غزوه حنین

نوع اصطلاح :
عنوان :
غزوه حنین

1. در راه بازگشت از «غزوه» حنین با دره‏ای عظیم برخورد کردیم که از سیلاب پر شده بود، عمق آب را سنجیدیم. معلوم شد چهارده برابر قامت انسان است. (از مشاهده این صحنه، اصحاب نگران شده) به آن حضرت گفتند:
«ای فرستاده‏ی خدا! دشمن در پشت سر ماست، و دره‏ی پر از آب پیش روی ما» همان طور که اصحاب موسی علیه‏السلام آنگاه که تحت تعقیب فرعونیان قرار گرفتند، گفتند: «اینک به دست سپاه فرعون هلاک خواهیم شد...». [1] .
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پیاده شد و به نیایش پرداخت و عرض کرد:
«بار خدایا! برای هر یک از پیامبرانت آیت و نشانه‏ای آشکار کردی، پس امروز جلوه‏ای از قدرت و توان خود را به من بنمایان».
سپس بر اسب سوار گردید و بر آب روان شد و فرمود: به نام خدا سوار شوید و همگان پیاده و سواره به دنبال من بیایید.
اصحاب چنان کردند و از آب گذشتند و پای کسی و سم چارپایی تر نگردید.
2. «عبد الله بن عبید» در غزوه‏ی حنین زخم برداشت و یک دست او قطع شد.
پیامبر خدا دست بریده او را گرفت و سرجایش گذارد و بچسبانید. دستش سلامت گردید، طوری که دست مقطوع از دست سالم، قابل تشخیص نبود.
3- و نیز در روز حنین، سنگی را در دست گرفت و آن سنگ در دستان مبارک او به تسبیح و ستایش حق پرداخت.
پس، رسول خدا به آن فرمود که شکافته شود. سنگ سه قطعه شد و از هر قطعه آواز تسبیح به گوشمان رسید. شنیدیم که هر پاره سنگ ذکری می‏گفت که با ذکر دیگری تفاوت داشت.
4- غنایم و اموالی که در جنگ حنین، به دست مسلمین افتاد؛ با نظارت و اشراف رسول خدا(ص) میان مردم تقسیم شد. در این میان مردی با قد کشیده و پشت خمیده،با پوستینی بر تن و آثار سجده در پیشانی، جلو آمد و سلام کرد، اما رعایت ادب ننمود و رسول خدا (ص) را در سلام خود مخصوص نگردانید. سپس به حالت اعتراض به آن حضرت گفت: من شاهد غنایم بودم. حضرت فرمود: چطور بود؟
گفت: به عدل و انصاف رفتار نکردی!!
حضرت از سخن او برآشفت و فرمود:
وای بر تو، اگر رفتار عادلانه از من سر نزند پس از چه کسی انتظار آن می‏رود؟!کسانی از میان مسلمین به پا خاستند تا پاسخ بیشرمی او را بدهند، اما رسول گرامی فرمود: رهایش کنید، بزودی کسانی گرد او جمع شوند که همچون تیری که از کمان پرتاب شود از دین بیرون خواهند شد. و خداوند پس از من آنها را به دست محبوبترین بندگانش به هلاکت خواهد رسانید.
1- قال علی (ع):... خرجنا معه الی حنین فاذا نحن بواد یشخب. فقدرناه فاذا هو اربع عشره قامه. فقالوا: یا رسول الله (ص)! العدو من ورائنا و الوادی امامنا کما قال اصحاب‏ موسی: (انا لمدرکون) فنزل رسول الله (ص) ثم قال: اللهم انک جعلت لکل مرسل دلاله فارنی قدرتک و رکب فعبرت الخیل لاتندی حوافرها و الابل لاتندی احفافها فرجهنا فکان فتحنا فتحا. [2] .
2-... و لقد جرح عبدالله بن عبید و بانت یده یوم حنین، فجا الی النبی فمسح علیه یده، فلم تکن تعرف من الید الاخری. [3] .
3-... اخذ یوم حنین حجرا فسمعنا للحجر تسبیحا و تقدیسا. ثم قال للحجر: انفلق. فانفلق ثلاث فلق نسمع لکل فلقه منها تسبیحا لایسمع للاخری. [4] .
4-... فقال: دعوه سیکون له اتباع یمرقون من الدین کما یمرق السهم من الرمیه،یقتلهم الله علی ید احت الخلق الیه من بعدی. [5] .

پی نوشت ها:
[1] سوره‏ی شعراء (61:26).
[2] بحار، ج 10، ص 38 و ج 17، ص 285.
[3] احتجاج، ص 224.
[4] بحار، ج 17، ص 296و ج 10، ص 48.
[5] ارشاد، ج 1،ص 148.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir