ملخ

نوع اصطلاح :
عنوان :
ملخ
در جبهۀ غرب روي تپه اي مستقر بوديم. ملخ ها زاد و ولد داشتند و همه را به ستوه آورده بودند هر قطعه سنگي را كه با پا حركت مي دادي چند بچه ملخ از جاي خود جست مي زدند. پوتين و
چكمه هاي ما نيز از نفوذ ملخ ها درامان نبود. ظاهراً چاره اي نبود جز اين كه به شهر برويم و چند جوجه مرغ بخريم وبا خود به جبهه بياوريم. همين كار را كرديم. جوجه ها آن قدر ملخ خورده بودند كه شكم هايشان باد كرده بود. تازه داشتيم از شر ملخ ها خلاص مي شديم كه سر و كله گربه ها پيدا شد و جوجه ها در معرض خطر قرار گرفتند و مشكل ما دوتا شد.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir