ملاحظه غربت‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
ملاحظه غربت‏
آیت الله ابن‏العلم دزفولی در کتاب «منتخبات» خود، داستان دیگری از تشرف معظم له، به زیارت ولی الله اعظم امام زمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف - نقل کرده است، ولی نامی از معظم له نبرده، بلکه نوشته است: یکی از زعما و بزرگان در سال 1358 قمری داستان تشرف خود را برایم چنین املا کرد که:
زمان اقامتم در سامرا در ثلث آخر شب جمعه‏ای برای بعضی از حوائج قلبیه بدون اطلاع رفقا از مدرسه بیرون رفتم و به سوی سرداب مقدس شتافتم و مشغول توسل به وجود مبارک صاحب الامر علیه‏السلام شدم. شمعی که همراه داشتم روشن کردم و شروع به خواندن زیارت ناحیه‏ی مقدسه نمودم، به مجرد روشن شدن شمع شخصی از اهل سنت که احساس نموده بود، کسی در سرداب مقدس است به طمع مال و از روی عداوت مذهبی وارد سرداب گردید و در حالی که - چاقو یا خنجری - در دست داشت به من حمله کرد.
و من گویی ملهم شدم به این که شمع را خاموش نمایم و چنین کردم و هراسان از هول جان به اطراف می‏دویدم و آن شخص سنی نیز مرا تعقیب می‏کرد تا این که در آن تاریکی عبای مرا گرفت و من در آن حال اضطرار حقیقی، متوجه ولی عصر علیه‏السلام شده و بی‏اختیار عرض کردم: یا صاحب الزمان! ناگهان شخص دیگری در سرداب پیدا شد و صیحه‏ای بر آن شخص سنی زد که در همان حال افتاد و من نیز از شدت ترس حالت غشوه و ضعف پیدا کردم. پس از اندکی به هوش آمدم و دیدم که سرم در دامن کسی است و با کمال ملاطفت‏ مشغول به هوش آوردن من است. چشمانم را باز کردم و دیدم که شمع روشن است و آن شخص که سر مرا به دامن گرفته در زی اعراب بادیه‏ی اطراف شهر نجف است. آن شخص چند دانه‏ی خرما به من مرحمت کرد که هسته نداشتند، در آن حال متوجه این مطلب نبودم، ولی پس از خوردن آنها و ناپدید شدن آن شخص متوجه شدم که دانه‏های خرما بدون هسته بودند. آن شخص فرمودند: خوب نیست در چنین موارد خوف، تنها به این جا بیایی. سپس اضافه کردند که این چند نفر شیعه که در سر من رأی هستند، ملاحظه‏ی غربت عسکریین علیهماالسلام نمی‏نمایند و اقلا در شبانه روز، هر کدام از آنها دو مرتبه به حرم عسکریین علیهماالسلام مشرف نمی‏شوند! بعد طی مکالماتی که بین من و آن شخص رد و بدل شد، ایشان اظهار غربت اسلام و این که باید آن را یاری کرد، نمود و مطالب دیگر نیز بیان فرمود که از آن جمله آرزوی ایشان مبنی بر پیدا کردن کتاب شریف «ریاض العلماء» میرزا عبدالله افندی بود و اتفاقا از این کتاب تمجید فراوانی نمود. به مجرد این که از خیال من گذشت که شخص عرب بدوی را چه مناسبت است با این سخنان و با این کتاب، که در آن حال آن شخص ناپدید شد و من که تازه متوجه شده بودم چه سعادتی نصیبم شده بود و قدر آن را ندانستم، واله و حیران به تفحص پرداختم، ولی اثری از آن شخص عرب نیافتم.
از کثرت تأثر و شدت تألم مفارقت آن وجود مبارک مات و مبهوت از سرداب بیرون آمدم در حالی که آن شخص سنی همان طور مدهوش افتاده بود و من به سوی حرم عسکریین علیهماالسلام شتافتم. ابن‏العلم دزفولی در کتابی دیگر که زندگی نامه آیت الله العظمی مرعشی نجفی را تا سن 24 سالگی ایشان با املای خود معظم له تقریر کرده، عین این داستان را درباره‏ی خود معظم له آورده است. [1] .

پی نوشت ها:
[1] منتخبات ابن‏العلم دزفولی: ص 388 و زندگی نامه‏ی حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی دستنویس ابن‏العلم: ص 17.

منبع: چهره‏های درخشان سامراء‏؛ علی ربانی خلخالی؛ انتشارات مکتب الحسین چاپ اول اردیبهشت 1386.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir