بلند شو استراحت كن

نوع اصطلاح :
عنوان :
بلند شو استراحت كن
منعش نمي كردي صبح را به ظهر و ظهر را به شب و شب را به صبح مي رساند در رختخواب، خيلي بي حس و حال بود. چشمت كه به او مي افتاد بي اختيار خميازه اي مي كشيدي، احساس خستگي و رنجوري به تو دست مي داد و جاجا مي كردي و دلت مي خواست فقط بخوابي. اما اين طور نبود كه بتواني به سادگي گوشه دنج و خلوتي پيدا كني و به خواب ناز فرو بروي. خودِ «خواب آلو» ي گروهان را بچه بلايي به سرش مي آوردند كه اگر مي خوابيد هم بدون شك يكسره خواب مي ديد و مرتب، هراسناك و ملتهب از خواب مي پريد. چمش كه گرم مي شد، طغاي دسته مي آمد بالاي سرش: ببين! ببين! و شانه هايش را آن قدر تكان مي داد تا بيدار مي شد، بعد مي گفت:« بلند شو يه خورده استراحت كن، دوباره بخواب پسرم!» حالا ساعت چند بود؟ يازده صبح! همه مي مردند از خنده؛ يا آن شوخي قديمي كه :«پاشو پاشو!» بعد كه بنده خدا از جا مي پريد:«چيه چيه؟» با بي خيالي و خونسردي جواب مي شنيد:«هيچي برادر فلاني(اسم شخص) مي خواست بيدارت كنه، من گفتم ولش كن گناه داره، تازه خوابيده!»
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir