جا كليدي

نوع اصطلاح :
عنوان :
جا كليدي
هر چه غذا مي خوردم كه بزرگ بشوم، بي فايده بود. ديگر از گوشه و كنايه اين و آن خسته شده بودم هر كسي از راه مي رسيد و چشمش به قد و قواره من مي افتاد چيزي مي گفت. حالا بعضي اگر سنشان هم كم بود ماشاءالله قدشان نردبان دزدها بود. اما من بيچاره هم از در مي خوردم هم از ديوار. فرمانده گردان از همه بدتر بود. وقتي مرا مي ديد مي گفت:« اين قدر اين جا آفتابي نشو اگر عراقي ها تو را بگيرند جا كليدات مي كنند، يا تو را توي كوله پشتي يا جيبشان مي گذارند و مي برند عراق!»
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir