آي كامك پفك

نوع اصطلاح :
عنوان :
آي كامك پفك
دشمن عقبۀ جبهۀ مهران و سينه كش ارتفاعات را بمباران كرده بود. از هر طرف صداي آه و نالۀ بچه ها به گوش مي رسيد. دشت پر از شهيد و مجروح و مصدوم بود. بيچاره امدادگران و بهداري چي ها نمي دانستند به حرف كي گوش كنند و سراغ كدام يك بروند، چون همه ظاهراًٌ يك وضعيت داشتند؛ تا معاينه نمي شدند و سراغشان نمی رفتي نمی توانستي كسي را بر ديگري ترجيح بدهي. در همين اثنا بالاي سر يكي از بچه هاي گردان رفتيم كه وقتي سالم بود امان همه را بريده بود. شروع كردم محل زخم و جراحتش را باند پيچي كردن. ديدم راستي راستي دارد گريه مي كند. گفتم:« تو كه طوريت نشده، بي خودي داد و فرياد راه انداخته اي كه چي؟» با همان حال و وضعي كه داشت دست بردار نبود. گفت:«من هم كه چيزي نگفتم. من ياد بچگی ام افتادم كه سر كوچۀ محل خوراكي مي فروختم. براي همين داشتم مي گفتم آ...ي! كامك، پفك، آلاسكا، بستني ... كه شما آمديد.»
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir