داستان موسي(ع)

نوع اصطلاح :
عنوان :
داستان موسي(ع)
در مسجد شهرك دارخوين مراسم دعاي كميل بر پا بود. شهيد تورجي زاده، فرمانده گردان يا زهرا(س) ضمن خواندن دعا، قصۀ حضرت موسي(ع) را نقل كرد كه از خداوند طلب باران كرده و باران نازل نشده بود. بعد كه علت را جويا شدند معلوم شد فردي گناه كار در ميان جمع است. حضرت موسي(ع) قبل از آن كه دوباره دست به استغاثه بردارد از شخص عاصي خواسته بود كه مانع رحمت نشود و جمع را ترك كند. در همان اثنا، باران باريد و دعاي حضرت مستجاب شد. گويا معصيت كرده به توفيق توبه رسيده بود. توريجي زاده به همان ترتيب استدعا كرد فردي كه خود را صاحب گناهي نابخشودني مي داند از ميانه برخيزد و برود شايد به اين وسيله خواستۀ حاضران منقلب در مجلس به نتيجه برسد. صلابت سكوت اهل حال و سنگيني اخلاص در كلام شهيد تورجي زاده تمركزي به جلسه داد و همه در حالت خلسه فرو رفتند. در چنين شرايطي يك نفر بخت برگشته كه ظاهراً در طول مدت دعا و راز و نياز حواسش كاملاً جمع امور مربوط به خود بود از قلب جمعيت برخاست! يك مرتبه همۀ سرها به سوي او برگشت. در همان نگاه نخست همه مي دانستند كه او احتمالاً بي گناه ترين فرد آن مجموعه است و اين وضع را بدتر كرد، در يك چشم به هم زدن، به خودش آمد، حالا نه راه پس داشت نه راه پيش، برود ، چگونه برود؟ بماند و بنشيند جواب آن همه نگاه پر از شيطنت را چه بدهد؟ خودش را شل كرد روي زمين و خلايق منفجر شدند.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir