نصيحت كردن

نوع اصطلاح :
عنوان :
نصيحت كردن
پتويي مي انداخت روي دوشش و مي رفت روي بلندي در چادر مي ايستاد و شروع مي كرد به نصيحت كردن. خودش مي گفت:«آخر من نمي دانم چرا حرف هاي من در شما اثر نمي كند. گفتم شايد براي اين است كه من لباس ندارم. منظورم اين نيست كه لختم! يعني عبا و قبا ندارم. مگر همه چه مي گويند كه من نمي گويم؟» شهردار وقت بلافاصله گفت:«حاجي اين حرف ها چيه. عبا و قبا كدومه، از قديم گفته اند تن آدمي شريف است به جان آدميت» و او پتو را وسط سخنراني انداخت و افتاد دنبال شهردار.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir