جندب بن عفیف ازدی

نوع اصطلاح :
عنوان :
جندب بن عفیف ازدی
هنگامی که خبر غم‏انگیز حمله ناجوانمردانه «سفیان بن عوف غامدی» به شهر انبار و شهادت فرماندار آن ناحیه «حسان بن حسان بکری» و همراهانش به گوش امام علیه‏السلام رسید، مردم کوفه را به جهاد و مقاتله با غارتگران دعوت نمود؛ اما مردم همه سکوت کردند و جوابی به امام علیه‏السلام ندادند. حضرت از مسجد بیرون آمد و مردم به همراهش بودند که «جندب بن عفیف» دست برادرش را گرفت و آمد تا مقابل باب سُدّه بر زانوهای خود نشست و گفت:
«ای امیرمؤمنان! امروز من و برادرم مصداق این آیه شریفه هستیم: «قال رَبِّ إنّی لا أملِکُ الّا نفسِی و أخِی؛ [1] خداوندا! تو خود می‏دانی که من برای یاری دینت کسی جز خود و برادرم را ندارم»؛ پس ای امیرمؤمنان ما را به هرچه می‏خواهید، فرمان دهید که به خدا قسم خود را به «سفیان» خواهیم رساند، اگرچه بین ما و او آتش دیرپا و زمین پر از خار و خاشاک باشد.»
امیرمؤمنان علیه‏السلام برایشان دعا کرد و سپس فرمود: «و این تقعان مما اُرید؟ آخر از دست شما دو نفر چه کاری ساخته است؟». [2] .
البته بنا به قول ابراهیم ثقفی در «الغارات» کسی که خود را به امام علیه‏السلام عرضه کرد و اعلام وفاداری نمود، «حبیب بن عفیف» و برادرزاده‏اش «عبدالرحمن بن عبداللَّه بن عفیف» بوده است. [3] .

پی نوشت ها:
[1] مائده 5، آیه 25.
[2] ر. ک: شرح ابن ابی الحدید، ج 2، ص 89؛ اعیان الشیعه، ج 4، ص 246؛ قاموس الرجال، ج 3، ص 94.
[3] قاموس الرجال، ج 3، ص 94.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir