رحمان ميدجاني

نوع اصطلاح :
عنوان :
رحمان ميدجاني
پيكر مطهر شهيد رحمان ميدجاني 17 ساله، تا 12 سال پس از شهادت، از نظرها پنهان بود.
شهيد دانش‌آموز «رحمان ميدجاني» در سال 1347 در روستاي ميدجان متولد شد.
وي در دوران انقلاب اسلامي به همراه والدين خود در راهپيمايي‌ها شركت مي‌كرد و علاقه بسياري به امام خميني‌(ره) داشت.
شهيد ميدجاني دوران ابتدايي را با موفقيت به پايان رساند و پس از آن به علت نبودن مدرسه راهنمايي در روستا، براي ادامه تحصيل به شهر رفت.
وي با توجه به علاقه‌اي كه به امام‌(ره) و كشورش داشت، پس از پايان دوره راهنمايي، در تابستان 1362 به جبهه رفت و بعد از 3 ماه فعاليت و جانفشاني در جبهه، به ديار خود برگشت ولي همچنان فكر جبهه با او همراه بود.
شهيد ميدجاني براي بار دوم در سال 1364 يعني زماني كه در پايه دوم دبيرستان بود به جبهه اعزام شد و در حالي كه 19 روز بيش‌تر از اعزام وي به جبهه نگذشته بود، به مقام رفيع شهادت نايل شد.
بر اساس اين گزارش، پيكر مطهر اين شهيد دانش‌آموز تا 12 سال بعد از تاريخ شهادتش، مفقود بود تا اين كه در سال 1376پيكر وي پيدا و به شهر ياسوج منتقل شد.
مردم شهيد پرور اين خطه نيز اين گوهر گرانقدر در گلزار شهداي ياسوج به خاك سپردند.
بنابراين گزارش، محمود دين‌پرور، مجتبي يادگاري، محمدعلي كياني، مسعود رسولي و سعيد حسن‌زاده، محققان سرگذشت پژوه شهيد دانش‌آموز «رحمان ميدجاني‌» هستند.

شهيد دانش‌آموز ميدجاني: به فرمان رهبر عزيزم به جبهه مي‌روم
برادر شهيد ميدجاني اظهار داشت: برادرم هنگام رفتن به جبهه گفت«براي انجام فرمان رهبر عزيزم بر من واجب است كه به جبهه بروم.»
محمد ميدجاني برادر شهيد دانش‌آموز «رحمان ميدجاني» گفت: وقتي كه برادرم از جبهه برگشت، خيلي رفتارش بهتر شده بود البته بهتر كه بود بايد بگويم بهتر از قبل شده بود.
وي ادامه داد: شهيد رحمان هميشه نمازش را به موقع مي‌خواند و به من نيز سفارش مي‌كرد كه نمازم را اول وقت به جا آوردم.
برادر شهيد رحمان ميدجاني اضافه كرد: وقتي شهيد رحمان بعد از دو سال دوباره تصميم گرفت به جبهه برود، چهره‌اش تغيير كرده بود و كسي هم نمي‌دانست كه مي‌خواهد به جبهه برود.
وي اظهار داشت: روز آخر كه قصد رفتن كرده بود، رفتارش با هميشه متفاوت بود. يك جور ديگر خداحافظي كرد انگار بغض گلويش را گرفته بود. طوري بود كه من به گريه آفتادم و گفتم «برادر نمي‌شود اين بار پيش ما بماني؟» و در جوابم گفت «برادر جان براي انجام فرمان رهبر عزيزم بر من واجب است كه عازم جبهه شوم. نگرانم نباش، بزودي بر مي‌گردم.» اما اين جمله را طوري گفت كه انگار هرگز ديگر بر نمي‌گردد و همين طور هم شد.
برادر شهيد رحمان ميدجاني اضافه كرد: شهيد رحمان به هنگام رفتن به ما گفت «نماز اول وقت را بجا آوريد و گوش به فرمان رهبر باشيد. براي من هم دعا كنيد و من هم براي شما دعا مي‌كنم».

مطهري الگوي شهيد 17 ساله بود
خواهرزاده شهيد «رحمان ميدجاني» گفت: شهيد مطهري الگوي شهيد رحمان 17 ساله بود.
يعقوب اسلامي‌ مهر، خواهرزاده شهيد «رحمان ميدجاني» گفت: شهيد رحمان در دوران مدرسه، يكي از دانش‌‌آموزان زرنگ و باهوش بود و همه معلمان و دانش‌آموز دوستش داشتند.
وي ادامه داد: شهيد رحمان فقط به خواندن كتاب‌هاي درسي خود اكتفا نمي‌كرد بلكه در اوقات فراغت، كتاب‌هاي جانبي نيز مطالعه مي‌كرد.
اسلامي‌مهر افزود: يك روز كه شهيد رحمان به خانه ما آمد، ديدم كتابي در دستش است. نام كتاب را پرسيدم و او گفت «كتاب شهيد مطهري است؛ كتاب خيلي خوبي است.» و سپس چند خط از كتاب را براي ما خواند.
اسلامي‌مهر اضافه كرد: پدرم كه به سخنان شهيد رحمان گوش مي‌داد، نظر او را در مورد شهيد مطهري پرسيد و شهيد رحمان گفت «من شهيد مطهري را يك الگوي براي خود برگزيدم. شهيد مطهري يك انسان بزرگ و با كمال است. دلم مي‌خواهد همانند شهيد مطهري شوم.

اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir