مرادعلي مرادي

نوع اصطلاح :
عنوان :
مرادعلي مرادي
با كتاب‌هاي درسي به جبهه رفت
لباسش را به دانش‌آموز بي بضاعتي بخشيد
مرادعلي راهش را انتخاب كرده بود
دانش‌آموز شهيدي كه با كتاب‌هاي درسي به جبهه رفت

شهيد دانش‌آموز «مرادعلي مرادي» پس از اعلام طرح لبيك امام خميني (ره) به منطقه چنگوله اعزام شد. او كتاب‌هاي درسي خود را نيز به همراه برد تا همواره دانش بجويد.

شهيد «مرادعلي مرادي» در روستاي كل‌كوشك عثمانوند استان كرمانشاه در خانواده‌اي مذهبي متولد شد كه خانواده وي در همان دوران به خاطر تحصيل فرزندانشان به شهر عزيمت كردند.
با توجه به فقر مالي خانواده، شهيد مرادعلي علاوه بر تحصيل به كار كردن و آموختن حرفه‌هاي مختلف پرداخت و با استعدادي كه داشت توانست در سن 15 سالگي در كارهايي چون برق‌كشي ساختمان، نقاشي و كارهاي ساختماني مسلط شود. همچنين شهيد مرادعلي در رشته‌هاي ورزشي چون كشتي، دوميداني، پرتاب وزنه و تكواندو داراي مدال‌هاي منطقه‌اي، استاني و كشوري است.
بر اساس اين گزارش، شهيد مرادعلي در زمان جنگ در پايگاه مقاومت محله عضو شد و به يادگيري آموزش‌هاي نظامي پرداخت و پس از اعلام طرح لبيك امام خميني‌(ره) به منطقه چنگوله اعزام شد. او كتاب‌هاي درسي خود را نيز به همراه خود به جبهه برد تا آن‌ها را مطالعه كند.
بنابراين گزارش، شهيد مرادعلي در سال 62 همراه با تيپ نبي اكرم (ص) به عمليات والفجر 5 اعزام شد كه در تاريخ اول اسفند 62 در هنگام شليك آرپي‌جي با اصابت تركش به درجه رفيع شهادت نايل شد.

لباسش را به دانش‌آموز بي بضاعتي بخشيد

يك‌بار مدرسه به مرادعلي لباس نويي داد ولي فرداي آن روز كه خانه آمد، لباسش عوض شده بود. وقتي پرسيديم «لباس‌هايت چه شده است» پاسخ داد «مال من نبود، امانت بود» بعداً فهميديم لباسش را به دانش‌آموز بي بضاعت‌‌تر از خودش بخشيده بود.

ثريا مرادي خواهر شهيد دانش‌آموز «مرادعلي مرادي» در مورد وي مي‌گويد: آن زمان وضع مالي ما خوب نبود. يك روز مسئولان مدرسه لباس نو و زيبايي به مرادعلي دادند. به طوري كه وقتي وارد خانه شد مادرمان گفت «مرادعلي چه لباس زيبايي پوشيدي».
وي ادامه مي‌دهد: ولي فردا وقتي از مدرسه برگشت لباس‌هايش عوض شده بود و همان لباس‌هاي قبلي را تن كرده بود. پرسيديم «لباس‌هايت چه شده است» پاسخ داد «مال من نبود، امانت بود».
خواهر شهيد مرادي مي‌افزايد: بعد از شهادت مرادعلي، يكي از دوستانش تعريف كرد كه مرادعلي آن لباس زيبا را به يكي از بچه‌هاي بي‌بضاعت مدرسه بخشيده بود.

مادر شهيد مرادي: مرادعلي راهش را انتخاب كرده بود

مادر شهيد دانش‌آموز «مرادعلي مرادي» مي‌گويد: نگذاشت گوسفندي كه نذر كرده بودم برايش قرباني كنم و گفت راهش را انتخاب كرده است.

ربابه ميري مادر شهيد دانش‌آموز «مرادعلي مرادي» به ذكر خاطره‌اي از فرزندش مي‌پردازد و مي‌گويد: شهيد مرادعلي مرخصي آمده بود. همان زمان يك شب خواب ديدم كه عراقي‌ها حمله كردند و مرادعلي هم با آن‌ها مي‌جنگد. در خواب گوسفندي را نذر كردم تا سر او بلايي نيايد.
وي ادامه مي‌دهد: صبح كه از خواب بيدار شدم سريع رفتم و به هر سختي كه بود يك گوسفند خريدم تا قرباني كنم.
مادر شهيد دانش‌آموز مرادعلي مرادي مي‌افزايد: در همان زمان مرادعلي آمد و وقتي فهميد كه قصد دارم گوسفند را برايش قرباني كنم گفت «به هيچ وجه امكان ندارد كه بگذارم اين گوسفند را برايم قرباني كني، من راهم را انتخاب كردم.» و گوسفند را برد و پس داد.
شهرام مرادي برادر شهيد مرادعلي مرادي نيز مي‌گويد: يكبار سر كوچه يك ماشين به بچه‌اي زد و فرار كرد. برادرم تا اين صحنه را ديد به طرف بچه رفت و او را به بيمارستان رساند.
وي اضافه مي‌كند: زماني كه مادر آن بچه خود را به بيمارستان مي‌رساند، فكر مي‌كند كه مرادعلي با بچه‌اش تصادف كرده است و او را كتك مي‌زند. مرادعلي هم صبور و آرام حرفي به مادر بچه نمي‌زند.
مرادي ادامه مي‌دهد: وقتي مادر بچه‌ آرام شد و فهميد اشتباه كرده است، با شرمندگي از مرادعلي عذرخواهي كرد.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir