محمد بن موسی

نوع اصطلاح :
عنوان :
محمد بن موسی
برادر اعیانی، (یعنی برادر پدری و مادری) احمد نیز، مردی جلیل‏القدر، صاحب فضل و صلاح بوده. پیوسته با وضو و طهارت و صلاة بود و شب‏ها مشغول وضو و نماز می‏گشت. چون از نماز فارغ می‏شد، ساعتی استراحت می‏کرد، دیگر باره از خواب برمی‏خاست، و مشغول طهارت و نماز می‏گشت باز استراحت می‏کرد، باز برمی‏خاست و وضو می‏گرفت، و مشغول نماز می‏شد و این بود عادت او، تا صبح طلوع می‏کرد.
چنان چه هاشمیه، کنیز رقیه، دختر موسی بن جعفر علیهماالسلام نقل کرده: من هیچ‏گاه محمد را دیدار نکردم، مگر آنکه این آیه را از کتاب خدا یاد می‏کردم: (کانوا قلیلا من اللیل ما یهجعون) [1] . مرحوم سلطان الواعظین درباره محمد بن موسی علیهماالسلام می‏نویسد: اولین مهاجر از اجداد ما به ایران حضرت سید امیر محمد عابد فرزند بلافصل امام هفتم حضرت موسی الکاظم علیه‏السلام بوده است که بسیار بافضل و تقوا و از کثرت عبادت معروف به عابد گردیده و تمام عمر قائم الیل و صائم النهار بوده و به ندرت ایامی را افطار می‏نموده. علاقه بسیاری به کتابت کلام الله مجید داشته و از حق الکتابه کلام الله بندگان بسیار خریداری و آزاد نمودند.
بقعه‏ی مبارکه‏اش الی الحال در شیراز مطاف و مزار عامه‏ی ناس من الاعالی و الادانی می‏باشد قبه و بارگاهش بسیار عالی و در اطراف قبر مبارکش برای حفاظت قبر از پامال شدن در موقع هجوم جمعیت بسیار از زائرین آن جناب، شاهزاده اوریس میرزا معتمد الدوله‏ی ثانی فرزند دانشمند عالیقدر مرحوم حاج فرهاد میرزا معتمد الدوله عم اکرم مرحوم ناصرالدین شاه قاجار ضریح زیبایی از نقره ساخته و حرم مطهرش را که مسجدی است برای عبادت زائرین و ادای فرائض و مستحبات و اقامه‏ی نماز جماعت آئینه‏کاری نموده و اهالی فارس بالخصوص توجه زیادی به آن بقعه‏ی مبارکه دارند و به وسیله‏ی روح پر فتوح صاحب بقعه که از عترت پاک رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و مورد توصیه و سفارش آن حضرت بوده‏اند درک فیض از مبدأ فیاض می‏نمایند.

حرکت قافله هاشمی از مدینه و جنگ با قتلغ خان
در اواخر قرن دوم هجری که حضرت امام علی بن موسی الرضا علیهماالسلام را مأمون خلیفه‏ی عباسی جبرا ولیعهد خود ساخت و به طوس مرکز خلافت برد مدتی بین اخوان با آن حضرت جدایی افتاد و شوق زیارت آن حضرت اخوان بزرگوارش را تحریک نمود به وسیله نامه از حضور مقدس حضرت رضا علیه‏السلام و از مأمون برای حرکت به سمت طوس استیذان نمودند مأمون مکار و حیله‏گر حسن استقبال کرد و همگی آنها را احضار کرد.
جناب سید امیر احمد (شاه چراغ) به اتفاق جناب سید امیر محمد عابد (جد اعلای سلطان الواعظین) و جناب سید علاءالدین حسین برادران معظم و جمع کثیری از برادرزادگان و بنی‏اعمام و اقارب و دوستان به قصد زیارت حضرت رضا علیه‏السلام از حجاز به سمت طوس حرکت نموده (طریق مسافرت به طوس در آن زمان غالبا از راه کویت، بصره، اهواز، بوشهر و شیراز بوده) در بین راه نیز جمع کثیری از شیعیان و علاقه‏مندان به خاندان رسالت به سادات معظم ملحق و به اتفاق حرکت می‏نمودند. می‏نویسند: به نزدیک شیراز که رسیدند تقریبا یک قافله پانزده هزار نفری از مرد و زن تشکیل شده بود مأموران و حاکمان شهرها خبر حرکت چنین قافله‏ی بزرگی را به مأمون دادند، مأمون ترسید که اگر چنین جمعیتی از بنی‏هاشم و دوستداران و فدایی‏های آنها به طوس برسند اسباب تزلزل مقام خلافت گردد، از این رو امریه‏ای صادر کرد به تمام حاکمان شهرها که در هر جا قافله‏ی بنی‏هاشم رسیدند مانع از حرکت آنها شوید وآنها را به سمت مدینه برگردانید. به هر کجا این حکم رسید قافله حرکت کرده بود مگر شیراز که قبل از رسیدن قافله حکم به حکومت وقت رسید. قتلغ خان حاکم شیراز مردی بود بسیار جدی و مقتدر. فوری با چهل هزار لشکر جرار در «خان زنیان» هشت فرسخی شیراز اردو زدند همین که قافله بنی‏هاشم رسید پیغام داد برای امامزادگان معظم که حسب الامر مأمون آقایان از همین جا باید برگردید حضرت سید امیر احمد فرمودند اولا ما قصدی از این مسافرت نداریم جز دیدار برادر بزرگوارمان حضرت رضا علیه‏السلام. ثانیا ما بی‏اجازه نیامدیم از شخص مأمون استیذان نمودیم و به دستور خود او حرکت نمودیم. قتلغ خان گفت: امر است که ما ممانعت از حرکت کنیم. ممکن است به اقتضای وقت امر ثانوی صادر شده و باید اجرا شود. آقایان ناچارند از همین جا مراجعت نمایند. جناب سید امیر احمد با اخوان و سایر بنی‏هاشم و دوستان و همراهان مشورت نمودند، هیچ یک حاضر به مراجعت نشدند. صبح که قافله خواست حرکت نماید احتیاطا زنان را عقب قافله قرار دادند. همین که کوس رحیل نواخته شد لشکر قتلغ خان سر راه را بستند عاقبت کار از حرف به عمل کشید. جنگ شدید خونینی شروع شد. لشکر قتلغ خان در اثر فشار و شجاعت بنی‏هاشم پراکنده شدند و شکست بر آنها وارد آمد در این بین سران لشکر شکست خورده تدبیری کردند (راست یا دروغ) عده‏ای بالای بلندی‏ها فریاد زدند: آقایان اگر به پشت گرمی علی بن موسی ولیعهد مأمون جنگ می‏کنید الآن خبر رسید که ولیعهد وفات کرد. یک مرتبه این خبر مانند برق ارکان وجود شیعیان و مردم سست عنصر را تکان داده از اطراف امامزادگان متفرق شدند. از این جهت جناب سید امیر احمد شبانه با اخوان و اقارب از بیراهه به شیراز رهسپار گردیدند. جناب سید احمد فرمودند: چون دشمن در تعقیب ماست خوب است با لباس مبدل پراکنده شوید تا گرفتار نشوید. امامزادگان همان شبانه به اطراف پراکنده شدند (که گویند: غالب امامزادگان در ایران متفرق‏شدگان همان نهضت هستند). ولی جناب امیر احمد و سید امیر محمد عابد و سید علاءالدین حسین به شیراز وارد و هر یک با لباس ناشناس از هم جدا شدند و در گوشه‏ای تنها به عبادت مشغول شدند [2] .

مادر احمد بن موسی و محمد بن موسی
این دو بزرگوار از یک پدر و مادرند. مرحوم سید جعفر آل بحرالعلوم در شرح حال احمد بن موسی می‏نویسد: مادرش از بانوان محترمه بود به عنوان ام احمد خوانده می‏شد و امام موسی کاظم علیه‏السلام به آن مخدره لطف زیادی داشت وقتی که خواست از مدینه عازم بغداد گردد ودایع امامت را به وی سپرد و به او فرمود: هر وقت که کسی آمد و این ودایع را از تو خواست بدان که من به شهادت رسیده‏ام و آن شخص امام بعد از من است و طاعت او بر تو و بر همه مردم واجب است. و حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام وقتی خواست به بغداد برود امام رضا علیه‏السلام را مأمور حفظ منزل نمود وقتی که هارون حضرت را در بغداد مسموم کرد و به شهادت نائل آمد امام رضا علیه‏السلام نزد ام احمد تشریف آورد و از وی خواست امانات و ودایع امامت را به او بدهد ام احمد پرسید: مگر پدر بزرگوارت به شهادت رسیده؟ امام رضا علیه‏السلام فرمود: آری! الان از دفن وی فارغ شده‏ام. امانت‏هایی که وقت رفتن به بغداد به تو داد به من بده و من امام بعد از او بر تمام انس و جن هستم. ام احمد گریبان چاک زد و امانت‏ها را به آن حضرت داد و به عنوان امامت با وی بیعت نمود [3] .

پی نوشت ها:
[1] الارشاد، ص 303؛ ذاریات / 17.
[2] شب‏های پیشاور، ج 1، ص 131 - 127.
[3] تحفة العالم فی شرح خطبة المعالم، ج 2، ص 27.

منبع: زندگانی باب‏الحوائج حضرت موسی بن جعفر؛ عباس حاجیانی دشتی؛ موعود اسلام چاپ اول 1388.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir