ديگر عرضي ندارم

نوع اصطلاح :
عنوان :
ديگر عرضي ندارم
كم تر دست به قلم مي برد و نامه مي نوشت. وقتي هم به توصيه دوستان تحريك مي شد كاغذي قلمي كند، مثل آدم كه نمي نوشت. اول صفحه مي نوشت:«خوب ديگر عرضي ندارم، اميدوارم سفارش هاي مرا پشت گوش نيندازيد و كارهايي كه خواسته ام مو به مو انجام بدهيد . پايان». اين اول و آخر نامه اش بود. اگر معترض مي شدم كه:«خوبيت ندارد». مي گفت:«وقتي نامه نوشتن زوري باشد بهتر از اين نمي شود».
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir