دروغ مي گويي

نوع اصطلاح :
عنوان :
دروغ مي گويي
بالاخره نوبت به او رسيد«شر گردان»، بچه ها خوب او را مي شناختند و منتظر بودند ببينند اين دفعه چطور گل مي كارد. از همۀ رسانه ها آمده بودند براي مصاحبه و در واقع، مانور قدرت روي اسراي عمليات بود. با آب و تاب تمام و قدري ملاطفت تصنعي شروع كردن به سؤال كردن. يكي پرسيد:« پسرجان اسمت چيه؟» «شرگردان» در جواب گفت:«عباس» ديگري پرسيد:«اهل كجا هستي؟» گفت:«بندرعباس». سومي با تعجب و ترديد پرسيد :«اسم پدرت چيه؟» خيلي عادي گفت: «به او مي گويند كل عباس». چهارمي كه گويي بويي از قضيه برده بود گفت:«كجا اسير شدي؟» گفت:«دشت عباس» افسر عراقي كه ديگر مطمئن شده بود طرف دستش انداخته و نمي خواهد حرف بزند با پنجه به ساق پايش زد و گفت:«دروغ مي گويي پدر...؟» و او كه خودش را به موش مردگي زده بود با تظاهر به گريه كردن گفت:«نه به حضرت عباس».
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir