قربان آقا

نوع اصطلاح :
عنوان :
قربان آقا
سرم گرم كار خودم بود؛ آهسته بيا، آهسته برو! غريب افتاده بودم ميان جمع بچه هاي همشهري و هم محلي. ته لهجه محلي هم داشتم كه به خاطر آن هميشه زبانم بسته بود. اما در عوض، تا دلت بخواهد برادرها غريب نوازي مي كردند! خصوصاً بچه هاي لشكر 27. بعدها كه ما راه افتاديم و خودمان استاد شديم فهميديم چقدر آنها با ما حال كرده اند. يك نمونه اش كه يادم هست اين است كه يكي از آن روزهايي كه كمتر كسي را مي شناختم داشتم از دستشويي مي آمدم، كه يك نفر زد روي شانه ام و گفت:«قربون آقا»، و من به خيال اين كه لابد آشناست برگشتم و گفتم:«سلام، خواهش مي كنم» و هنوز احوالپرسي گرم نكرده بودم كه به دنبال «قربون آقا» اضافه كرد:«با پاسداراش».
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir