چرچيل طرح كادي من بود

نوع اصطلاح :
عنوان :
چرچيل طرح كادي من بود
نا نداشت نفس بكشد اما خودش را از تك و تا نمي انداخت. وقتي غذا مي خورد از بي دنداني، همه عضلات فك و صورتش مي جنبيد. تنفس كه مي كرد به راحتي مي شد نفس هايش را شماره كرد. خلاصه به سختي خودش را جمع و جور مي كرد. قد بلند و لاغر بود و چهره اي تكيده داشت از نظر سفيدي موي سر و رو آدم برفي تمام عيار بود. در سرما و گرما، در بي آبي و بي غذايي، موقع بيماري و بي خوابي سعي مي كرد. به هر جان كندني كه هست، خودش را به جوان ترها برساند و عقب نماند؛ چون به محض اين كه بهانه اي دست بچه مي افتاد شروع مي كردند كه :«آخر پدر جان! مگر از خانه بيرونت كرده اند، مگر از خانه و زندگي ات سير شد اي يا با زنت دعوايت شده كه دو دستي چسبيده اي به جبهه و جنگ تو يك كلاش خشك و خالي را هم نمي تواني دستت نگه داري. همه اعضا و جوارحت شروع مي كند به لرزيدن، نه خودت بگو! اگر تو باشي و ده تا اسير كت بسته و يك قبضه دوشكا، مثلاً چكار مي خواهي بكني؟» و شوخي هاي ديگري از اين قبيل كه اگر فكر كنيم آن قدر دل نازك بود كه قهر مي كرد، يا به روي خودش مي آورد و عصباني مي شد اشتباه كرده ايم. گاهي جواب مي داد، آن هم چه جوابي! آن روز با شنيدن اين حرف ها با قيافه و لحني جدي برگشت و گفت:«شما چي خيال كرديد؟ چرچيل با آن همه يال و كوپالش طرح كادي من بود! باور نمي كنيد؟ بچه ها هم غش كرده بودند از خنده كه :«عجب رويي داري لابد مي خواهي بگويي نوه دختري اسكندر هم هستي؟»
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir