زیارت امام هادی از امیرمؤمنان

نوع اصطلاح :
عنوان :
زیارت امام هادی از امیرمؤمنان
مجلسی رحمه الله از شیخ مفید نقل می‏کند که گفت:
امام حسن عسکری علیه‏السلام این زیارت را از پدر بزرگوارش امام هادی علیه‏السلام نقل می‏کند، و می‏فرماید: در روز غدیر سالی که معتصم او را احضار کرد، با این زیارت، امیرمؤمنان علیه‏السلام را زیارت فرمود.
پس چون خواستی زیارت کنی، بر آستانه‏ی حرم بایست، و اذن ورود بخواه، و با پای راست داخل شو، و برو تا روبروی ضریح و پشت به قبله بایستی، و بگو:
سلام بر محمد پیامبر خدا خاتم پیامبران، و سرور رسولان، و برگزیده‏ی پروردگار عالمیان، امین خدا بر وحیش، و واجبات امورش، و پایان بخش آنچه پیش بود، و گشاینده‏ی آنچه می‏آید، و چیره و مسلط بر همه‏ی آن‏ها، و رحمت و برکات و صلوات و تحیات خدا [بر او باد]، سلام بر پیامبران و رسولان خدا، و بر فرشتگان مقرب، و بندگان صالح او.
سلام بر تو ای امیرمؤمنان! و سرور اوصیا، و وارث علم پیامبران، و ولی پروردگار عالمیان، و مولای من، و مولای همه‏ی مؤمنان! و رحمت و برکات خدا [بر تو باد].
سلام بر تو ای مولای من! ای امیرمؤمنان! ای امین خدا در زمین، و سفیر خدا در میان مردم، و حجت بالغه‏ی خدا بر بندگانش! سلام بر تو ای آئین استوار، و صراط مستقیم خدا! سلام بر تو ای خبر بزرگی که در آن [مردم] با هم اختلاف دارند، و از او می‏پرسند! سلام بر تو ای امیرمؤمنان! تو به خدا ایمان آوردی در حالی که آنان مشرک بودند، و حق را تصدیق کردی در حالی که آنان تکذیب کردند، و جهاد کردی در حالی که آنان از ترس پشت کردند، و خدا را با اخلاص دینت برای او، و بردبارانه و برای رضای او عبادت کردی تا یقین برایت رسید، هان که لعنت خدا بر ستمگران باد.سلام بر تو ای آقای مسلمانان، و پیشوای مؤمنان، و امام پارسایان، و رهبر روسفیدان! و رحمت و برکات خدا [بر تو باد]. شهادت می‏دهم که تو برادر، و وصی رسول خدا، و وارث علم او، و امین او بر شریعتش، و خلیفه‏ی او در امتش هستی، و اولین کسی هستی که به خدا ایمان آورد، و آنچه را بر پیامبرش فرستاد تصدیق کرد، و شهادت می‏دهم که پیامبر، از جانب خدا آنچه را درباره‏ی تو نازل کرد رساند، و امر خدا را آشکارا اعلام کرد، و طاعت و ولایت تو را بر امت خود واجب کرد، و از ایشان برای تو پیمان گرفت، و تو را نسبت به مؤمنان، از خودشان سزاوارتر قرار داد، چنان که خدا خود او را نسبت به مؤمنان سزاوارتر قرار داده بود، سپس خدای سبحان را بر ایشان گواه گرفت، و فرمود: آیا پیام خدا را نرساندم؟ گفتند: خدایا! چرا [رساندی].
و گفت: خدایا! گواه باش، و تو برای گواهی، و داوری میان بندگان بس هستی، پس خدا لعنت کند آنانی را که پس از اقرار به ولایتت، آن را انکار کردند، و پس از پیمان با تو، آن را شکستند، و شهادت می‏دهم که تو به پیمان با خدای سبحان وفا کردی، و خدای سبحان نیز به پیمان با تو وفا کرد، «و هر که بر آنچه با خدا عهد بسته وفادار بماند، به زودی خدا پاداشی بزرگ به او می‏بخشد»، و شهادت می‏دهم که تو آن امیرمؤمنان به حقی که قرآن، به ولایتت تصریح دارد، و پیامبر برای آن، از امتش پیمان گرفته است.
و شهادت می‏دهم که تو، عمو، و برادرت، کسانی هستید که با خدا، با جان خود معامله کردید، و خدا در شأن شما نازل کرد: «حقا که خدا از مؤمنان، جان و مالشان را به بهای بهشت خریده است، همان کسانی که در راه خدا می‏جنگند، و می‏کشند و کشته می‏شوند، این به عنوان وعده‏ی حقی در تورات و انجیل و قرآن بر عهده‏ی اوست، و چه کسی از خدا بر عهد خویش وفادارتر است؟ پس به این معامله‏ای که با او کرده‏اید شادمان باشید، و این همان کامیابی بزرگ است، [آن مؤمنان،] همان توبه کنندگان، عبادت کنندگان، سپاسگزاران، روزه داران، رکوع کنندگان، سجده کنندگان، وادارندگان به کارهای پسندیده، بازدارندگان از کارهای ناپسند، و پاسداران مقررات خدایند، و مؤمنان را بشارت ده».
شهادت می‏دهم - ای امیرمؤمنان - که شک کننده‏ی درباره‏ی تو، به پیامبر امین، ایمان نیاورد، و روگردان از تو به غیر تو، از دین استوار خدا - که پروردگار عالمیان برای ما پسندید، و در غدیر با ولایت تو کامل کرد - جدا گشت، و شهادت می‏دهم که تویی مقصود از فرموده‏ی خدای عزیز رحیم که [فرمود]: «و این است راه راست من، پس، از آن پیروی کنید، و از راههای دیگر که شما را از راه وی پراکنده می‏سازد پیروی مکنید»،
سوگند به خدا! گمراه شده، و گمراه کرد هر که جز تو را پیروی کرد، و از حق جدا شد هر که با تو دشمنی کرد.
خدایا! فرمان تو را شنیدیم و اطاعت کردیم، و از راه راست تو پیروی نمودیم، پس ما را هدایت فرما.
پروردگارا! پس از آن که ما را به طاعتت هدایت کردی، دل‏هایمان را دستخوش انحراف مگردان، و ما را از سپاسگزاران نعمت‏هایت قرار ده.
و شهادت می‏دهم که تو پیوسته، مخالف هوای نفس، هم پیمان [و ملازم] تقوی، توانای بر فرو بردن خشم، و بخشنده و خطاپوش مردم بوده‏ای، و چون خدا را معصیت کردند خشم گرفتی، و چون اطاعتش کردند خرسند شدی، و به آنچه با تو قرار بستند عمل کردی، و به آنچه از تو حفظش را خواستند نگهدار بودی، و آنچه را در نزدت به امانت سپردند نگهبانی کردی، و تکلیفی را که بر دوشت نهادند، [به مقصد] رساندی، و وعده‏ای را که به تو دادند انتظار کشیدی.
و شهادت می‏دهم که تقوای تو از روی ذلت و ناتوانی نبود [، بلکه برای اطاعت خدا بود]، و خودداری از ستاندن حقت، از روی بی‏قراری [در برابر ناگواری‏ها] نبود، و دست کشیدن از درگیری با عاصی [و نافرمان]ات، از روی ترس نبود، و در برابر آنچه خدا نمی‏پسندد، از روی سازشکاری، ابراز رضایت نکردی، و برای آن مصائبی که در راه خدا به تو رسید، سست نشدی، و از روی انتظار [و توقع منافع دنیوی]، از طلب حق خود، ناتوان و زبون نشدی، پناه بر خدا که چنین باشی! بلکه چون ظلم دیدی، به حساب پروردگارت گذاشتی، و کار خود را به او سپردی، و به آنان یادآوری کردی، و نپذیرفتند، و اندرز دادی، و پند نگرفتند، و از خدا ترساندی، و نترسیدند.
و شهادت می‏دهم که تو - ای امیرمؤمنان! - خالصانه خدا را پرستش کردی، و بردبارانه در راه او به جهاد پرداختی و برای رضای او جان خود را به خطر انداختی، و به کتاب خدا و سنت پیامبرش عمل کردی، و نماز را بپا داشتی، و زکات را پرداختی، و تا توانستی به کارهای پسندیده واداشتی، و از کارهای ناپسند بازداشتی، این در حالی بود که مقام عندالله را خواستار، و به وعده‏های خدا مشتاق بودی، به پیشامدهای ناگوار روزگار اهمیت نمی‏دادی، و در سختی‏ها سست نمی‏شدی، و از [تعقیب و کیفر] محارب، دست نمی‏کشیدی، دروغ گفت آن که غیر این‏ها را به تو نسبت داد، و افترای باطل بر تو بست، و وای بر آن که از تو جدا شد و به راه دیگری رفت، حقا که تو حق جهاد در راه خدا را انجام دادی، و برای خدا در برابر آزارها صبر کردی، و تو نخستین کسی هستی که به خدا ایمان آورد، و برایش نماز گزارد، و جهاد کرد، و در دیار شرک، سینه سپر کرد، در حالی که زمین لبریز از گمراهی بود، و شیطان، آشکارا پرستش می‏شد. و تویی که می‏گفتی: فراوانی جمعیت اطرافم، بر عزتم نمی‏افزاید، و بیم و هراس، ایشان را از من جدا نمی‏سازد، و اگر همه‏ی مردم دست از من بردارند، زبونی و زاری نخواهم کرد، [آری] خدا را داشتی و عزیز شدی، و آخرت را بر دنیا برگزیدی و [از علائق] رهیدی، و خدا تو را تأیید، و هدایت، و خالص کرد، و برگزید، از این رو کارهایت، متناقض، و سخنانت، ناهمگون، و احوالت دگرگون نبود، و ادعای دروغ نکردی، و دروغ بر خدا نبستی، و به دنیای فانی آزمند نشدی، و دامن به گناهان نیالودی، و پیوسته با [برهان و آیت و] حجتی از پروردگارت، و یقین در کارت، به حق، و راه راست هدایت کردی.
از روی حق شهادت می‏دهم، و صادقانه به خدا سوگند یاد می‏کنم که محمد و آلش - که صلوات خدا بر ایشان باد - سروران همه‏ی خلق‏اند، و تو مولای من، و مولای مؤمنانی، و تو بنده و ولی خدا، و برادر و وصیی و وارث رسول خدایی، و پیامبر در حق تو فرمود: سوگند به خدایی که مرا به حق برانگیخت، هر که به تو کفر ورزد به من ایمان نیاورده، و هر که تو را انکار کند، به خدا اقرار نکرده، و هر که از تو باز دارد، گمراه شده، و هر که به تو ره نیابد، به خدا، و به من ره نیافته است، و این است فرموده‏ی خدای سبحان که: «و من هر که را توبه کند، و ایمان آورد، و عمل صالح انجام دهد، سپس [- به ولایت تو -] ره یابد، می‏آمرزم».
مولای من! برتری تو پنهان نمی‏ماند، و نور تو خاموش نمی‏شود، و هر که تو را انکار کند، بسیار ستم پیشه و بدبخت است. مولای من! تو بر بندگان خدا حجتی، و به راه رشد و کمال، هدایتگری، و برای معاد ذخیره‏ای. مولای من! خدا در دنیا، رفعت منزلت، و در آخرت، علو درجه عطایت فرمود، و آنچه را که بر مخالفان، و بر جدایی افکنان میان تو و مواهب خداوندیت پنهان ماند، بر تو نمایاند، خدا حرمت شکنان و باز دارندگان حقت را لعنت کند.
و شهادت می‏دهم که ایشان آن زیانکارترینند که آتش چهره‏ی آن‏ها را می‏سوزاند در حالی که در آنجا ترشرویند.
و شهادت می‏دهم که تو به انجام هیچ کاری شتاب نگرفتی، و باز نایستادی، و هیچ سخنی را نگفتی و دست از آن نکشیدی مگر آن که به فرمان خدا و پیامبرش بود، فرمودی: سوگند به خدایی که جانم در دست اوست! رسول خدا صلی الله علیه و آله به من نگریست که پیشاپیش همه شمشیر می‏زنم [یا از دیرباز برای اسلام شمشیر می‏زنم]، فرمود: علی جان! منزلت تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسی است جز اینکه پس از من، پیامبری نیست.
و به تو اعلام فرمود که: مرگ و زندگی تو با من، و بر سنت من است. [و فرمودی:] سوگند به خدا! دروغ نمی‏گویم و به من دروغ نگفته‏اند، گمراه نشدم و گمراهم نکرده‏اند، و پیمان خدا با خود را فراموش نکرده‏ام، من از خدای خود حجتی دارم که آن را برای پیامبرش بیان کرد، و پیامبر نیز برای من بیان کرد، و من بر راه روشنم، که به حق این را می‏گویم.
سوگند به خدا راست فرمودی، و حق گفتی، خدا لعنت کند کسی را که تو را با دشمنت یکسان شمرد، در حالی که خدای سبحان می‏فرماید: «آیا آنان که می‏دانند با آنان که نمی‏دانند برابرند»؟ خدا لعنت کند کسی را که تو را همسنگ کسی قرار داد که خدا ولایت تو را بر او واجب فرمود، تو ولی خدا، و برادر رسول خدا، و حامی دین خدا، و کسی هستی که قرآن در فضیلتش سخن می‏گوید، خدای سبحان فرمود: «خدا مجاهدان را بر خانه نشینان، با پاداشی بزرگ برتری بخشیده است، [پاداش بزرگی که] به عنوان درجات [مهمی] از ناحیه خداوند، و آمرزش و رحمت [نصیب آنان می‏شود]، و خدا آمرزنده‏ی مهربان است»، و نیز فرمود: «آیا سیراب ساختن حاجیان و آباد کردن مسجدالحرام را همانند [کار] کسی پنداشته‏اید که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و در راه خدا جهاد می‏کند؟ [این دو] نزد خدا یکسان نیستند، و خدا مردم ستمگر را هدایت نخواهد کرد، کسانی که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداخته‏اند نزد خدا مقامی هر چه والاتر دارند و اینان همان رستگارانند، پروردگارشان آنان را از جانب خود به رحمت و خشنودی و باغ‏هایی [در بهشت] که در آن‏ها نعمت‏هایی پایدار دارند، مژده می‏دهد، جاودانه در آن‏ها خواهند بود، حقا که نزد خدا پاداشی بزرگ است».
شهادت می‏دهم که تو مدح ویژه‏ی خدا داری، خالصانه خدا را اطاعت کردی، هیچ جایگزینی را در برابر هدایتش نخواستی، و هیچ کسی را در عبادت پروردگارت، شریک نساختی، و خدا دعای پیامبرش را درباره‏ی تو اجابت کرد، سپس فرمانش داد تا ولایتی را که به تو داد برای امتش آشکار نماید، تا تو را عالی مقام، و حجتت را آشکار، و اباطیل [پوچ گویان] را نابود، و بهانه‏ها را قطع کند، پس چون از فتنه‏ی فاسقان، بیمناک شد، و برای تو از [کید] منافقان ترسید، پروردگار عالمیان به او وحی فرمود: «ای پیامبر! آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده، ابلاغ کن، و اگر نکنی پیامش را نرسانده‏ای، و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه می‏دارد»، پس بارهای گران این راه [مخوف] را بر [دوش] خود نهاد، و در گرمای سخت هنگام ظهر [دشت غدیر] برخاست، و خطبه خواند و [همه را] شنواند، و ندا کرد و [پیام تو را به همه] رساند، سپس از همه پرسید: آیا [پیام خدا را] رساندم؟ گفتند: خدا گواه است آری. و پیامبر گفت: خدایا! شاهد باش.
سپس فرمود: آیا من از خود مؤمنان، به ایشان سزاوارتر نیستم؟ گفتند: آری. پس دست تو را گرفت و فرمود: هر که را من مولایم، این علی مولای اوست، خدایا! هر که با او دوستی کند دوستش باش، و هر که با او دشمنی کند دشمنش باش، و هر که او را یاری کند یاریش کن، و هر که او را رها کند رهایش کن.
پس به آنچه خدا درباره‏ی تو به پیامبرش نازل کرد، جز عده‏ی کمی ایمان نیاوردند، و بیشتر ایشان را جز زیان نیفزود، و با اینکه آنان خوش نداشتند، قبلا نیز خدای سبحان در شأن تو نازل فرمود: «ای کسانی که ایمان آورده‏اید، هر کس از شما از دین خود برگردد، به زودی خدا گروهی [دیگر] را می‏آورد که آنان را دوست می‏دارد، و آنان نیز او را دوست می‏دارند، اینان با مؤمنان، فروتن، [و] بر کافران، سرافرازند، در راه خدا جهاد می‏کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری نمی‏هراسند، این فضل خداست و آن را به هر که بخواهد می‏دهد، و خدا گشایشگر داناست، ولی شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده‏اند: همان کسانی که نماز برپا می‏دارند، و در حال رکوع زکات می‏دهند، و هر کس خدا و پیامبر او و کسانی را که ایمان آورده‏اند ولی خود بداند [پیروز است، چرا که] حزب خدا همان پیروزمندانند».
«پروردگارا! به آنچه نازل کردی ایمان آوردیم، و پیامبرت را پیروی کردیم، پس ما را از زمره‏ی شاهدان بنویس» و «پروردگارا! پس از آن که ما را هدایت کردی، دل‏هایمان را دستخوش انحراف مگردان، و از جانب خود، رحمتی بر ما ارزانی دار که تو خود بخشایشگری».
خدایا! ما می‏دانیم که این، همان حق از جانب توست، پس هر که را با آن بستیزد، و کبر ورزد، و تکذیب و ناسپاسی کند، لعنت کن، «و آنان که ستم کرده‏اند به زودی خواهند دانست به کدام بازگشتگاه برخواهند گشت».
سلام بر تو ای امیرمؤمنان! و سرور اوصیاء! و اول عابدان! و زاهدترین زاهدان! و رحمت و برکات و صلوات و تحیات خدا [بر تو باد].
تویی که برای رضای خدا، طعام را - با اینکه مورد [نیاز و] علاقه‏ات بود - به مسکین و یتیم و اسیر خوراندی، و از ایشان هیچ پاداش و سپاسی را نخواستی، و خدا در شأن تو نازل فرمود: «آن‏ها را بر خودشان مقدم می‏دارند، هر چند در خودشان احتیاجی مبرم باشد، و هر کس از خست نفس خود مصون ماند، ایشانند که رستگارانند».
و تو فروبرنده‏ی خشم، و بخشنده‏ی مردمی، و خدا نیکوکاران را دوست می‏دارد، و تو در سختی و زیان، و به هنگام جنگ بردباری، و تو [اموال خدا را] برابر تقسیم می‏کنی، و در میان مردم، عادلانه رفتار می‏کنی، و از همه‏ی مردم به حدود [و قوانین] خدا داناتری، و خدای سبحان از فضیلتی که به تو بخشیده با این فرموده‏ی خود خبر داده است که: «آیا کسی که مؤمن است چون کسی است که نافرمان است؟ یکسان نیستند، اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‏اند، به [پاداش] آنچه انجام می‏دادند در باغ‏هایی که در آن جایگزین می‏شوند، پذیرایی می‏گردند».
و تنها تو بودی که علوم قرآن، و احکام تأویل آن، و نص پیامبر را [در منزلت خود]، داشتی، و مواقف مشهود، و مقامات مشهور، و روزهای یاد شده [ی در قرآن] از آن توست [، همچون] روز بدر، و روز احزاب: «آنگاه که چشم‏ها خیره شد، و جان‏ها به گلوگاه‏ها رسید، و به خدا گمان‏هایی [نابجا] می‏بردید، آنجا بود که مؤمنان در آزمایش قرار گرفتند، و سخت تکان خوردند، و هنگامی که منافقان و کسانی که در دل‏هایشان بیماری است می‏گفتند: خدا و پیامبرش جز فریب به ما وعده‏ای ندادند، و چون گروهی از آنان گفتند: ای مردم مدینه! دیگر شما را جای درنگ نیست، برگردید، و گروهی از آنان از پیامبر اجازه می‏خواستند و می‏گفتند: خانه‏های ما بی‏حفاظ است، ولی خانه‏هایشان بی‏حفاظ نبود، آنان جز گریز از جهاد چیزی نمی‏خواستند».
و خدای سبحان فرمود: و چون مؤمنان دسته‏های دشمن را دیدند، گفتند: این همان است که خدا و پیامبرش به ما وعده دادند، و خدا و پیامبرش راست گفتند، و جز بر ایمان و فرمانبری ایشان نیفزود».
پس عمرو [بن عبدود] را کشتی، و جمعشان را شکست دادی: «و خداوند آنان را که کفر ورزیدند، بی آن که به [مال و] خیری رسیده باشند، با غیظ [و حسرت] برگرداند، و خدا زحمت جنگ را از مؤمنان برداشت، و خداوند همواره نیرومند شکست ناپذیر است».
و [همچون] روز احد: هنگامی که [یاران پیامبر] در حال گریز، [از کوه] بالا می‏رفتند، و به هیچ کس توجه نمی‏کردند، و پیامبر، ایشان را از پشت سرشان فرامی‏خواند، و تو از جانب راست و چپ، انبوه [1] مشرکان را از پیامبر دور می‏کردی، تا خدا [شر] ایشان را - در حالی که [از دلاوری تو] به هراس افتاده بودند - از پیامبر و تو برگرداند، و به وسیله‏ی تو آنان را که پیامبر را تنها گذارده بودند نیز یاری کرد.
و [همچون] روز حنین: که طبق فرموده‏ی قرآن: «آن هنگام که شمار زیادتان شما را به شگفت آورده بود، ولی به هیچ وجه از شما دفع خطر نکرد، و زمین با همه‏ی فراخی بر شما تنگ گردید، سپس در حالی که پشت به دشمن کرده بودید برگشتید، سپس خدا آرامش خود را بر پیامبر خود، و بر مؤمنان فرود آورد».
و [مقصود از] مؤمنان، تو و نزدیکان تو است، و عمویت عباس شکست خوردگان را ندا می‏کرد: ای اصحاب سوره‏ی بقره! ای اهل بیعت شجره! [برگردید]، تا اینکه مردمی برگشتند که تو زحمت جنگ را از آنان برداشته بودی، و بدون ایشان یاری دین خدا را در اختیار گرفته بودی، آری [آن شکست خوردگان و فراریان]، ناامید از پاداش الهی،
و امیدوار به وعده‏ی توبه [پذیری] خدای سبحان برگشتند، و این همان فرموده‏ی خدای سبحان است که: «سپس خدا بعد از این واقعه، توبه‏ی هر که را بخواهد می‏پذیرد»، در حالی که تو [با پایداری و دلاوری خود]، به مقام [بلند] صابران دست یافته، و پاداش بزرگی را به دست آورده بودی.
و [همچون] روز خیبر: روزی که خدا ناتوانی منافقان را آشکار، و ریشه‏ی کافران را برکند، و ستایش برای خداوند، پروردگار جهانیان است: «با آن که قبلا با خدا سخت پیمان بسته بودند که پشت به دشمن نکنند، و پیمان خدا همواره بازخواست دارد».
مولای من! تو حجت بالغه، و راه روشن، و نعمت سرشار، و برهان فروزان خداوندی، گوارایت باد این فضیلتی که خدایت بخشیده، و نابود باد دشمن نادان تو، تو در تمام جنگ‏ها و غزوات پیامبر صلی الله علیه و آله حضور داشتی، پیشاپیش پیامبر پرچم [اسلام] را به دوش می‏گرفتی، و در جلو روی او شمشیر می‏زدی، سپس به خاطر دوراندیشی پرآوازه، و بصیرت [و مهارت] تو در کارها، همه جا تو را امیر می‏کرد، و کسی بر تو امیر نبود، چه بسا کاری که [می‏توانستی انجام دهی، و] تقوای تو، از آن بازت داشت، ولی دیگری از هوای نفس خود پیروی کرد و آن را انجام داد، و نادانان پنداشتند که تو از آن عاجز بوده‏ای، سوگند به خدا! آن که اینگونه پندارد گمراه و ره نیافته است، و تو خود - که صلوات خدا بر تو باد - همه‏ی شبهات متوهمان و شک کنندگان را با این گفتار خود توضیح داده‏ای که: بصیر و کار آزموده، [ی راه خدا] راه چاره [و سیاست در این امور] را می‏داند، ولی در پیش روی خود مانعی از تقوای الهی دارد، از اینرو آن راه چاره را با اینکه می‏داند رها می‏کند، و کسی که در دینداری بی‏باک [و لا ابالی] است، فرصت را غنیمت می‏شمرد [، و آن را مرتکب می‏شود].
راست فرمودی، و باطل گویان زیان دیدند.
و چون آن دو پیمان شکن [طلحه و زبیر]، مکرت ورزیدند، و گفتند: می‏خواهیم به عمره برویم، به ایشان فرمودی: قطعا قصد عمره ندارید، بلکه قصد پیمان شکنی دارید پس بیعت از ایشان گرفتی، و باز پیمانشان بستی، و آنان در نفاق خود کوشیدند، و چون بر کار ناشایستشان، توجه دادی، غفلت ورزیدند، و [به کار ناشایست خود] برگشتند، و سود نبردند، و سرانجام کارشان زیان شد. پس از ایشان، شامیان شورش کردند، و تو پس از اتمام حجت، به سوی [نبرد ایشان] به راه افتادی، آنان به دین حق پایبند نبودند، و در [آیات] قرآن تدبر نمی‏کردند، گول [2] و فرومایه و گمراه بودند، و به خدایی که در شأن تو آیه بر محمد صلی الله علیه و آله نازل کرد، کافر، و مخالفان تو را یاور بودند، با اینکه خدای سبحان به پیروی تو فرمان داده بود، و مؤمنان را به یاری تو فرا خوانده بود، و فرموده بود: «ای کسانی که ایمان آورده‏اید تقوای خدا پیشه کنید، و با راستگویان باشید».
مولای من! حق را که مردم کنار گذاشتید تو آشکار کردی، و سنت‏های الهی را پس از فرسودگی و محو شدن، تو نمایان ساختی، طبق تصدیق قرآن، پیشتازی در جهاد [با کافران زمان پیامبر صلی الله علیه و آله]، از آن تو بود و طبق تأویل حقیقی قرآن فضیلت جهاد [با کافران پس از پیامبر صلی الله علیه و آله] برای تو بود، و دشمن تو، دشمن خدا، و منکر رسول خداست، که به باطل دعوت می‏کرد، و ظالمانه حکم می‏راند، و غاصبانه فرمانروایی می‏کرد، و دار و دسته‏ی خود را به آتش فرا می‏خواند، و عمار [در رکاب تو] جهاد می‏کرد، و در میان دو صف فریاد می‏زد: با آسودگی و شادمانی [پیش] به سوی بهشت! و چون آب خواست، و شیر به او دادند، تکبیر گفت، و گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود: آخرین نوشیدنی تو از دنیا آب آمیخته به شیر است، و گروه سرکش و ستمگر، تو را می‏کشند، پس ابوالعادیه فزاری [، از دار و دسته‏ی معاویه]، راه را بر او بست، و او را کشت، تا روز قیامت، لعنت خدا و فرشتگان و همه‏ی پیامبرانش، بر ابوالعادیه باد، و نیز بر هر مشرک و منافقی که شمشیر بر تو کشید، و تو بر او شمشیر کشیدی ای امیرمؤمنان!
و نیز بر هر که بر آنچه تو را می‏آزرد خرسند بود و چشم خود را فرو بست، و رد نکرد، یا با دست و زبان خود به زیان تو قدم برداشت، و از یاری تو باز ایستاد، و از جهاد در رکاب تو دست کشید، یا پاس فضل تو را نداشت، و حقت را [با اینکه می‏شناخت] انکار کرد، یا تو را با کسی برابر شمرد که خدا تو را نسبت به او شایسته‏تر از خود او قرار داد، و صلوات و رحمت و برکات و سلام و تحیات خدا بر تو، و بر امامان از خاندان پاکت باد، که او ستوده‏ی بزرگوار است.
و واقعه‏ی عجیب‏تر، و رخداد زشت‏تر پس از انکار آگاهانه‏ی حق تو، غصب فدک صدیقه‏ی طاهره، [فاطمه‏ی] زهرا، سرور بانوان عالم، و قبول نداشتن شهادت تو، و شهادت آن دو بزرگوار، و فرزندان تو و پیامبر صلی الله علیه و آله [، امام حسن علیه‏السلام، و امام حسین علیه‏السلام] است! با اینکه خدای سبحان، مقام شما را در امت، عالی، و منزلت شما را بالا، و فضل شما را آشکار فرمود، و بر همه‏ی عالمیان، شریفتان کرد، و پلیدی شرک را از شما زدود، و پاکی ویژه‏ای به شما بخشید، خدای سبحان می‏فرماید: «به راستی که انسان، سخت آزمند [و بی‏تاب] خلق شده است، چون صدمه‏ای به او رسد عجز و لابه کند، و چون خیری به او رسد بخل ورزد، غیر از نمازگزاران»، و ای سرور اوصیاء! خدای سبحان، در میان همه‏ی مردم، تنها پیامبر مصطفی صلی الله علیه و آله، و تو را استثنا فرمود، پس چه سرگردان [و بازمانده] از حق است هر که به تو ستم کرد! سپس بخشی از سهم ذوی القربی را به تو می‏دهند تا [مردم را] بفریبند، یا آن را از اهلش باز می‏دارند تا ستم کنند.
و چون کار، در اختیار شما قرار گرفت، همان را که شده بود تنفیذشان کردی، زیرا به فدک و سهم ذوی القربی بی‏میل بودی، و به آنچه نزد خدا داشتی مشتاق، از اینرو آزمون تو با آن‏ها، همچون آزمون پیامبران، در هنگام غربت و بی‏کسی، بود و در شب که بر بستر پیامبر صلی الله علیه و آله خوابیدی همچون اسماعیل ذبیح، بودی، که همچون او اجابت کردی، و همچون او بردبارانه و برای رضای خدا اطاعت کردی، ابراهیم به [فرزند خود] اسماعیل گفت: «من در خواب، چنین می‏بینم که تو را سر می‏برم، پس ببین چه به نظرت می‏آید؟ گفت: پدر جان! آنچه را مأموری انجام ده، ان شاء الله مرا از شکیبایان خواهی یافت» و تو نیز چنین بودی، چون پیامبر صلی الله علیه و آله از تو خواست بیتوته کنی، و فرمود تا برایش جانبازی کنی و در بسترش بخوابی، بی‏درنگ اجابت کردی، و برای کشته شدن آماده شدی، خدای سبحان نیز فرمانبری تو را سپاس گفت، و از این فداکاری زیبای تو با فرموده‏ی خود پرده برداشت که: «و از میان مردم، کسی است که جان خود را برای به دست آوردن خشنودی خدا می‏فروشد».
و آزمون تو در نبرد صفین - که قرآن‏ها از روی حیله و مکر، بر نیزه‏ها رفت، و شک پدیدار گشت، و حق شناخته شد، و [باز] از گمان پیروی شد - همچون آزمون هارون بود، آن زمان که موسی او را بر قوم خود امیر کرد، و مردم از دور او پراکنده شدند، و هارون ایشان را ندا می‏کرد و می‏گفت: «ای قوم من! شما به وسیله‏ی این [گوساله] مورد آزمایش قرار گرفته‏اید، و پروردگار شما خدای رحمان است، پس مرا پیروی کنید، و فرمان مرا پذیرا باشید، گفتند، ما هرگز از پرستش آن دست بر نخواهیم داشت تا موسی به سوی ما بازگردد». و تو نیز چنین بودی، چون قرآن‏ها را بر نیزه‏ها کردند گفتی: ای قوم من! شما به وسیله‏ی این‏ها مورد آزمایش، و فریب قرار گرفته‏اید، ولی آنان سرپیچی کرده، با تو به مخالفت پرداختند، و از تو نصب حکمین خواستند، و تو نپذیرفتی، و از کار ایشان به خدا پناه بردی، و [سرانجام،] آن را به ایشان واگذار کردی، پس زمانی که حق، نمودار، و بطلان منکر، آشکار شد، و به لغزش‏ها، و انحراف از عدل، اعتراف کردند، باز اختلاف کردند، و تو را بر نادرستی [و نپذیرفتن] حکمیتی که تو نمی‏خواستی و ایشان می‏خواستند، و تو باز داشتی، و ایشان روا شمردند و مرتکب شدند، ملزم ساختند، با اینکه تو بر راه بصیرت و هدایت بودی، و ایشان بر راه‏های گمراهی و نادانی، آری پیوسته بر نفاق خود اصرار ورزیدند، و در گمراهی خود سرگردان بودند تا خدا کیفرشان را به ایشان چشاند، و با شمشیر تو معاندان بدبخت و فرومایه‏ی تو را می‏راند، و با حجت تو [دوستان] سعادتمند و ره‏یافته [ی تو] را زنده کرد، صلوات خدا - بامداد و شامگاه، ایستاده و رونده - بر تو باد، که در وصف هیچ ستایشگری نگنجی، و نکوهش نکوهشگران، فضیلتت را از میان نبرد، تو در عبادت، بهترین مردم، و در زهد، خالص‏ترین آنان، و در دفاع از دین، پایدارترین ایشان بودی، با تلاش خود حدود خدا را بپا داشتی، و با شمشیر خود، سپاه بیرون شدگان از دین را به شکست و گریز کشاندی، [آری] با سرانگشتان [مردانه‏ی] خود، زبانه‏های سوزان جنگ‏ها را خاموش می‏کردی، و با بیان [شیوا و مستدل] خود، پرده‏های شک و ابهام را می‏دریدی، حق ناب را از باطل فریبا آشکار می‏ساختی، و ملامت ملامتگران، از راه خدا بازت نمی‏داشت. و مدح خدای سبحان، تو را از مدح مادحان، و ستایش ستایشگران بی‏نیاز می‏کند که فرمود: «از میان مؤمنان مردانی‏اند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا کردند، برخی از آنان به شهادت رسیدند، و برخی از آن‏ها در [همین] انتظارند، و [هرگز عقیده‏ی توحیدی خود را] تبدیل نکردند».
و چون دیدی که با ناکثان و قاسطان و مارقان جنگیدی، و وعده‏ی رسول خدا صلی الله علیه و آله عملی شد، و به پیمان خود وفا کردی، گفتی: آیا وقت آن نرسیده که محاسنم از خون سرم خضاب شود؟ یا چه زمانی شقی‏ترینشان برانگیخته می‏شود؟ [این را در حالی گفتی که] مطمئن بودی از جانب پروردگارت حجت داری، و در کار خود با بصیرتی، نزد خدا می‏روی، و از معامله‏ای که با خدا کرده‏ای شادمانی، و این است آن رستگاری بزرگ.
خدایا! قاتلان پیامبران و اوصیای پیامبرانت را با همه‏ی لعن‏هایت لعن کن، و حرارت آتشت را به ایشان بچشان، و کسی را که حق ولیت را غصب، و خلافت او را رد، و پس از یقین و اقرار به ولایتش در غدیر، انکارش کرد لعنت کن.
خدایا! قاتلان امیرمؤمنان، و ستمگران به او، و پیروان و یارانشان را لعنت کن.
خدایا! ظلم کنندگان به [امام] حسین علیه‏السلام، و قاتلانش را، و پیروان و یاوران دشمنش را، و خرسندان به قتل، و تنها گذارندگانش را به لعنتی سخت گرفتار ساز.
خدایا! اولین ظالمی را که به آل محمد صلی الله علیه و آله ظلم کرد، و ایشان را از حقشان بازداشت لعنت کن.
خدایا! اولین ظالم و غاصب به آل محمد صلی الله علیه و آله را، و نیز هر که را که به روش او عمل کرد، تا قیام قیامت به لعن ویژه‏ی خود گرفتار ساز.
خدایا! بر محمد و آل محمد، خاتم پیامبران، و بر سرور اوصیاء و خاندان پاکش درود فرست، و ما را از چنگ زنندگان به [دامن] ایشان، و با ولایت ایشان، از رستگاران در امانی قرار ده که هیچ خوف و حزنی ندارند.
کلینی با سند خود از امام هادی علیه‏السلام نقل می‏کند که فرمود:
[در زیارت امیرمؤمنان علیه‏السلام] می‏گویی: سلام بر تو ای ولی خدا! تو اولین مظلوم، و اولین کسی هستی که حقش غصب شد، صبر کردی و به حساب خدا گذاشتی تا یقینت فرا رسد، و شهادت می‏دهم که تو در حالی که شهید بودی خدا را ملاقات کردی، خدا قاتل تو را به انواع کیفرها کیفر دهد، و عذابش را تجدید کند، به زیارت تو آمدم در حالی که به حق تو معرفت دارم، و از منزلت تو [نزد خدا] آگاهم، و با دشمنان و ستم کنندگان به تو دشمنم، به خواست خدا با همین حال خدا را ملاقات می‏کنم.
ای ولی خدا! من گناهان بسیار دارم نزد پروردگارت شفیعم باش، زیرا تو نزد خدا مقام محمود مشخصی داری، و نیز نزد او آبرو و شفاعت داری، و خدای سبحان می‏فرماید: «و جز برای کسی که او رضایت دهد شفاعت نمی‏کنند».

روی المجلسی:
قال المفید: روی عن أبی‏محمد الحسن بن العسکری، عن أبیه صلوات الله علیهما، و ذکر أنه علیه‏السلام زار بها فی یوم الغدیر، فی السنة التی أشخصه المعتصم، فاذا أردت ذلک، فقف علی باب القبة الشریفة و استأذن، و ادخل مقدما رجلک الیمنی علی الیسری، و امش حتی تقف علی الضریح و استقبله، و اجعل القبلة بین کتفیک، و قل:
السلام علی محمد رسول الله خاتم النبیین، و سید المرسلین، و صفوة رب العالمین، أمین الله علی وحیه، و عزائم أمره، و الخاتم لما سبق، و الفاتح لما استقبل، و المهیمن علی ذلک کله، و رحمة الله و برکاته و صلواته و تحیاته، السلام علی أنبیاء الله و رسله، و ملائکته المقربین، و عباده الصالحین.
السلام علیک یا أمیرالمؤمنین! و سید الوصیین، و وارث علم النبیین، و ولی رب العالمین، و مولای و مولی المؤمنین، و رحمة الله و برکاته.
السلام علیک یا مولای! یا أمیرالمؤمنین، یا أمین الله فی أرضه، و سفیره فی خلقه، و حجته البالغة علی عباده.
السلام علیک یا دین الله القویم! و صراطه المستقیم. السلام علیک أیها النبأ العظیم، الذی هم فیه مختلفون، و عنه یسألون. السلام علیک یا أمیرالمؤمنین! آمنت بالله و هم مشرکون، و صدقت بالحق و هم مکذبون، و جاهدت و هم محجمون، و عبدت الله مخلصا له الدین صابرا محتسبا حتی أتاک الیقین، ألا لعنة الله علی الظالمین. السلام علیک یا سید المسلمین! و یعسوب المؤمنین، و امام المتقین، و قائد الغر المحجلین، و رحمة الله و برکاته.أشهد أنک أخو رسول الله، و وصیه، و وارث علمه، و أمینه علی شرعه، و خلیفته فی أمته، و أول من آمن بالله، و صدق بما أنزل علی نبیه، و أشهد أنه قد بلغ عن الله ما أنزله فیک، فصدع بأمره، و أوجب علی أمته فرض طاعتک و ولایتک، و عقد علیهم البیعة لک، و جعلک أولی بالمؤمنین من أنفسهم، کما جعله الله کذلک، ثم أشهد الله تعالی علیهم، فقال: ألست قد بلغت؟ فقالوا: اللهم! بلی.فقال: اللهم! اشهد و کفی بک شهیدا، و حاکما بین العباد، فلعن الله جاحد ولایتک بعد الاقرار، و ناکث عهدک بعد المیثاق، و أشهد أنک وفیت بعهد الله تعالی، و أن الله تعالی موف لک بعهده، (و من أوفی بما عاهد علیه الله فسیؤتیه أجرا عظیما) [3] ، و أشهد أنک أمیرالمؤمنین الحق، الذی نطق بولایتک التنزیل، و أخذ لک العهد علی الأمة بذلک الرسول. و أشهد أنک و عمک و أخاک الذین تاجرتم الله بنفوسکم، فأنزل الله فیکم: (ان الله اشتری من المؤمنین أنفسهم و أموالهم بأن لهم الجنة یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقا فی التوراة و الانجیل و القرآن و من أوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیم - التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الآمرون بالمعروف و الناهون عن المنکر و الحافظون لحدود الله و بشر المؤمنین) [4] .
أشهد یا أمیرالمؤمنین! أن الشاک فیک ما آمن بالرسول الأمین، و أن العادل بک غیرک عاند عن الدین القویم، الذی ارتضاه لنا رب العالمین، و أکمله بولایتک یوم الغدیر، و أشهد أنک المعنی بقول العزیز الرحیم: (و أن هذا صراطی مستقیما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله) [5] ضل والله! و أضل من اتبع سواک، و عند عن الحق من عاداک.
اللهم! سمعنا لأمرک و أطعنا، و اتبعنا صراطک المستقیم فاهدنا، ربنا! و لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا الی طاعتک، و اجعلنا من الشاکرین لأنعمک.
و أشهد أنک لم تزل للهوی مخالفا، و للتقی محالفا، و علی کظم الغیظ قادرا، و عن الناس عافیا غافرا، و اذا عصی الله ساخطا، و اذا أطیع الله راضیا، و بما عهد الیک عاملا، راعیا لما استحفظت، حافظا لما استودعت، مبلغا ما حملت، منتظرا ما وعدت.
و أشهد أنک ما اتقیت ضارعا، و لا أمسکت عن حقک جازعا، و لا أحجمت عن مجاهدة عاصیک ناکلا، و لا أظهرت الرضا بخلاف ما یرضی الله مداهنا، و لا وهنت لما أصابک فی سبیل الله، و لا ضعفت و لا استکنت عن طلب حقک مراقبا، معاذ الله أن تکون کذلک، بل اذ ظلمت احتسبت ربک، و فوضت الیه أمرک، و ذکرتهم فما ادکروا، و وعظتهم فما اتعظوا، و خوفتهم الله فما تخوفوا.
و أشهد أنک یا أمیرالمؤمنین! جاهدت فی الله حق جهاده حتی دعاک الله الی جواره، و قبضک الیه باختیاره، و ألزم أعداءک الحجة بقتلهم ایاک، لتکون الحجة لک علیهم مع ما لک من الحجج البالغة علی جمیع خلقه.
السلام علیک یا أمیرالمؤمنین! عبدت الله مخلصا، و جاهدت فی الله صابرا، وجدت بنفسک محتسبا، و عملت بکتابه و اتبعت سنة نبیه، و أقمت الصلاة، و آتیت الزکاة، و أمرت بالمعروف و نهیت عن المنکر ما استطعت، مبتغیا ما عندالله راغبا فیما وعد الله، لا تحفل بالنوائب، و لا تهن عند الشدائد، و لا تحجم عن محارب، أفک من نسب غیر ذلک الیک، و افتری باطلا علیک، و أولی لمن عند عنک، لقد جاهدت فی الله حق الجهاد، و صبرت علی الأذی صبر احتساب، و أنت أول من آمن بالله، و صلی له و جاهد، و أبدی صفحته فی دار الشرک، و الأرض مشحونة ضلالة، و الشیطان یعبد جهرة.
و أنت القائل، لا تزیدنی کثرة الناس حولی عزة و لا تفرقهم عنی وحشة، ولو أسلمنی الناس جمیعا لم أکن متضرعا، اعتصمت بالله فعززت، و آثرت الآخرة علی الأولی فزهدت، و أیدک الله و هداک و أخلصک و اجتباک، فما تناقضت أفعالک، و لا اختلفت أقوالک، و لا تقلبت أحوالک، و لا ادعیت و لا افتریت علی الله کذبا، و لا شرهت الی الحطام، و لا دنسک الآثام، و لم تزل علی بینة من ربک و یقین من أمرک، تهدی الی الحق، و الی طریق مستقیم.
أشهد شهادة حق، و أقسم بالله قسم صدق، ان محمدا و آله صلوات الله علیهم سادات الخلق، و أنک مولای و مولی المؤمنین، و أنک عبدالله و ولیه، و أخو الرسول و وصیه و وارثه، و انه القائل لک: و الذی بعثنی بالحق ما آمن بی من کفر بک، و لا أقر بالله من جحدک، و قد ضل من صد عنک، و لم یهتد الی الله و لا الی من لا یهتدی بک، و هو قول ربی عزوجل:
(و انی لغفار لمن تاب و آمن و عمل صالحا ثم اهتدی) [6] الی ولایتک.
مولای فضلک لا یخفی، و نورک لا یطفی، و أن من جحدک الظلوم الأشقی، مولای! أنت الحجة علی العباد، و الهادی الی الرشاد، و العدة للمعاد، مولای! لقد رفع الله فی الأولی منزلتک، و أعلی فی الآخرة درجتک، و بصرک ما عمی علی من خالفک و حال بینک و بین مواهب الله لک، فلعن الله مستحلی الحرمة منک، و ذائد الحق عنک.
و أشهد أنهم الأخسرون الذین تلفح وجوههم النار، و هم فیها کالحون.
و أشهد أنک ما أقدمت و لا أحجمت و لا نطقت و لا أمسکت الا بأمر من الله و رسوله، قلت: و الذی نفسی بیده! لقد نظر الی رسول الله صلی الله علیه و آله أضرب بالسیف قدما، فقال: یا علی! أنت منی بمنزلة هارون من موسی الا أنه لا نبی بعدی.
و أعلمک! أن موتک و حیاتک معی، و علی سنتی، فوالله! ما کذبت و لا کذبت و لا ضللت و لا ضل بی، و لا نسیت ما عهد الی ربی، و انی لعلی بینة من ربی بینها لنبیه و بینها النبی لی، و انی لعلی الطریق الواضح، ألفظه لفظا.
صدقت والله! و قلت الحق، فلعن الله من ساواک بمن ناواک، والله جل اسمه یقول:
(هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون) [8] ، فلعن الله من عدل بک من فرض الله علیه ولایتک، و أنت ولی الله، و أخو رسوله، و الذاب عن دینه، و الذی نطق القرآن بتفضیله، قال الله تعالی:
(فضل الله المجاهدین علی القاعدین أجرا عظیما درجات منه و مغفرة و رحمة و کان الله غفورا رحیما) [9] .
و قال الله تعالی: (أجعلتم سقایة الحاج و عمارة المسجد الحرام کمن آمن بالله و الیوم الآخر و جاهد فی سبیل الله لا یستوون عندالله و الله لا یهدی القوم الظالمین - الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله بأموالهم و أنفسهم أعظم درجة عندالله و أولئک هم الفائزون - یبشرهم ربهم برحمة منه و رضوان و جنات لهم فیها نعیم مقیم - خالدین فیها أبدا ان الله عنده أجر عظیم) [10] .
أشهد أنک المخصوص بمدحة الله، المخلص لطاعة الله، لم تبغ بالهدی بدلا، و لم تشرک بعبادة ربک أحدا، و أن الله تعالی استجاب لنبیه صلی الله علیه و آله فیک دعوته، ثم أمره باظهار ما أولاک لأمته اعلاء لشأنک، و اعلانا لبرهانک، و دحضا للأباطیل، و قطعا للمعاذیر، فلما أشفق من فتنة الفاسقین، و اتقی فیک المنافقین، أوحی الیه رب العالمین: (یا أیها الرسول بلغ ما أنزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس) [11] ، فوضع علی نفسه أوزار المسیر، و نهض فی رمضاء الهجیر، فخطب فأسمع و نادی فأبلغ، ثم سألهم أجمع، فقال: هل بلغت؟ فقالوا: اللهم! بلی.
فقال: اللهم اشهد، ثم قال: ألست أولی بالمؤمنین من أنفسهم؟ فقالوا: بلی، فأخذ بیدک و قال: من کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم! وال من والاه و عاد من عاداه، و انصر من نصره و اخذل من خذله، فما آمن بما أنزل الله فیک علی نبیه الا قلیل، و لا زاد أکثرهم غیر تخسیر، و لقد أنزل الله تعالی فیک من قبل و هم کارهون: (یا أیها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم و یحبونه أذلة علی المؤمنین أعزة علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومة لائم ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء و الله واسع علیم) [12] .
(انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة وهم راکعون - و من یتول الله و رسوله و الذین آمنوا فان حزب الله هم الغالبون) [13] ، (ربنا آمنا بما أنزلت و اتبعنا الرسول فاکتبنا مع الشاهدین) [14] ، (ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمة انک أنت الوهاب) [15] .
اللهم! انا نعلم أن هذا هو الحق من عندک، فالعن من عارضه و استکبر و کذب به و کفر، (سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون) [16] .
السلام علیک یا أمیرالمؤمنین! و سید الوصیین و أول العابدین، و أزهد الزاهدین، و رحمة الله و برکاته و صلواته و تحیاته.
أنت مطعم الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و أسیرا لوجه الله، لا ترید منهم جزاء و لا شکورا، و فیک أنزل الله تعالی: (یؤثرون علی أنفسهم و لو کان بهم خصاصة و من یوق شح نفسه فأولئک هم المفلحون) [17] .
و أنت الکاظم للغیظ، و العافی عن الناس، والله یحب المحسنین، و أنت الصابر فی البأساء و الضراء و حین البأس، و أنت القاسم بالسویة، و العادل فی الرعیة، و العالم بحدود الله من جمیع البریة، و الله تعالی أخبر عما أولاک من فضله بقوله: (أفمن کان مؤمنا کمن کان فاسقا لا یستوون - أما الذین آمنوا و عملوا الصالحات فلهم جنات المأوی نزلا بما کانوا یعملون) [18] .
و أنت المخصوص بعلم التنزیل، وحکم التأویل، ونص الرسول، و لک المواقف المشهودة، و المقامات المشهورة، و الأیام المذکورة: یوم بدر، و یوم الأحزاب: (اذ زاغت الأبصار و بلغت القلوب الحناجر و تظنون بالله الظنونا هنالک ابتلی المؤمنون و زلزلوا زلزالا شدیدا - و اذ یقول المنافقون و الذین فی قلوبهم مرض ما وعدنا الله و رسوله الا غرورا - و اذ قالت طائفة منهم یا أهل یثرب لا مقام لکم فارجعوا و یستأذن فریق منهم النبی یقولون ان بیوتنا عورة و ما هی بعورة ان یریدون الا فرارا) [19] .
و قال الله تعالی: (و لما رأ المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله و ما زادهم الا ایمانا و تسلیما) [20] .
فقتلت عمروهم، و هزمت جمعهم، (ورد الله الذین کفروا بغیظهم، لم ینالوا خیرا و کفی الله المؤمنین القتال، و کان الله قویا عزیزا) [21] .
و یوم أحد اذ یصعدون و لا یلون علی أحد، و الرسول یدعوهم فی أخراهم، و أنت تذود بهم المشرکین عن النبی ذات الیمین، و ذات الشمال حتی ردهم الله عنکما خائفین، و نصر بک الخاذلین.
و یوم حنین علی ما نطق به التنزیل: (اذ أعجبتکم کثرتکم فلم تغن عنکم شیئا و ضاقت علیکم الأرض بما رحبت ثم ولیتم مدبرین - ثم أنزل الله سکینته علی رسوله و علی المؤمنین) [22] .
و المؤمنون أنت و من یلیک، و عمک العباس ینادی المنهزمین: یا أصحاب سورة البقرة، یا أهل بیعة الشجرة، حتی استجاب له قوم قد کفیتهم المؤونة، و تکفلت دونهم المعونة، فعادوا آیسین من المثوبة، راجین وعد الله تعالی بالتوبة، و ذلک قول الله جل ذکره: (ثم یتوب الله من بعد ذلک علی من یشاء) [23] ، و أنت حائز درجة الصبر، فائز بعظیم الأجر.
و یوم خیبر اذ أظهر الله خور المنافقین، و قطع دابر الکافرین، و الحمد لله رب العالمین:
(و لقد کانوا عاهدوا الله من قبل لا یولون الأدبار و کان عهد الله مسؤلا) [24] .
مولای! أنت الحجة البالغة، و المحجة الواضحة، و النعمة السابغة، و البرهان المنیر، فهنیئا لک بما آتاک الله من فضل، وتبا لشانئک ذی الجهل، شهدت مع النبی صلی الله علیه و آله جمیع حروبه و مغازیه، تحمل الرایة أمامه، و تضرب بالسیف قدامه، ثم لحزمک المشهور و بصیرتک فی الأمور، أمرک فی المواطن و لم تکن علیک أمیر، و کم من أمر صدک عن امضاء عزمک فیه التقی، و اتبع غیرک فی مثله الهوی، فظن الجاهلون أنک عجزت عما الیه انتهی، ضل والله! الظان لذلک و ما اهتدی، و لقد أوضحت ما أشکل من ذلک لمن توهم، و امتری، بقولک صلی الله علیک: قد یری الحول القلب وجه الحیلة و دونها حاجز من تقوی الله، فیدعها رأی العین، و ینتهز فرصتها من لا حریجة له فی الدین. صدقت و خسر المبطلون، و اذ ماکرک الناکثان، فقالا: نرید العمرة، فقلت لهما: لعمر کما ما تریدان العمرة، لکن تریدان الغدرة.
فأخذت البیعة علیهما، وجددت المیثاق فجدا فی النفاق، فما نبهتهما علی فعلهما أغفلا وعادا، و ما انتفعا و کان عاقبة أمرهما خسرا، ثم تلاهما أهل الشام، فسرت الیهم بعد الاعذار، و هم لا یدینون دین الحق، و لا یتدبرون القرآن همج رعاع ضالون، و بالذی أنزل علی محمد فیک کافرون، و لأهل الخلاف علیک ناصرون، و قد أمر الله تعالی باتباعک، و ندب المؤمنین الی نصرک، و قال عزوجل: (یا أیها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین) [25] .
مولای! بک ظهر الحق و قد نبذه الخلق، و أوضحت السنن بعد الدروس و الطمس، فلک سابقة الجهاد علی تصدیق التنزیل، و لک فضیلة الجهاد علی تحقیق التأویل، و عدوک عدو الله جاحد لرسول الله، یدعو باطلا ویحکم جائرا، و یتأمر غاصبا، و یدعو حزبه الی النار، و عمار یجاهد و ینادی بین الصفین: الرواح الرواح الی الجنة، و لما استسقی فسقی اللبن کبر، و قال: قال لی رسول الله صلی الله علیه و آله: آخر شرابک من الدنیا ضیاح من لبن، و تقتلک الفئة الباغیة، فاعترضه أبوالعادیة الفزاری فقتله، فعلی أبی العادیة لعنة الله و لعنة ملائکته و رسله أجمعین، و علی من سل سیفه علیک و سللت سیفک علیه یا أمیرالمؤمنین! من المشرکین و المنافقین الی یوم الدین، و علی من رضی بما ساءک و لم یکرهه، و أغمض عینه و لم ینکر، أو أعان علیک بید أو لسان، أو قعد عن نصرک، أو خذل عن الجهاد معک، أو غمط فضلک وجحد حقک، أو عدل بک
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir