراموش. [1] .
بدریان او را بی پناه رها کردند و مصریان او را کشتند.
به خدا سوگند من نه امر کردم و نه از آن نهی نمودم؛ چه اینکه اگر امر کرده بودم همانا قاتل وی محسوب می‏شدم و اگر از آن نهی کرده بودم یاری دهنده او به شمار می‏آمدم. قصه عثمان طوری بود که نه عیان و آشکار او نفعی می‏داد و نه خبر آن شفا می‏بخشید جز اینکه آن کس که او را یاری کرد و از وی حمایت، نمی‏تواند بگوید من بهتر از کسانی هستم که او ار تنها گذاشتند، و آن کس که او را رها کرد نمی‏تواند بگوید آن کس که به او یاری رساند بهتر از من است.
من کلام جامع را در خصوص کار او بگویم: او خودخواهی کرد و بد خودخواهی کرد و شما جزع کردید که آن نیز بد بود. بی تابی کردید و بد بی تابی کردید.خداوند میان او و شما حکم کند.
به خدا سوگند در خون عثمان هیچ اتهامی دامنگیر من نیست. من مسلمانی از گروه مهاجر بودم که در خانه خود نشسته بودم. شما پس از کشتن او نزد من آمدید تا با من بیعت کنید، اما من نپذیرفتم و از قبول آن امتناع کردم و دست خود را پس کشیدم، شما آن را پیش کشیدید. من که باز کردم شما بیشتر کشیدید. برای بیعت با من بر سر من ریختید چونان شتران تشنه که به آبشخور هجوم برند، تنه به همدیگر می‏زدید. ازدحام مردم چنان بود که بیم آن می‏رفت که کشته شوم و ترس آن بود که عده‏ای (در زیر فشار جمعیت) تلف شوند. بند نعلینها از هجوم جمعیت پاره شد. شور و شادی مردم برای بیعت به حدی بود که خردسالان را بر دوش گرفته بودند تا امکان بیعت برایشان فراهم گردد. سالمندان با پای لرزان به پیش می‏آمدند و بیماران و ناتوانان نیز کشان کشان خود را به جلو می‏کشیدند... آنگاه گفتند:
با ما بر طریقه ابوبکر و عمر بیعت کن و ما جز تو کسی را نداریم و به غیر تو خرسند نیستیم. بیعت ما را بپذیر تا پراکنده نگردیم و اختلاف نکنیم.
اما من بر اجرای کتاب خدا و سنت رسول گرامی با شما بیعت کردم و هر کس که به دلخواه خود بیعت کرد از او پذیرفتم و هر که از بیعت خودداری کرد او را رها ساختم.
قال علی (ع):... اما امر عثمان فکانه علم من القرون الاولی (علمها عند ربی فی کتاب لایضل ربی و لاینسی) خذله اهل بدر و قتله اهل مصر و الله ما امرت و لانهیت و لو اننی امرت کنت قاتلا و لو اننی نهیت کنت ناصرا و کان الامر الینفع فیه العیان و لایشفی منه الخبر غیر ان من نصره لایستطیع ان یقول: خذله من انا خیر منه و لایستطیع من خذله‏ ان یقول: نصره من هو خیر منی.
وانا جامع امره: استاثر فاسا الاثره و جزعتم فاساتم الجزع و الله یحکم بیننا و بینه. و الله ما یلزمنی فی دم عثمان تهمه ما کنت الا رجلا من المسلمین المهاجرین فی بیتی.
فلما قتلتوه (عثمان) اتیتمونی تبایعونی فابیت علیکم و ابیتم علی فقبضت یدی فبسطتوها و بسطتها فمددتموها ثم تداککتم علی تداک الابل الهیم علی حیاضها یوم ورودها حتی ظننت انکم قاتلی و ان بعضکم قاتل بعض د حتی انقطعت النعل و سقط الردا و وطی الضعیف. و بلغ من سرور الناس د ببیعتهم ایای ان حمل الیها الصغیر و هدج ایها الکبیر و تحامل الیها العلیل و حسرت لها الکعاب فقالوا: بایعنا علی ما بویع علیه ابوبکر و عمر فانا لانجد غیرک و لانرضی الا بک فبایعنا لانفترق و لانختلف.
فبایعتکم علی کتاب الله و سنه نبیه و دعوت الناس الی بیعتی فمن بایعنی طائعا قبلت منه و من ابی ترکته. [2] .

پی نوشت ها:
[1] سوره طه (52:20).
[2] کشف المحجّه، ص 180.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir