هر چي من هيچي نمي گويم

نوع اصطلاح :
عنوان :
هر چي من هيچي نمي گويم
اول تلاش كرد به روي مبارك خودش نياورد و به بزرگواري، قضيه را ناديده بگيرد كه نشد. داشت طرز زاويه بستن خمپاره انداز 70 را مي گفت. بعد به اشاره و كنايه متوسل شد: «گويا برادرا دارند درس را براي هم تكرار مي كنند تا خوب يادشان بماند؛ درسته؟» نگاه كرد ديد يكي دو نفر رو راست گرفته اند خوابيده اند، چند نفري هم دارند چرت ملوكانه مي زنند! باز دلش نيامد حرفي بزند كه موجب رنجش خاطر بقيه شود. براي همين با طعنه گفت: «سعي مي كنم طوري حرف بزنم كه برادراي خواب ما بيدار نشوند.» بعدش هم از بس آمدند اجازه گرفتند كه به دست شويي بروند ناچار شد بگويد: «هيچ اجبار و اكراهي نيست. ممكن است تعدادي از دوستان اين چيزها را بلد باشند، بنابراين مي توانند سر كلاس ننشينند و بروند بيرون» اين را كه گفت چند نفر باقي مانده هم شروع كردند دست و پايشان را جمع كردن و آماده عزيمت شدن. شايد هم مي خواستند ببينند مربي شان چقدر جنبه دارد؛ خدا عالم است! به هر تقدير، داشتند همه با هم بلند مي شدند كه صدايش را بلند كرد: «هر چي من هيچي نمي گويم...» همه ساكتِ ساكت شدند و نشستند. بعد با تواضع گفت: «آخه شما هم هيچي نمي گيد.» همه خنديدند و گفتند: «آخه شما زيادي هيچي نمي گيد!»
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir