امدادگر

نوع اصطلاح :
عنوان :
امدادگر
رستۀ من در جبهه امدادگري بود. ديگر حرفی نبود كه به ما نزنند:«برادر تو را خدا حواست به بادگير من باشد، برنداري براي يك تركش ناقابل آن را قيچي قيچي كني! فلاني وقتي ديدي من بي حركت روي زمین افتاده ام، نگذاري بروي و خيال كني شهيد شده ام، اول نبضم را بگير، بعد پلك چشمم را بالا بزن، قشنگ سر فرصت برايم شربت قند درست كن، چون ممكن است ترسيده باشم و از هوش رفته باشم، خلاصه ما را بلافاصله شكلات پيچ نكني ها». ديگري اضافه مي كرد:«ببين، اين شاهرگ من است، با شصت پايم اشتباه نكني موقع بستن، من زود خفه مي شوم.».
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir