ترس از ترس

نوع اصطلاح :
عنوان :
ترس از ترس
قبل از عمليات والفجر 8 شبي نگهبان دسته دوم بودم. بي خوابي به سرم زده بود، قدم زنان رفتم سراغ نگهبان ها، پُستشان تمام شده بود، تعويض شدند و دو نفر بعد را بيدار كردند، يكي از آن ها خيلي ادعاي نترسي مي كرد، جلوي چادر ايستاده بود تا نفر دوم آماده شود و بيرون بيايد. با خود گفتم او را بترسانم. از پشت به او نزديك شدم و به عربي فرياد زدم قف! بيچاره خودش را انداخت داخل چادر، تند تند مي گفت:«عراقي عراقي، بيرون!» ديدم هوا پس است. حالا خودم بيشتر از او ترسيده بودم، ايستادن را ديگر جايز ندانستم، شجاعت هم حدي دارد! پا گذاشتم به فرار و رفتم داخل چادر و پتو را كشيدم سرم. جرأت نداشتم بلند نفس بكشم، مثل اين كه راستي راستي عراقي بودم!
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir