رحمان پايدار

نوع اصطلاح :
عنوان :
رحمان پايدار
رحمان با منتقدان ضد نظام اسلامي برخورد مي‌كرد
برادر شهيد دانش‌آموز «رحمان پايدار» گفت: رحمان هرگز در محافلي كه عليه نظام جمهوري اسلامي ايران عقيده‌ها و نظراتي بيان مي‌شد، حضور نمي‌يافت و به شدت با آن افراد برخورد مي‌كرد.
جاسم پايدار برادر شهيد دانش‌آموز «رحمان پايدار» با بيان خاطراتي از وي، اظهار داشت: رحمان به خاطر علاقه خاصي كه به پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) داشت در اكثر مجالس و هيئت‌هاي مذهبي شركت مي‌كرد.

وي ادامه ‌داد: برادرم در رشته رياضي دوره متوسطه بسيار موفق بود در حدي كه مسئولان مدرسه به خاطر پيشرفت‌هاي درسي وي از پدر و مادرم تشكر مي‌كردند؛ رحمان حتي به خواهران و برادرانش در درس‌هايشان كمك مي‌كرد.

برادر شهيد دانش‌آموز «رحمان پايدار» خاطرنشان ‌كرد: شهيد رحمان فردي مذهبي بود و هرگز وارد محافلي كه عليه نظام جمهوري اسلامي ايران عقيده‌ها و نظراتي بيان مي‌شد، حضور نمي‌يافت و به شدت با آنها برخورد مي‌كرد و در مقابل حرف‌هاي آنها دلايل منطقي بيان مي‌كرد و سعي در راهنمايي و امر به معروف و نهي از منكر داشت.

پايدار بيان ‌داشت: برادرم در برابر ناعدالتي‌ها، ظلم و ستم‌ها ساكت نمي‌نشست و ايستادگي مي‌كرد و در رويارويي با مشكلات روزگار با تكيه به عنايت الهي و تلاش خود با اين سختي‌ها مبارزه مي‌كرد.

وي ‌افزود: زماني كه رحمان در دوره دبيرستان تحصيل مي‌كرد فقط به اعزام به جبهه فكر مي‌كرد و هميشه دوست داشت در آينده فردي مفيد براي جامعه خود باشد و براي ملتش افتخار آفريند.

برادر شهيد دانش‌آموز «رحمان پايدار» گفت: وي با توجه به شرايط محيطي و كمبود امكانات همواره ساده مي‌زيست و هنگامي كه وعده مي‌داد به وعده‌اش عمل مي‌كرد و با اينكه شهيد در خانواده فقيري زندگي مي‌كرد، نسبت به افراد فقير كمال دلسوزي را داشت.

پايدار با اشاره به اينكه شهيد رحمان دوستان را به مبارزه با ظلم و بي‌عدالتي دعوت مي‌كرد، اظهار ‌داشت: برادرم نسبت به شخصيت‌هاي ديني از جمله حضرت امام خميني‌(ره) و آرمان‌هاي انقلاب پايبندي خاصي داشت و همواره خوش‌خلق، مهربان و صادق بود و دوستان را به اين امر توصيه مي‌كرد.

شهيد 17 ساله به واسطه علاقه به اهل بيت(ع) اسوه بود
پدر شهيد دانش‌آموز «رحمان پايدار» گفت: پسرم به واسطه علاقه به اهل بيت(ع) با اطرافيان خوش‌رفتاري مي‌كرد به طوري كه رفتار وي اسوه اخلاقي براي فرزندان آشنايان بود.
شهيد دانش‌آموز «رحمان پايدار» در سال 1350 در اسلام‌آباد استان كرمانشاه ديده به جهان گشود و در خانواده‌اي معتقد و پايبند به اصول مذهبي و تربيتي رشد يافت.
اين شهيد دانش‌آموز در سال سوم متوسطه در رشته رياضي تحصيل مي‌كرد و زماني كه تجاوزات رژيم بعث عراق را ديد، ترجيح داد تا براي دفاع از ميهن اسلامي به جبهه برود. وي حدود يك سال و 8 ماه در جبهه كرمانشاه حضور داشت تا اينكه 27 خرداد 1367 در 17 سالگي در منطقه حلبچه به شهادت رسيد.
پدر شهيد دانش‌آموز «رحمان پايدار» با بيان خاطراتي از فرزندش اظهار مي‌دارد: رحمان دوستدار سرور و سالار شهيدان امام حسين(ع) بود و به واسطه اعتقاد به اهل بيت پيامبر(ص) با اطرافيان خوش‌رفتاري مي‌كرد به طوري كه رفتار وي اسوه اخلاقي براي فرزندان دوستان و آشنايان بود.
وي ادامه مي‌دهد: پسرم به ورزش‌هاي رزمي و فوتبال علاقه داشت و در اين رشته‌ها فعاليت مي‌كرد.
پايداربيان مي‌كند: شهيد رحمان در همه راهپيمايي‌ها حضور داشت تا اينكه با آغاز جنگ تحميلي به جبهه‌هاي حق عليه باطل شتافت و در عملياتي در حلبچه به درجه رفيع شهادت رسيد.
وحيد احمدي‌فرد، سجاد بهرامي‌پور و حسين كريمي عضو اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانش‌آموزان با پژوهش در زندگي اين شهيد نام ستاره‌اي ديگر را بر تاريخ اسلام ثبت كردند.


لطيف پناهي كله جويي
مي‌خواهم در جواني براي ياري رهبرم بميرم
در وصيتنامه شهيد دانش‌آموز «لطيف پناهي كله‌جويي» آمده است: بر روي سنگ قبرم بنويسيد «اگر قرار باشد كه آخر بميرم؛ نمي‌خواهم كه در بستر بميرم؛ مي‌خواهم كه در فصل جواني براي ياري رهبر بميرم».
شهيد دانش‌آموز «لطيف پناهي كله‌جويي» در تاريخ 1344 در كرمانشاه ديده به جهان گشود و تا مقطع ابتدايي تحصيل كرد؛ وي در سنين نوجواني شروع به كار كرد و درآمدش را بين فقرا تقسيم مي‌‌كرد.
اين دانش‌آموز بسيجي از آغاز جنگ تحميلي كمك‌هاي مردمي به جبهه‌ها را جمع‌آوري مي‌كرد و پس به جبهه كرمانشاه اعزام شد كه پس از 7 ماه حضور در جبهه در 15 فروردين 1363 در منطقه چنگوله بر اثر موج خمپاره دچار ايست قلبي شد و به مقام رفيع شهادت رسيد.
در وصيتنامه اين شهيد دانش‌آموزآمده است:
به نام خدا
«با سلام به رهبر كبير انقلاب امام خميني (ره) و با سلام به خدمت پدر و مادر عزيزم، من از شما خيلي تشكر مي‌كنم كه من را بزرگ كرديد و تحويل جامعه داديد.
پدر و مادر گرامي، مردم شايد فكر كنند كه من به خاطر آينده خودم يا به خاطر مقام، نسبت به اين انقلاب خدمتي مي‌كنم؛ به خدا قسم كه من مي‌خواهم به جامعه خدمتي كنم تا وظيفه خود را ادا كنم.
پدر و مادر عزيزم، اگر جنازه‌ام به دست شما نرسيد، غم مخوريد؛ ما شهدا، عزيزان زيادي را از دست داده‌ايم و پيروزي نزديك است.
اگر جنازه‌ام از بين رفت و به دست شما نرسيد، ناراحت نباشيد، مگر من از شهيدان انقلاب اسلامي از جمله برادرم كرم طهماسبي، نجاتعلي عزيزي بهترم؛ نه به خدا.
از شما مي‌خواهم برادرزاده‌ها و خواهرزاده‌هايم را خوب پرورش دهيد و به جامعه تحويل دهيد و به آنها بگوييد كه لطيف براي آزادي جامعه خود به جبهه رفت و شهيد شد.
برادرانم خسرو، جهانگير و رسول اگر خواستيد كه براي سنگ مزارم چيزي بنويسيد فقط معني آيه قرآن را بنويسيد و اگر خواستيد بر روي سنگ قبرم شعري بنويسيد اين را بنويسيد «اگر قرار باشد كه آخر بميرم؛ نمي‌خواهم كه در بستر بميرم؛ مي‌خواهم كه در فصل جواني براي ياري رهبر بميرم؛ خدايا خدايا تا انقلاب مهدي (عج) حتي كنار مهدي (عج)،‌ خميني (ره) را نگهدار».
خداوند نگهدار همه دوستان و آشنايان باشد.»

شهيد 17 ساله شادي نوروز را با يتيمان تقسيم مي‌كرد
برادر شهيد دانش‌آموز «لطيف پناهي كله‌جويي» گفت: هنگامي كه عيد نوروز مي‌شد،‌ شهيد لطيف براي خودش لباس نو نمي‌خريد، براي يتيمان خريد مي‌كرد و مي‌گفت «آيا خدا را خوش مي‌آيد من لباس نو بپوشم و در كوچه راه بروم ولي يتيمان لباس نو نداشته باشند».
شهيد دانش‌آموز «لطيف پناهي كله‌جويي» در تاريخ 1344 در كرمانشاه ديده به جهان گشود و تا مقطع ابتدايي تحصيل كرد.
وي در سنين نوجواني شروع به كار كرد و درآمدش را بين فقرا تقسيم مي‌كرد. اين دانش‌آموز بسيجي از آغاز جنگ تحميلي كمك‌هاي مردمي به جبهه‌ها را جمع‌آوري مي‌كرد و پس از آن اعزام به جبهه را در سر‌ داشت و به جبهه كرمانشاه اعزام شد كه پس از 7 ماه حضور در جبهه در 15 فروردين 1363 در منطقه چنگوله بر اثر موج خمپاره دچار ايست قلبي شد و به مقام رفيع شهادت رسيد.
رسول عبدي همسايه شهيد دانش‌آموز با بيان خاطراتي از وي اظهار مي‌دارد: ما بچه بوديم؛ شهيد هميشه در خانه ما مي‌آمد و به مادرم مي‌گفت «اگر بيرون از منزل خريد داشتي، دخترهايت را به فروشگاه نفرست، من كارتان را انجام مي‌دهم».
وي ادامه مي‌دهد: هنگامي كه برف سنگين مي‌باريد، شهيد لطيف اجازه نمي‌داد كه مادرم براي پارو كردن برف‌ها به پشت‌بام رود و مي‌گفت «سن شما بالاست و آمدن به پشت بام براي شما سخت است، من برف‌هايتان را پارو مي‌كنم»
رسول پناهي كله‌جويي برادر شهيد دانش‌آموز «لطيف پناهي كله‌جويي» نيز با بيان خاطراتي از وي اظهار مي‌دارد: لطيف كار مي‌كرد و بخشي از درآمدش را خرج، امرار و معاش منزل مي‌كرد و بخش ديگري را به يتيمان مي‌بخشيد.
وي بيان مي‌دارد: هنگامي كه عيد نوروز مي‌شد، اين شهيد براي خودش لباس نو نمي‌خريد و براي بچه‌هاي يتيمي كه در همسايگي ما بودند، خريد مي‌كرد و مي‌گفت «آيا خدا را خوش مي‌آيد من لباس نو بپوشم و در كوچه راه بروم ولي يتيمان لباس نو نداشته باشند».
برادر شهيد دانش‌آموز مي‌افزايد: مادرم تا زنده بود به تبعيت از فرزند شهيدش پولي كه از بنياد شهيد و امور ايثارگران دريافت مي‌كرد، به فقرا و يتيمان مي‌بخشيد.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir