نگهباني نوبتي

نوع اصطلاح :
عنوان :
نگهباني نوبتي
عملياتي به قصد آزادسازي زندان دولتو ترتيب داده شده بود. نيروهاي ادوات به تپه ها رسيدند. نگهباني تپه ها آن شب هم به عهده نيروهاي ما و بچه هاي ترك زبان ادوات بود. مسئول ادواتي ها، برادري بود به نام قلي، به تركي فارسي به من فهماند كه پست و نگهباني تپه ها را نوبت بندي كنيم. من هم گفتم: «نمي خواهد تا ساعت دو نيمه شب شما سر پست باشيد. ما مي خوابيم و بعد بچه هاي ما مي خوابند، شما نگهباني بدهيد.» بنده خدا متوجه نشد چه گفتم، قبول كرد و رفت. ما هم داخل ستون پراكنده شديم. ساعت دوازده بود ديدم دارد داد و فرياد مي كند و دنبال من مي گردد. گذشت تا صبح كه هوا روشن شد و مرا ديد و گفت: «فلاني عجب نگهباني اي داديد، مگر نگفتيد به هم كمك مي كنيم.» جواب دادم: «چرا الان هم مي گويم.» بعد جزء به جزء صحبت هاي ديشب را برايش توضيح دادم. چه غوغايي به پا شد. آتش گرفته بود از حرف من و بي دقتي خودش. تا مدت ها هر وقت مرا مي ديد رويش را برمي گرداند.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir