خرج بازي

نوع اصطلاح :
عنوان :
خرج بازي
در جبهه دو، سه نوع بازي با خرج معمول بود و بسته به يگان ها و شرايط مكاني مختلف بازي ها با هم تفاوت داشتند. بازي با خرج اصولاً در يگان هايي صورت مي گرفت كه خرج به آساني دردسترس بچه ها بود؛ جايي مثل توپ خانه. درتوپ خانه دو، سه نوع خرج وجود داشت؛ يكي خرج ماكاروني شكل كه براي توپ 130 ميلي متري استفاده مي شد. اين خرج ها را بچه ها روشن مي كردند و پايشان را روي آن ها مي گذاشتند تا شعله ي خرج خاموش مي شد. ولي از درون مي سوخت و بعد از مدت كوتاهي منفجر مي شد و صدا مي كرد. خرج ديگري بود به رنگ قهوه اي، لوله اي شكل شبيه ماكاروني منتها قطورتر. اين خرج ها را نيز به همان شكل روشن مي كردند. ته آن را زيرخاك مي گذاشتند و ظاهراً خاموش مي شد اما چيزي نمي گذشت كه سوتي مي كشيد و به جلو حركت مي كرد. دود زيادي از آن متصاعد مي شد كه تماشايي بود.
خرج سوم خرجي بود مثل دانه هاي تسبيح؛ كمي بزرگ تر. اين نوع خرج را داخل قوطي هاي خالي آب ميوه مي ريختند. يك فتيله از نوع خرج قبل برايش مي گذاشتند وخودشان كنار مي رفتند . ظرف چند ثانيه خرج ها آتش مي گرفتند و با صداي سوت مانندي شعله ور مي شدند و ناگهان از داخل قوطي به هوا مي پريدند وصحنه اي جالب و ديدني را بوجود مي آوردند.
اين قوطي ها را بچه ها از اين طرف و آن طرف جمع مي كردند و در گوشه اي از آن سوراخي به اندازۀ رد شدن فتيله بوجود مي آوردند و بعد از قراردادن خرج داخل آن، درش را محكم مي بستند و با چنين ترتيبي بود كه قوطي مثل موشك به هوا پرتاب مي شد.
روش ديگر آتش زدن و بازي با خرج به اين نحو بود كه موقع بي كاري بچه ها زمين را گود مي كردند، يك پوكخ گلولۀ را داخل حفره مي دادند، سپس خرج ها را كه با فرغون از گوشه و كنار آورده بودند داخل آن قرار مي دادند و بعد رويش را مي پوشاندند و با آتش زدن برگ نخل وسرايت آتش به محل خرج ها آتش بازي راه مي انداختند.
بازي با خرج ها گاهي چندان بي منظور هم نبود. بعضي ها اسامي خود و دوستانشان را روي يك قطعه چوب خوش نويسي مي كردند و با سوزاندن باروت آن را روي چوب ثابت و از معرض فراموشي دور نگه مي داشتند.
چنان كه روي زمين وسنگ هاي صاف و صيقلي شعارهاي مرگ بر امريكا، مرگ بر صدام را با خرج خمپاره آتش مي زدند وجاي آن روي سنگ حك مي شد.
از خرج ها استفاده هاي ديگري هم مي شد مثل به كاربردن آن ها براي جاري ساختن چشمه و آب هاي ذخيره در دل كوهستان و تخريب موانع و امثال آن.

يك روايت:
روزي خرج هايي را كه به تدريج جمع كرده بودم و خيلي هم زياد بود داخل دو شيشۀ آب ليمو ريختم. فتيلۀ دست سازي هم درست كردم. بعد از ظهر بود. بچه ها در چادر خوابيده بودند ونسيم خنكي از دو طرف چادر كه باز بود مي وزيد. شيشه ها را به كمك يكي ازدوستان به صورت اريب نزديك چادر قرار داديم. فتيله ها را روشن كردم و خودمان پشت سنگر پنهان شديم. شيشۀ اول فوري شكست، دومي منفجر نشد اما آتش كه به خرج ها رسيد شروع كرد به سوختن و از دهانۀ شيشۀ خارج شدن. منظرۀ جالبي بود. همه سراسيمه از چادر ريختند بيرون و البته بعد حال ما را هم گرفتند!
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir