داستان ابر سفید

نوع اصطلاح :
عنوان :
داستان ابر سفید
امام حسن عسکری علیه‏السلام فرمود:
به پدرم امام هادی علیه‏السلام عرض کردم: اخبار پیرامون معجزات رسول خدا صلی الله علیه و آله در مکه و مدینه، چگونه بوده است؟
فرمود: فرزندم! فردا بشنو چون فردا شد، فرمود: فرزندم! اما قصه آن یک قطعه ابر سفید این است که: رسول خدا صلی الله علیه و آله برای تجارت مضاربه‏ای که با خدیجه دختر خویلد داشت به شام، سفر می‏کرد، از مکه تا بیت المقدس، یک ماه طول می‏کشید، مسافران، در سختی چله تابستان، گرفتار گرمای بیابان‏ها بودند، و چه بسا باد می‏وزید، و ماسه و خاک، بر آنان می‏پاشید.
خدای سبحان، در این احوال، قطعه ابرسفیدی را برانگیخت، تا از آسمان، بر پیامبر صلی الله علیه و آله سایه افکند، اگر پیامبر صلی الله علیه و آله می‏ایستاد، آن ابر می‏ایستاد، و اگر حرکت می‏کرد، آن نیز حرکت می‏کرد، و در هر حرکت به جلو، عقب، راست، و چپ، با او همراه می‏شد، و بالای سر، از حرارت آفتاب، حفظش می‏کرد، چون آن بادها [ی سوزان] - که شن و خاک را بر سر و صورت قریش و مرکب‏هایشان می‏افشاند - به پیامبر صلی الله علیه و آله می‏رسید آرام می‏گرفت، و خاک و ماسه را بر او نمی‏افشاند، و باد خنک آرامی، بر او می‏وزید، آنچنان که کاروان قریش می‏گفت: سایه محمد صلی الله علیه و آله، بهتر از سایه خیمه است، به او پناه آورده، نزدیک می‏شدند، و از نسیم خنک سایه او بهره می‏بردند، هر چند سایبانی آن قطعه ابر سپید، مخصوص پیامبر بود.
و چون نا آشنایان، به کاروان می‏پیوستند، و از دور دست [آسمان]، ابر را می‏دیدند، می‏گفتند: به هر که این ابر سایه انداخته، شریف و بزرگوار است،و اهل کاروان به ایشان می‏گفتند: به ابر بنگرید، نام صاحب آن، و نام یاور و برگزیده و برادرش را خواهید یافت، پس می‏نگریستند، و می‏دیدند که بر آن نوشته است: هیچ معبود به حقی جز خدا نیست، محمد، پیامبر خداست، که با سرور اوصیا - علی علیه‏السلام - یاریش می‏کنم، و با آل او - که دوستدار پیامبر، علی، و یاورانشان، و دشمن دشمنانشان‏اند - شرافتش می‏بخشم.
کسی که نوشتن می‏دانست، آن را می‏خواند، و می‏فهمید، و کسی که نوشتن نمی‏دانست، نه.


و عنه علیه‏السلام أیضا:
قال علیه‏السلام: فقلت لأبی «علی بن محمد علیهماالسلام»: کیف کانت هذه الأخبار فی هذه الآیات التی ظهرت علی رسول الله صلی الله علیه و آله بمکة و المدینة؟
فقال: یا بنی! استأنف لها النهار. فلما کان فی الغد، قال: یا بنی! أما الغمامة فان رسول الله صلی الله علیه و آله کان یسافر الی الشام مضاربا لخدیجة بنت خویلد، و کان من مکة الی بیت المقدس مسیرة شهر، فکانوا فی حمارة القیظ یصیبهم حر تلک البوادی، و ربما عصفت علیهم فیها الریاح، و سفت علیهم الرمال و التراب. و کان الله تعالی فی تلک الأحوال یبعث لرسول الله صلی الله علیه و آله غمامة تظله فوق رأسه تقف بوقوفه، و تزول بزواله، ان تقدم تقدمت، و ان تأخر تأخرت، و ان تیامن تیامنت، و ان تیاسر تیاسرت، فکانت تکف عنه حر الشمس من فوقه، و کانت تلک الریاح المثیرة لتلک الرمال و التراب، تسفیها فی وجوه قریش و وجوه رواحلهم حتی اذا دنت من محمد صلی الله علیه و آله هدأت و سکنت، ولم تحمل شیئا من رمل و لا تراب، وهبت علیه ریحا باردة لینة، حتی کانت قوافل قریش یقول قائلها: جوار محمد أفضل من خیمة. فکانوا یلوذون به، و یتقربون الیه، فکان الروح یصیبهم بقربه، و ان کانت الغمامة مقصورة علیه.
و کان اذا اختلط بتلک القوافل غرباء، فاذا الغمامة تسیر فی موضع بعید منهم. قالوا: الی من قرنت هذه الغمامة فقد شرف وکرم. فیخاطبهم أهل القافلة: انظروا الی الغمامة، تجدوا علیها اسم صاحبها، و اسم صاحبه و صفیه و شقیقه. فینظرون فیجدون مکتوبا علیها: «لا اله الا الله، محمد رسول الله صلی الله علیه و آله، أیدته بعلی سید الوصیین، و شرفته بآله الموالین له و لعلی و أولیائهما، و المعادین لأعدائهما». فیقرأ ذلک، و یفهمه من یحسن أن یکتب، و یقرأ من لا یحسن ذلک [1] .

پی نوشت ها:
[1] التفسیر المنسوب الی الامام العسکری علیه‏السلام: 155 ح 77، بحارالأنوار 17: 307 ح 15.

منبع: فرهنگ جامع سخنان امام هادی؛ تهیه و تدوین گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم؛ مترجم علی مؤیدی؛ نشر معروف چاپ اول دی 1384.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir