خواب و بيدار

نوع اصطلاح :
عنوان :
خواب و بيدار
بعد از ظهر گرمي بود. كم و بيش همه چرت مي زدند و چشمانشان يكي پس از ديگري گرم مي شد و پلك ها روي هم مي آمد، مگر دوست اصفهاني ما. مي گفت:" عادت ندارم عصرها بخوابم"يكي از بچه هاي باحال به نام جواد گفت:" ولي من تو را امروز خواب مي كنم" دوست جديد مان جواب داد:"نمي تواني " جواد گفت:" امتحان مي كنيم".بعد به يكي از برادران گفت:" بلند شو برو يك شيشه آب ليمو و يك ليوان بردار بياور". شستمان خبردار شد كه قضيه از چه قرار است . وسايل آماده شد. ليوان و شيشه را داد دست آن طفل معصوم . قرار شد زير پيراهنش را بزند بالا و ته ليوان را زير آن قرار بدهد و درحالي كه به دست او حركت آونگ گونۀ پلاك در فضا نگاه مي كند با شيشۀ آب ليمو روي عرق گيرش بزند. بازي شروع شد. به تدريج پلاك سرعت مي گرفت و متعاقب آن بايد دوست اصفهاني ما ضربات محكم تري روي زير پيراهن و ليوان مي زد. اين قضيه حدوداً ده دقيقه طول كشيد. بعداز ده دقيقه جواد رو به او كرد كه : كه تو حالا خواب هستي" و او از همه جا بي خبر خيلي جدي گفت:" نه ،اتفاقاً كاملاً بيدار هستم و چشم هايم باز است" جواد دوباره با تأكيد بيش تري گفت:" قسم مي خورم كه تو خوابيده اي . اگر فكر مي كني واقعاً هنوز بيداري زير پيراهنت را به بچه نشان بده"آقا چشمت روز بد نبيند! زير پيراهن نو و خوش فرمي كه تازه از انبار تحويل گرفته بود به اندازۀ قطر ليوان سوارخ شده بود. بيچاره نمي دانست بخندد يا گريه كند. توي خواب هم نمی ديد كه كلاهي به اين گشادي سرش برود.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir