پیشگوئی حضرت امیر در مورد آل بویه

نوع اصطلاح :
عنوان :
پیشگوئی حضرت امیر در مورد آل بویه
یکی از اخبار غیبیه حضرت در مورد دیالمه است که فرمود:
از دیلمان فرزند صیاد پدید آیند و به پادشاهی رسند، سپس در ادامه فرمود: کار آنها بالا گرفته به گونه‏ای که بغداد را تصرف کرده و خلفاء را برکنار می‏کنند یکی پرسید: یا امیرالمؤمنین چند سال حکومت می‏کنند؟ فرمود: صد سال یا کمی بیشتر. [1] .
بویه نام مردی فقیر بود از اهالی دیلم (بخش کوهستانی گیلان را دیلم می‏گفتند) که به صید ماهی اشتغال داشت و از راه فروش ماهی زندگی می‏کرد، او پنج فرزند داشت، دو نفر از آنها مردند و سه پسر او ماندند، خداوند از اولاد او سه فرمانروا قرار داد و نسل آنها گسترده شد به گونه‏ای که حکومت آنها ضرب المثل شد.
سه فرزند او به نامهای علی عمادالدولة و حسن رکن الدولة و احمد معزالدولة بودند که حکومت مستقلی به نام آل بویه را تأسیس کردند، احمد و حسن دو امیر دیلمی، از برادر بزرگ خود علی عمادالدوله اطاعت کردند، او در اثر رفتار نیکو با مردم آوازه‏اش کم کم بلند گشت، و به تدریج بر قلمرو خود افزود تا آنکه در سال334 هجری بغداد را فتح و خلیفه را زندانی کردند و چون خلیفه به اطاعت از آل بویه تن داد آنها خلافت او را در ظاهر قبول کردند ولی برای خلیفه عباسی به جز اسم، اختیار دیگری نبود.
عمادالدولة برادرش معزالدولة را در بغداد گذاشت و رکن الدولة را در اصفهان و خودش در شیراز اقامت کرد.
و اینکه حضرت خبر داد که خلفاء را برکنار می‏کنند معزالدوله مستکفی را برکنار کرد و المطیع را به جای او نهاد و بهاءالدولة ابونصر بن عضدالدولة،طالع را برکنار و القادر را به جای او نصب کرد.

حوادث عجیب و خوش شانسی عمادالدولة
از عجائب حوادث اینکه عمادالدولة مردی بسیار خوش شانس بوده است، گویند: هنگامی که در شیراز بود خزانه او تهی شد و از پرداخت حقوق و هزینه لشکر عاجز ماند به طوری که خوف اضمحلال دولت او می‏رفت و از این جهت غمگین بود، روزی به پشت خوابیده فکر می‏کرد، ناگهان ماری را دید که از جائی از سقف بیرون آمده به جای دیگر رفت، دستور داد تا مار را بکشند، وقتی سقف را شکافتند دیدند بالای سقف، سقف دیگری است و میان آن دو صندوقهائی است و در میان آن صندوقها ثروتی عظیم نهفته بود که پانصد هزار دینار می‏رسید.
گویند: روزی سوار بر اسب از جائی می‏گذشت پاهای اسب او در زمین فرو رفت، وقتی آن جا را شکافتند گنج عظیمی یافتند.
و همچنین در شیراز خیاطی بود که لباس حاکم را می‏دوخت و نزد او از حاکم قبل اموالی به امانت بود، عمادالدولة برای دوختن لباس او را می‏خواست، خیاط که کر بود گمان کرد راجع به او سعایت کرده‏اند لذا همینکه عمادالدولة با او صحبت کرد او گفت: به خدا سوگند بیشتر از دوازده صندوق که نمی‏دانم درون آن چیست، چیز دیگری نزد من نیست! عمادالدولة تعجب کرد وقتی صندوقها را آوردند مالهای بسیار و لباسهای قیمتی در آن بود.
اینها همراه با گنجهائی که از یعقوب لیث و برادرش عمر و بن لیث به چنگ او آمد سبب رونق کار او شد. [2] .
حکومت ایشان همچنانکه حضرت فرموده بود: یکصد و بیست و شش د سال طول کشید.

پی نوشت ها:
[1] بحار، ج 41 ص352 از شرح نهج‏البلاغة ابن‏ابی‏الحدید.
[2] تتمة المنتهی، ص314 و بحار، ج352 ص 352.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir