وقتي خمپاره آمد ما نيستيم

نوع اصطلاح :
عنوان :
وقتي خمپاره آمد ما نيستيم
آمده بوديم خط را تحويل بگيريم و در آن موضع مستقر بشويم. داشتيم با برادراني كه تا آن روز آن جا بودند و قرار بود عقب بروند، راجع به اوضاع و احوال خودمان و دشمن صحبت مي كرديم. يكي از بچه توضيح مي داد كه آتش بازي كي شروع مي شود و كي تمام و اين كه فاصلۀ ما با برادران! مزدور چقدر است و از نظر آذوقه و مهمات و ارتباط تداركاتي قوي هستيم يا ضعيف. حرف به اين جا رسيد كه:«تا وقتي ما هستيم نيروهاي بعثي جرأت ندارند جنب بخورند، خوب مي دانند كه اگر ما عصباني بشويم و مجبور باشيم از خجالتشان در بياييم هيچ كس جلو دارمان نيست»؛ در هيمن اثنا يك خمپارۀ 60 بي سر و صدا آمد و كنار سنگر، «تپ» ولو شد. فانوس افتاد و نفتش ريخت روي پتو و گرد و غباري برخاست و خلاصه دكور سنگ و جلسه عوض شد. بعد من براي اين كه مزاحي كرده باشم با پوزخندي رو به گوينده كردم و گفتم:«داشتي مي گفتي اخوي حرفت يادت نره» و او كه زيرك و حاضر جواب بود، همان طور كه سر و صورتش را تميز مي كرد گفت:«آره داشتم مي گفتم كه تا ما هستيم خمپاره نيست، وقتي خمپاره آمد ما نيستيم»!
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir