حاج آقا! در جيبت را بگير تويش نرود

نوع اصطلاح :
عنوان :
حاج آقا! در جيبت را بگير تويش نرود
ام القصر كه بوديم بعثي ها گاهي بي اندازه خمپاره 60 مي زدند؛ آن قدر كه ما ديگر به ام القصر مي گفتيم«ام الشصت»! خمپاره اي كه مثل كتاب هاي قطع جيبي و پالتويي راحت مي رفت تو جيب اوركت يا شلوارهاي كره اي. اما جيب قباي برادران روحاني كه به مأموريت رزمي تبليغي مي آمدند جبهه، چيز ديگري بود. درست قالب خمپاره بود! البته نه يكي ! فكر مي كنم با اندكي گذشت، راحت مي شد چندتايش را آن جا جاسازي كرد! اين بود كه تا باران خمپاره 60 باريدن مي گرفت، هر جا كه چشممان به حاج آقايي مي افتاد مي گفتيم:« حاج آقا! در جيبت را بگير نره تُوش». و حاج آقا مي خنديد و مي گفت:«راه دوري نمي ره. هر چه از دوست رسد نيكوست». مي گفتيم:« حاج آقا دوست، نه دشمن»، مي گفت:«عدو شود سبب خير». بعد بچه ها مي گفتند:«آره والله، مرغ حاج آقا، خوردن داره؛ بهتر از خروس خيلي هاست» و حاج آقا مي خنديد و مي گفت:«تخم مرغ هم گمان نمي كنم گيرتان بيايد». بچه ها كه كم نمي آوردند، جواب مي دادند:« شما قبول كن برو! بقيه اش با ما».
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir