طوبي يزدانخواه كناري

نوع اصطلاح :
عنوان :
طوبي يزدانخواه كناري
طوبي وقتي خواهر كوچكش را پشتش بسته بود شهيد شد
طوبي كه تنها 10 سال داشت در تظاهراتي در نهم آذر 57 در حالي كه خواهر 3 ساله‌اش را به پشتش بسته بود با گلوله سربازان رژيم شاهنشاهي هر دو به شهادت رسيدند.
طوبي يزدانخواه كناري 23 شهريور 1347 در خانواده‌اي مذهبي متولد شد.
وي تحصيلاتش را تا پايه سوم ابتدايي در دبستان بهشت گذراند و پايه چهارم ابتدايي به دبستان ناموس شهر فريدونكار رفت كه با شهادتش، تحصيل در پايه چهارم ابتدايي ناتمام ماند.
بنابراين گزارش، طوبي فرزند پنجم خانواده بود و خواهري كوچك‌تر به نام خديجه داشت كه هميشه او را بر دوشش مي‌گرفت و درس مي‌خواند.
طوبي در نهم آذر 57 در يك تظاهرات مورد اصابت گلوله سربازان رژيم شاهنشاهي از پشت قرار گرفت و با خديجه 3 ساله كه به پشتش بسته بود، به مقام رفيع شهادت نائل شد.
سرگذشت پژوهان شهيده طوبي يزدانخواه كناري شامل سيده‌معصومه حسني ابوالحسن كلاهي، فاطمه ابراهيم‌پور، سامره امامي و مريم سليمي هستند.

طوبي 10 ساله: خدا روزي ما را مي‌رساند
خواهر شهيده طوبي يزدانخواه مي‌گويد: طوبي دختر بخشنده‌اي بود. حتي گاهي اوقات صبحانه فرداي خود را به مي‌بخشيد و مي‌گفت «خدا روزي ما را مي‌رساند».

«شهربانو ثمني» مادر شهيده «طوبي يزدانخواه» مي‌گويد: چند ماهي به عيد نوروز مانده بود كه پدر طوبي برايش كفش‌هاي قرمز رنگي خريد.
وي ادامه مي‌دهد: طوبي براي چند روز آن كفش‌ها را در مدرسه به پا كرد اما يك روز ديدم وقتي از مدرسه برگشت با يك دستمال كفش‌هاي نو خود را تميز كرد و در جعبه گذاشت.
مادر «شهيده طوبي يزدانخواه» مي‌‌افزايد: از طوبي پرسيدم «چرا اين كار را كردي؟» طوبي گفت «بابا پول زيادي ندارد، من اين كفش‌ها را نگه مي‌دارم تا عيد آن‌ها را به پا كنم».
«كبري يزدانخواه»، خواهر شهيده طوبي يزدانخواه اظهار مي‌‌دارد: آن زمان درآمد خانواده ما كم بود. هنگام شب مادرم به هر كدام از بچه‌ها 2 تا گردو و به اندازه يك كف دست نان مي داد تا بخوريم.
وي مي‌افزايد: طوبي يكي از آن گردوها را با كمي نان مي‌خورد و بقيه را لاي يك روزنامه مي‌پيچيد و داخل كيفش مي‌گذاشت و مي‌گفت «شايد فردا براي صبحانه نان نداشته باشيم. آن وقت اين صبحانه من مي‌شود».
وي مي‌افزايد: گاهي اوقات برادرانم موقع شام منزل نبودند و وقتي مي‌آمدند غذا به آن‌ها نمي‌رسيد. طوبي هميشه غذاي صبحش را به برادرانمان مي‌داد و وقتي مي‌پرسيديم «پس خودت فردا چه مي‌خوري؟» مي‌گفت«خدا روزي ما را مي‌رساند».

آن تير در قلب خديجه بود
مادر شهيده طوبي يزدانخواه مي‌گويد: طوبي را كه از قبر بيرون آوردند، مشخص بود تير خورده ولي در بدنش نبود. در همان لحظه پدرشان وضو گرفت تا نماز شكر بخواند. خديجه را از هم از قبر بيرون آورند كه ديدند آن تير در قلب خديجه است.

«شهربانو ثمني» مادر شهيده «طوبي يزدانخواه» مي‌گويد: در آن زمان براي تشييع جنازه عمومي اجازه‌اي نبود. به همين دليل بدون مراسم، طوبي و خديجه را تشييع كرديم و با مشكلات فراوان آن‌ها را در حياط مسجد امام سجاد (ع) به خاك سپرديم.
وي ادامه مي‌دهد: از سويي سربازي كه طوبي و خديجه را به شهادت رسانده بود، قصد فرار داشت كه مردم جلوي او را گرفتند. او در اعترافات خود ادعا مي‌كرد طوبي و خديجه را نكشته است و بچه‌ها از ترس سكته كردند.
شهربانو ثمني مي‌افزايد: بعد از حرف‌هاي اين سرباز، در روز سوم شهادت بچه‌ها، پزشكي آمد تا بعد از نبش قبر مشخص كند كه آن‌ها بر اثر اصابت تير به شهادت رسيده‌اند يا سكته‌ كرده‌اند.
وي اضافه مي‌كند: طوبي را كه از قبر بيرون آوردند، ديدند كه تير خورده است ولي تير در بدنش نبود در همان لحظه پدرش وضو گرفت تا نماز شكر بخواند. خديجه را از هم از قبر بيرون آورند كه ديدند تير در قلب خديجه است.
مادر شهيده «طوبي يزدانخواه» اظهار مي‌دارد: چند ماه بعد، برخي آشنايان از پدرشان پرسيدند كه چرا آن زمان نماز شكر خواند و او پاسخ داد «زيرا بچه‌هايم نزديكم هستند و جنازه آن‌ها را به جاي ديگري نبردند و به خاطر اين‌كه ادعاي آن‌ سرباز راجع به ترسيدن بچه‌ها غلط از آب درآمد پس بايد خدا را شكر مي‌كردم».

اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir