هشدارهای بجا به ملت

نوع اصطلاح :
عنوان :
هشدارهای بجا به ملت
یکی دیگر از وظائف فرماندهی، طرح هشدارهای بجا و ضروری است،
تا امّت اسلامی و سربازان اسلام همواره بیدار و هشیار بوده، و توان رزمی خود را همیشه حفظ نمایند،
امام در یکی از هشدارهای ضروری خود، خطاب به مردم مدینه فرمود:
ألا وَ إنَّ الشَّیطَانَ قَدْ جَمَعَ حِزْبَهُ، وَاسْتَجْلَبَ خَیلَهُ وَ رَجِلَهُ، وَ إنَّ مَعِی لَبَصِیرَتی: مَا لَبَّسْتُ عَلَی نَفْسِی، وَلا لُبِّسَ عَلَی. وَایمُ اللّهِ لافْرِطَنَّ لَهُمْ حَوْضاً أَنَا مَاتِحُهُ! لا یصْدِروُنَ عَنْهُ، وَلا یعُودُونَ إلَیهِ.
«آگاه باشید! شیطان حزب خویش را گرد آورده، و سواره و پیادگان‏لشکر خود را فرا خوانده است اما من آگاهی و بینش و بصیرت خود راهمچنان همراه دارم، من حقیقت را بر خود مشتبه نساخته‏ام و بر من مشتبه نیز نشده است.
به خدا سوگند! گردابی برای آنها فراهم سازم که جز من کسی نتواند آن را چاره کند «و در آن سرانجام غرق شوند» و هرگز از آن بیرون نیایند و آن عده که از آن بیرون نتوانند آمد.» [1] .
حضرت امیرالمؤمنین‏ علیه السلام در یک سخنرانی عمومی نسبت به تحرّکات ناکثین فرمود:
أَلَا وَإِنَّ الشَّیطَانَ قَدْ ذَمَّرَ حِزْبَهُ، وَاسْتَجْلَبَ جَلَبَهُ، لِیعُودَ الْجَوْرُ إلَی أَوْطَانِهِ، وَیرْجِعَ الْبَاطِلُ إِلی نِصَابِهِ.
وَاللَّهِ مَا أَنْکَرُوا عَلَی مُنْکَراً، وَلَا جَعَلُوا بَینِی وَبَینَهُمْ نَصِفاً.
وَإِنَّهُمْ لَیطْلُبُونَ حَقَّاً هُمْ تَرَکُوهُ، وَدَماً هُمْ سَفَکُوهُ: فَلَئِنْ کُنْتُ شَرِیکَهُمْ فِیهِ فَإِنَّ لَهُمْ لَنَصِیبَهُمْ مِنْهُ، وَلَئِنْ کَانُوا وَلُوهُ دُونِی، فَمَا التَّبِعَةُ إِلَّا عِنْدَهُمْ، وَإِنَّ أَعْظَمَ حُجَّتِهِمْ لَعَلَی أَنْفُسِهِمْ، یرْتَضِعُونَ أُمّاً قَدْ فَطَمَتْ، وَیحْیونَ بِدْعَةً قَدْ أُمِیتَتْ. یا خَیبَةَ الدَّاعِی! مَنْ دَعَا! وَإِلَامَ أُجِیبَ!
وَإِنِّی لَرَاضٍ بِحُجَّةِ اللَّهِ عَلَیهِمْ وَعِلْمِهِ فِیهِمْ.
فَإِنْ أَبَوْا أَعْطَیتُهُمْ حَدَّ السَّیفِ وَکَفَی بِهِ شَافِیاً مِنَ الْبَاطِلِ، وَنَاصِراً لِلْحَقِّ!
وَمِنَ الْعَجَبِ بَعْثُهُمْ إِلَی أَنْ أَبْرُزَ لِلطِّعَانِ! وَأَنْ أَصْبِرَ لِلْجِلادِ! هَبِلَتْهُمُ الْهَبُولُ! لَقَدْ کُنْتُ وَمَا أُهَدَّدُ بِالْحَرْبِ، وَلَا أُرْهَبُ بِالضَّرْبِ! وَإِنِّی لَعَلَی یقِینٍ مِنْ رَبِّی، وَغَیرِ شُبْهَةٍ مِنْ دِینِی.
(آگاه باشید، که همانا شیطان حزب و یارانش را بسیج کرده، و سپاه خود را از هر سو فراهم آورده است، تا بار دیگر ستم را به جای خود نشاند، و باطل به جایگاه خویش پایدار شود.
سوگند به خدا ناکثین هیچ گناهی از من سراغ ندارند، و انصاف را بین من و خودشان رعایت نکردند، آنها حقّی را می‏طلبند که خود ترک کردند، و انتقام خونی را می‏خواهند که خود ریختند، اگر شریک آنها بودم، پس آنها نیز در این خونریزی سهم دارند، و اگر تنها خودشان خون عثمان را ریختند پس کیفر مخصوص آنهاست، مهمترین دلیل آنها به زیان خودشان است، می‏خواهند از پستان مادری شیر بدوشند که خشکیده، بدعتی را زنده می‏کنند که مدّت‏هاست مرده، وَه چه دعوت کننده‏ای!؟ [2] و چه اجابت کنندگانی؟!
همانا من به کتاب خدا و فرمانش درباره ناکثین خوشنودم.
اما اگر از آن سرباز زدند با شمشیر تیز پاسخ آنها را خواهم داد، که برای درمان باطل و یاری دادن حق کافی است.
شگفتا! ازمن خواستند به میدان نبرد آیم و برابر نیزه‏های آنان قرار گیرم و ضربت‏های شمشیر آنها را تحمّل کنم، گریه گنندگان بر آنها بگریند، تاکنون کسی مرا از جنگ نترسانده، و از ضربت شمشیر نهراسانده است، من به پروردگار خویش یقین داشته و در دین خود شک و تردیدی ندارم.)

پی نوشت ها:
[1] خطبه 10 نهج‏البلاغه معجم‏المفهرس محمد دشتی.
[2] دعوت کنندگان، طلحه و زبیر و عائشه می‏باشند.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir