اعتراف خلیفه سوم به اعلمیت علی‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
اعتراف خلیفه سوم به اعلمیت علی‏
خلیفه سوم عثمان بن عفان هر چند با امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام رابطه حسنه نداشته، و غرور و حسادت دیرینه‏اش وی را از علوم سرشار آن حضور محروم ساخته است، و دار و دسته امویان نیز از سوی دیگر دور او را گرفته، و به این فاصله افزوده اند، ولی در موارد معدودی ضرورتهای اجتماعی و سیاسی باعث شد که دست به سوی علی علیه‏السلام دراز نموده، مشکل خود را بر طرف سازد.
در زمان عثمان دو نفر زن و مرد اسیر، که برده بودند، رابطه نامشروع برقرار کردند، و چون زن اسیر شوهر داشت و حامله بود، هنگام زایمان او فرا رسید، و پسر بچه‏ای به دنیا آورد، در مورد نوزاد، هم شوهر زن، و هم آن مرد زناکار ادعا داشتند، و عثمان از جواب مسأله عاجز ماند. سرانجام به مولای متقیان مراجعه نموده و حضرت فرمودند:
من در میان آنان همانند رسول خدا حکم می‏کنم که فرمودند
«بچه مال پدر است، و برای زناکار سنگی است.» [1] سپس دستور داد به هر کدام از آن زن و مرد پنجاه تازیانه زدند. [2] .
و در یک مخاصمه دیگر که مردی زنش را طلاق داده بود، و سپس مرد در حال عده زن از دنیا رفته بود، و زن ادعای ارث می‏کرد، خلیفه نتوانست حکم مسأله را بیان کند!! و موضوع را به اطلاع علی نرسانید و در خواست رفع مشکل نمود.
علی علیه‏السلام فرمود:
«تحلف انها لم تحض بعد ان طلقها ثلاث حیض و ترثه...» زن باید برای اثبات ادعایش سوگند بخورد که بعد از طلاق سه بار خون حیض ندیده است و در آن صورت می‏توان ارث ببرد.
زن برای ادعای خودش به همان کیفیت سوگند خورد، و از شوهر متوفایش ارث برد [3] و بالاخره در یک مورد حساس دیگر، مردی جمجمه مرده‏ای را به دست گرفته، و به حضور عثمان آورد و گفت: شما اعتقاد دارید که: این، در عالم قبر معذب است، و من دست خود را بر روی آن می‏گذارم، در حالی که کوچکترین حرارتی از آن احساس نمی‏کنم.
عثمان هیچگونه جوابی نداشت، و با تواضع تمام به دنبال علی علیه‏السلام فرستاد...
علی فرمود: چوب مخصوص کبریت و سنگی را آوردند، در حالی که چشمان نگران عثمان و تمام حضار خیره شده بود، حضرت آن چوب را به سنگ زد، و آتشی را پدیدار ساخت و به مرد سائل گفت: دست خود را روی سنگ و چوب بگذار، آن مرد اطاعت کرد.
حضرت سؤال فرمود: آیا این دفعه اثر حرارت را در آنها احساس می‏کنی؟
مرد با تمام شرمندگی گفت : بلی...
«لو لا علی لهلک عثمان» اگر علی نبود عثمان هلاک می‏شد. [4] .
این دو نمونه از قضایای تاریخی که ذکر شد می‏رساند که خلیفه سوم نیز اعلمیت علی را تأیید نموده و مشکل علمی خود را از طریق او برطرف می‏ساخته است. [5] .

پی نوشت ها:
[1] الولد للفراش و للعاهر الحجر.
[2] مسند احمد ج1 ص 104 تفسیر ابن‏کثیر ج1 ص 478 کنزالعمال ج3 ص227 به نقل از الغدیر ج8 ص195.
[3] مستدرک الوسائل ج3 باب 11 «ما یتعلق بابواب میراث الازواج» ص 166.
[4] الغدیر ج8 ص214.
[5] نقل از آفتاب ولایت ص220-218.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir