ببين ببين

نوع اصطلاح :
عنوان :
ببين ببين
هر وقت آدم ياد حرف هايش مي افتاد بي اختيار خنده اش مي گرفت، كه اگر كسي نمي دانست قضيه چيست، با خودش ميگفت:«خدا شفاش بده، احتمالاً كم و كسر داره». يكي از كارهايش كه خوب يادم هست ـ از آن روزهايي كه هنوز او را نمي شناختم و آن اين بود كه وقتي مي ديد بچه ها زيادي سرشان به كار خودشان گرم است، مي آمد و در حالي كه به ظاهر اعتنايي هم به ديگران نداشت به نقطه اي خيره مي شد و مي گفت:«ببين .... ببين!» همه بر مي گشتند و او در ادامه در حالي كه يك دستش را هم به سينه اش مي زد مي گفت:«ببين حال پريشانم. ببين حال پريشانم، حسين جانم، حسين جانم».
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir