فرستادن فرزندان خویش به میدان جنگ

نوع اصطلاح :
عنوان :
فرستادن فرزندان خویش به میدان جنگ
سیره و روش رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم این بود که در میدان جنگ با ایثارگری، خویشاوندان و عزیزان خود را به خطّ مقدّم جنگ می‏فرستاد.
حضرت امیرالمؤمنین علی‏ علیه السلام نیز فرزندان خود را به خطّ مقدّم پیکار می‏فرستاد.
فرماندهی خط شکنها را در جنگ جمل به دست پسرش محمّد حنفیه داد و چون او نتوانست، امام حسن‏ علیه السلام را فرماندهی داد.
در میدان صفّین امام حسن‏ علیه السلام و امام حسین‏ علیه السلام بارها در دل خطرها پیش می‏رفتند و خطّ مهاجمان را می‏شکستند، که این نوع ایثارگری‏ها در تقویت روحیه فرماندهان و سربازان نقش بسیار سازنده‏ای داشت.
روزی از سپاه معاویه شخصی به نام «زبرقان» به میدان آمد و هماورد طلبید،
امام علی‏ علیه السلام امام حسین‏ علیه السلام را به میدان فرستاد، وقتی رو در روی هم ایستادند، آن شخص امام حسین‏ علیه السلام را شناخت و شمشیر را غلاف کرد و گفت:
از پیامبر اسلام ‏ صلی الله علیه وآله وسلم شنیدم که:
حُسِینُ مِنّی و أنَا مِنْ حُسَینْ
وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَین سَیدا شَبابَ أهْلِ الْجَنَّة
(حسین از من و من از حسین می‏باشم،
و حسن و حسین دو بزرگ جوانان بهشت می‏باشند.)
امام حسین‏ علیه السلام فرمود:
آیا از جدّم نشنیده‏ای که فرمود:
الْحَسَنُ وَ الْحُسَین خَیرُ النّاسِ وَ أبوهُما خَیرٌ مِنْهُما
(حسن و حسین علیهما السلام بهترین انسان‏ها هستند، و پدرشان علی‏علیه السلام، از آن دو بهتر است.)
زبرقان، با شنیدن این حدیث تکان خورد و به اردوگاه امام پیوست. [1] .
و بارها امام حسن و امام حسین‏ علیهما السلام دست به حملات کوبنده می‏زدند و در قلب سپاه شام فرو می‏رفتند و خیمه فرماندهی معاویه را مورد تهدید قرار می‏دادند که تنها برق شمشیرشان را می‏دیدند.
در این حال امام علی‏ علیه السلام خطاب به فرماندهان سپاه می‏فرمود:
امْلِکُوا عَنِّی هذَا الْغُلَامَ لَا یهُدَّنِی، فَإِنَّنِی أَنْفَسُ بِهذَینِ - یعْنِی الْحَسَنَ وَالْحُسَینَ عَلَیهِمَا السَّلَامُ - عَلَی الْمَوْتِ لَئِلَّا ینْقَطِعَ بِهِمَا نَسْلُ رَسُولِ اللَّهِ ‏ صلی الله علیه وآله.

این جوان را نگهدارید، تا پشت مرا نشکند، که دریغم آید مرگ، حسن و حسین‏ علیهما السلام را دریابد، نکند با مرگ آنها نسل رسول خدا صلی الله علیه وآله از بین برود. [2] .
(جمله این جوان را نگهدارید، در مرتبه والای سخن و از فصاحت بالایی برخوردار است.)

پی نوشت ها:
[1] مجالس الواعظین ج1 ص142.
[2] خطبه 207 نهج‏البلاغه معجم المفهرس محمد دشتی، اسناد و مدارک این خطبه به شرح زیر است:
1- تاریخ طبری ج3 ص107 (در حوادث سنه 37(: طبری شافعی (متوفای 310 ه)
2- منهاج البراعة ج 2 ص 321: ابن راوندی (متوفای 573 ه)
3- تذکرة الخواص ص292: ابن جوزی حنفی (متوفای 654 ه)
4- بحارالانوار ج32 ص562 ح467 ب12: مجلسی (متوفای 1110 ه)
5- ربیع الابرار ج4 ص268 ح64: زمخشری معتزلی (متوفای 538ه)
6- الکامل ج2 ص198: ابن أثیر شافعی (متوفای 606ه).
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir