برو تخته سياه را بياور

نوع اصطلاح :
عنوان :
برو تخته سياه را بياور
چه بساطي داشتيم براي ذكر گفتن ستوني! چه كارها كه نمي كرديم! تا عباراتي مي خواست از سر ستون به ته ستون برسد چه ها كه به سرش نمي آمد! پيدا كردن كسي كه ذكر و جمله را به دلخواه يا ندانسته عوض ميگردد، در آن شب هاي ظلماني آخر يا اوايل ماه هم كار آساني نبود. كافي بود برادري، كمي گوش هايش سنگين باشد يا زبانش به گفتن آن عبارت مخصوص نگردد؛ تصورش را بكنيد چه وضعي پيش مي آمد؛ مگر مي توانستي نخندي؟يا مگر حرف به كله نفس آدم فرو مي رفت كه بابا عمليات لو مي رود، پاي جان در ميان است، شوخي بردار نيست؟ نمي شد كه نمي شد؛ درست مثل بلايي كه آن شب سر خود ما آمد. هر چي من شمرده شمرده، حرف به حرف مي گفتم: بابا! وج ، عل، نا، من، بين ... تا آخر*، پشت سري چيز ديگري مي گفت. يكي از بچه ها كه ما را مي پاييد و در به در دنبال اين جور اشخاص مي گشت، آمد نزديك او كه بين ما ايستاده بود و گفت: برو تخته سياه پيدا كن بيار خودم برات بنويسم! كه من پقي زدم زير خنده و بعد، ستون كش كلي با ما جر و بحث كرد. نمي دانم چرا هميشه اين جور برادرها صاف مي خوردند به پست ما. يا پشت سرم بودند يا پيش رويم.

*«وجعلنا من بين آيديهم ...» قرآن سوره بقره، آيهْ 255.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir